جمعه 12 دي 1404 - Fri 02 Jan 2026
  • حجت‌الاسلام حاج‌علی‌اکبری: دشمن می‌خواهد مشکلات اقتصادی را به بحران امنیتی تبدیل کند/ جوانان مؤمن و دانشمند ایرانی با هدایت رهبری، نام ایران را در فضا تثبیت کردند

  • پادویی برای ترامپ، شاخ و دُم ندارد/ نفاق این شکلی است

  • تعادل موشکی و چالش‌های دفاعی رژیم صهیونیست +عکس

  • اسرائیل آماده جنگ با ایران نیست

  • ریاست‌جمهوری ترامپ نشانه افول آمریکاست

  • لبنان؛ آغازی بر پایان برهه‌ای ۱۳ماهه؟

  • «نبویون» حاج‌قاسم؛ معمای خطی که نشکست

  • درخواست مجری صهیونسیتی از نتانیاهو درباره التهاب‌آفرینی در ایران+عکس

  • دولتی که یکسره دم از وفاق می‌زند صدایی که شنیدنی بود را نشنید

  • خدمـات شهیـد رئیسـی از کاهش نرخ تورم تا افزایش حقوق‌ها

  • وقتی «میدان» زبانِ مذاکره می‌شود

  • همتی جایگزین فرزین می‌شود

  • انگشت‌کردن در بینی و رابطه آلزایمر

  • درخواست عجیب و نامتعارفی را درباشگاه پرسپولیس مطرح کرده است.

  • خبرگزاری دولت: جمعی از بازاریان مغازه‌های خود را تعطیل یا نیمه تعطیل کرده‌اند/تجمع امروز خیابان لاله‌زار و مرکز تهران +عکس

  • سناریوی سه گانه غربگراها برای انداختن کشور در چاله مذاکره

  • کجا با این عجله؟

  • افسار دلار سرکش اینجاست

  • ۱۸۰ اقتصاددان طلبکار؛ صفر راهکار برای دلار

  • مقتدرانه از امنیت ایران دفاع می‌کنیم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 363523
    تاریخ انتشار: 28/دي/1402 - 16:58

    انتشار غزل قدیمی از رهبر انقلاب؛ در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتم

    مقام معظم رهبری غزلی با ردیف برخاستم دارند که حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی شاعر آئینی آن را منتشر کرد.

     انتشار غزل قدیمی از رهبر انقلاب؛ در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس

    حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی شاعر آئینی در فضای مجازی نوشت: روز ولادت حضرت زهرا(س) از حضرت آقا پرسیدم: قبل‌ها غزلی با ردیف برخاستم سروده بودید؟ فرمودند: قدیم بله.

    روز عزای امام هادی (ع) بود. مجلس به پایان رسید. فرمودند: آن غزل با ردیف برخاستم را پیدا کردم، اگر هستید بگویم به شما بدهند. گفتم : بله آقا، ده دقیقه بعد غزل به دستم رسید.

    و حالا این همان غزل قدیمی است:

    از سر ره تا غبار افشاند جان برخاستم
    چون الف در وصل جانان از میان برخاستم

    غرق خون هر چند جام روزی‌ام چون لاله بود
    از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم

    مقصد از سامان هستی مهر تابان تو بود
    همچو شبنم چهره چون دادی نشان برخاستم

    در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتم
    چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم

    همچو بلبل با گرانجانان ندارم الفتی
    طوطیان تا لب گشودند از میان برخاستم

    صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی است
    با «امین» هر گه نشستم بی امان برخاستم

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما