دوشنبه 30 شهريور 1405 - Mon 21 Sep 2026
  • از کلاس درس تا دوخت لباس امید/ عکس

  • موشک ۵۰ متری در خیابان‌های شهر! / فیلم

  • تصاویری از آیت‌الله شبیری زنجانی

  • ژاپنی ها خواستار ستاره استقلال شدن

  • زمان اعزام بیرانوند به سربازی مشخص شد

  • سقوط قیمت نفت همزمان با سفر میانجی به تهران

  • فیش عمره ارزان شد + عکس

  • جزئیات تازه از پرونده قتل ۵ عضو یک خانواده در تهران

  • کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد

  • همایشی که سوژه خنده فضای مجازی شد+ عکس و فیلم

  • پست سردار آزمون در بازگشت به تیم ملی با یک سوتی بزرگ!

  • کرایه‌ سرسام‌آور نفتکش‌ها

  • جزئیات مراسم تشییع و تدفین آیت‌الله شبیری زنجانی

  • ایران چه فیلمی را برای اسکار 2027 انتخاب می‌کند؟

  • واکاوی پشت‌پرده یک بحران اجتماعی

  • وقوع حادثه دریایی در تنگه هرمز

  • ستاره هافبک پرسپولیس در راه برگشت

  • قیمت موبایل‌ امروز دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

  • بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

  • توقف کامل صادرات نفت عربستان سعودی/ خط‌ و نشان انصارالله یمن برای ترکیه و پاکستان + عکس و فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 360287
    تاریخ انتشار: 22/آذر/1402 - 13:22

    بچه‌های سپاه دنبال رضایت گرفتن از یک چوپان بودند

    در دوران دفاع مقدس روزی خودروی بچه‌های سپاه که همراه آیت‌الله مشکینی بودند با گله گوسفندان تصادف کرد و یکی از گوسفندان تلف شد، نیروهای مسلح رفتاری از خود نشان دادند که باعث تعجب آیت‌الله مشکینی شد.

     بچه‌های سپاه دنبال رضایت گرفتن از یک چوپان بودند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،

    نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب اسلامی مورد هجوم تهمت‌های فراوانی بودند که آن‌ها را قاتل جان و سارق مال مردم به تصویر می‌کشید.

    سیدمسعود خاتمی پزشک یکی از زندان‌های شهر سردشت آذربایجان غربی در دوران دفاع مقدس در کتاب تاریخ شفاهی تعریف می‌کند: یک بار آیت‌الله علی‌اکبر مشکینی را دعوت کردیم و از ایشان خواستیم تا در مقر سپاه فارس برای نیروها صحبت کند. ایشان هم آمد و حضورش خاطرات خوبی برای ما رقم زد.

    روزی با ایشان با یک ماشین پیکان در جاده شیراز ـ جهرم حرکت می‌کردیم که با گله گوسفندی که از جاده عبور می‌کرد، برخورد کردیم. یکی از گوسفندان مصدوم شد و در نهایت تلف شد.

    ما نگه داشتیم تا صاحب گوسفند را راضی کنیم. پول هم نداشتیم. جیب‌هایمان را گشتیم تا پول‌هایمان را روی هم بگذاریم و به او بدهیم. بالاخره صاحب گوسفند قیمتی برای گوسفند تعیین کرد و ما مبلغ را به او دادیم و راضی‌اش کردیم.

    آقای مشکینی که در این مدت ما را را زیر نظر داشت، بعد از پایان ماجرا به ما گفت: شما چند نفر، مسلح بودید و صاحب گوسفند هم یک چوپان ساده و تنها در بیابان بود. به راحتی می‌توانستید او را تهدید کنید و به راه خودتان ادامه دهید، ولی این کار را نکردید.

    او ادامه داد: وقتی دیدم دارید سعی می‌کنید که مرد چوپان را راضی کنید، امیدی در دلم زنده شد که نیروی مسلحی به وجود آمده است که با وجود داشتن قدرت به دنبال آن است که چوپان یک گله را راضی کند و پول گوسفند تلف شده او را بدهد.

    خلاصه ایشان ما را بابت این رفتار خیلی تشویق کرد و گفت: این روحیه سپاهی‌هاست که حق الناس را رعایت می‌کنند.

    در واقع آقای مشکینی می‌خواست با این عکس‌العمل خود بچه‌ها را به عمل به آموزه‌های دینی، به خصوص رعایت حق‌الناس، ترغیب کند.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما