سه شنبه 09 تير 1405 - Tue 30 Jun 2026
  • هواداران جام جهانی با لباس‌ها و چهره‌آرایی‌های خلاقانه / عکس

  • اگر آمریکا به تفاهم‌نامه پایبند باشد ما هم به تعهداتمان عمل می‌کنیم

  • گل اول مراکش به هلند در جام جهانی /فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۹ تیر ۱۴۰۵

  • طلا بخریم یا بفروشیم؛ پیش‌بینی قیمت طلا تا پایان تابستان ۱۴۰۵

  • تصاویری از یک روباه قرمز در پارک ملی گلستان / فیلم

  • فرمانده‌ای که قبل از شهادت، انتقام خودش را از صهیونیست‌ها گرفته بود + عکس

  • شگفتی دوم؛ مراکش هلند را حذف کرد

  • قیمت خودرو امروز سه شنبه ۹ تیر

  • چرا اروپا باید از هرگونه نقش‌آفرینی در مذاکرات ایران و آمریکا کنار باقی بماند؟

  • قیمت دلار امروز سه شنبه ۹ تیر

  • مسیرهای ورودی به تهران برای مراسم وداع با رهبر شهید

  • توصیه ۱۴ بندی کاخ سفید برای نجات حکومت ایران +عکس

  • ۵ درسی که کشورهای عربی باید از جنگ رمضان بگیرند

  • دنده معکوس تقاضا در بورس با برخورد به کف ۵ میلیون واحدی

  • ثبت‌نام اربعین آغاز شد

  • ثبت اولین شگفتی جام جهانی به دست پاراگوئه +فیلم

  • پرسش آقای فضائلی و حی علی‌الاصول

  • تمجید ابوعبیده از ایستادگی مردم سوریه

  • آتش‌سوزی در فرودگاه بین المللی کرکوک / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 354815
    تاریخ انتشار: 17/مهر/1402 - 13:14

    وقتی آمریکا به پای خود شلیک می‌کند!

    در روزها و ماه های آتی باید انتظار قفل شدن بیش از پیش ساختارهای قانونگذاری در آمریکا را داشت. مساله‌ای که مخصوصا می تواند موانع زیادی را در مسیر عملکرد و کنش های عادی دولت بایدن و پیشبرد دستورکارهایش در حوزه های مختلف ایجاد کند.

    وقتی آمریکا به پای خود شلیک می‌کند!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از جهان نیوز ،

    تنش و آشوب، دو کلیدواژه محوری هستند که جهت توصیف تحولات جاری در آمریکا، می توان از آن ها در دقیق‌ترین قالب ممکن استفاده کرد. سیاستمداران و دو حزب اصلی آمریکا، سال‌ها دست به هر اقدامی می زدند تا اختلافات و شکاف های جاری در روابطشان را از چشم افکار عمومی آمریکا و جهان پنهان کنند و از انسجام در رویه ها و رویکردهای مطرح در حوزه سیاست آمریکایی صحبت کنند.

    با این حال، در شرایط کنونی، این اختلافات و شکاف ها بیش از هر زمان دیگری آشکار شده اند و چشم اندازهای تیره و تاری را پیش چشم آینده جریان حکمرانی در آمریکا قرار داده اند.
    در این راستا، به طور خاص اخیرا شاهد برکناری کوین مک کارتی، رئیس جمهورخواه مجلس نمیاندگان آمریکا از سمتش بودیم. تحرکی که با همدستی هم حزبی های تندروی وی در مجلس نمایندگان آمریکا و با طرح این اتهام علیه مک کارتی روی داد که او با حزب دموکرات جهت جلوگیری از تعطیلی دولت آمریکا(به دلیل عدم موافقت جمهوریخواهان با کلیات لایحه بودجه دولت بایدن) همکاری کرده و عملا یک فضای تنفس 45 روزه را برای این دولت ایجاد کرده است.

    معادله ای که از چشمِ هشت جمهوری خواه تندروی حامی ترامپ و البته عضو مجلس نمایندگان آمریکا، نمودی عینی از خیانت مک کارتی به حزب متبوعش بوده است و از دید آن ها، وی بایستی به هر نحو ممکن از سمت خود برکنار می شد. در این راستا، بسیاری از ناظران و تحلیلگران معتقدند که برکناری مک کارتی، با کنشگری فعال و پشت پرده ترامپ روی داده و در واقع، این رویداد را باید نمودی عینی از تسویه حساب ترامپ با مک مکارتی به دلیل آنچه همدستی اش با دولت بایدن عنوان می شود، ارزیابی کرد.

    برکناری مک کارتی از سِمت خود به عنوان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، در طول تاریخ این کشور بی‌سابقه بوده و درست به همین دلیل نیز، توجهات زیادی را از سوی ناظران و تحلیلگران مسائل آمریکا به سمت خود جلب کرده است.

    با این همه، همانطور که پیشتر نیز گفته شد، بسیاری از جریان های سیاسی و رسانه ای آمریکایی، واقعه برکناری کوین مک کارتی از ریاست مجلس نمایندگان آمریکا را حامل پالس های معناداری برای آینده جریان حکمرانی در آمریکا و البته سیاست خارجی این کشور ارزیابی می کنند. در این راستا، به طور خاص می توان به 3 پیام عمده و محوریِ این رویداد اشاره کرد.

    یک: قفل ‌شدن بیش از پیشِ ساختارهای قانونگذاری در آمریکا
    "کدام احمق حاضر است به جای کوین مک کارتی، ریاست مجلس نمایندگان آمریکا را برعهده گیرد؟". این جمله به تازگی از سوی نشریه اکونومیست و در قالب یک مقاله تحلیلی با محوریت واکاوی ابعاد مختلف برکناری کوین مک کارتی از ریاست مجلس نمایندگان آمریکا مطرح شده است. جمله ای که البته حامل معانی و تفاسیر مختلفی نیز است. بسیاری از تحلیلگران حوزه مسائل سیاسی در آمریکا بر این باورند که مک کارتی، نوعی رویکرد محتاطانه را در دوران حضور در قدرت پیشه کرده بود و سعی داشت تا جای ممکن از دام هایی که تندروهای جمهوریخواه برای وی پهن می کنند، دوری کند.

    با این حال، در نهایت شاهد آن بودیم که ظاهرا زور تندروهای ترامپیست در حزب جمهوریخواه از افرادی نظیر مک کارتی بیشتر است و همین افراد نیز ضربه اصلی را به مک کارتی در چهارچوب برکناری اش از ریاست مجلس نمایندگان آمریکا زدند. حال، سوال محوری این است که چه فرد دیگری از حزب جمهوریخواه مایل است که سِمت مک کارتی را برعهده گیرد؟



    *نشریه "اکونومیست" در گزارشی با واکاوی تبعات و پیامدهای برکناری کوین مک کارتی از ریاست مجلس نمایندگان آمریکا، به طور خاص به این نکته اشاره می کند که این رویداد، لج و لجبازی های سیاسی در نهادهای قانونگذاری آمریکا را تشدید می کند و حامل هرج و مرج و آشوب های فراوان برای آینده جریان حکمرانی در آمریکا است.
     
    در این رابطه دو سناریوی عمده مطرح می شود: اگر فردی تندرو(یا بهتر بکوئیم یک ترامپیست) جایگزین مک‌کارتی شود، امکان تشدید و تعمیق بن‌بست سیاسی در آمریکا کاملا وجود دارد و بیراه نیست اگر بگوییم عرصه قانونگذاری در آمریکا به چهارچوبی جهت لج و لجبازی های حزبی و بهضا با محوریت منافع شخصی فردی نظیر ترامپ تبدیل خواهد شد. اگر هم یک چهره میانه رو از حزب جمهوریخواه کرسی ریاست بر مجلس نمایندگان آمریکا را برعهده گیرد، با توچه به بلایی که تندروهای حزب جمهوریخواه سرِ کوین مک کارتی آوردند، اساسا وی فضای مانور چندانی نخواهد داشت و هیچ بعید نیست که با حساس شدن معادلات سیاسی در آمریکا(با توجه به نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 2024 آمریکا)، به سرنوشتی مشابه با مک‌کارتی نیز دچار شود.

    معادله ای که عملا یک پیام دارد: در روزها و ماه های آتی باید انتظار قفل شدن بیش از پیش ساختارهای قانونگذاری در آمریکا را داشت. مساله ای که مخصوصا می تواند موانع زیادی را در مسیر عملکرد و کنش های عادی دولت بایدن و پیشبرد دستورکارهایش در حوزه های مختلف ایجاد کند.



    *نیویورک تایمز در گزارشی ضمن اشاره به برکناری کوین مک کارتی از ریاست بر مجلس نمایندگان آمریکا، این مساله را نمودی از هرج و مرج طلبی ارزیابی می کند که جمهوریخواهان در عرصه سیاست آمریکا به راه انداخته اند و البته که دموکرات ها نیز در قالب آن کنش های جدی را از خود نشان داده و می دهند. معادله‌ای که در کلیت خود جز خسارت برای آمریکا و مردم این کشور به همراه ندارد.

    دو: آشکار شدن یک واقعیت عینی در مورد رابطه مردم آمریکا و احزاب این کشور
    یکی از عینی‌ترین پیام های اخراج کوین مک کارتی و البته پیامدهای ناشی از این مساله برای آمریکا و مردم این کشور، عیان شدن بیش از پیش این واقعیت است که برخلاف لفاظی های سیاستمداران و احزاب اصلی در آمریکا، مردمِ این کشور و منافع آن ها جایگاه چندانی را در قالب معادلات سیاسی و حزبی آمریکا ندارند و در شرایطی که آمریکایی ها در روزها و ماه های گذشته با چالش های جدی و گسترده ای نظیر تشدید مشکلات اقتصادی و یا بالارفتن آمارهای مهاجرت غیرقانونی به آمریکا و افزایش آمارهای مرتبط با خشونت اجتماعی در این کشور و نگرانی از تعطیلی قریب الوقوع دولت در آمریکا رو به رو بوده اند، احزاب جریان اصلی در آمریکا درگیرِ رقابت های سیاسی خود هستند و انگار مردم آمریکا را هیچ می پندارند و سعی در اهرم سازی از آن ها برای خود و پیشبرد منافعشان دارند.

     
    *گاردین در گزارشی با اشاره به برکناری کوین مک کارتی از کرسی ریاست مجلس نمایندگان آمریکا، به طور خاص به این موضوع گیری مک کارتی اشاره کرده که "دیدگاه های تنگ نظرانه 8 نماینده جمهوریخواه که برکناری وی را از سِمتش تسهیل کردند، برای او و آمریکا نباید مهم باشد". گاردین در گزارش خود به این مساله اشاره کرده که گویی در ماجرای مک کارتی، مردم آمریکا بخشِ مغفول ماجرا بوده اند و کمتر کسی به آن ها توجه داشته است.

     
    معادله ای که در کلیت خود ضربه ای سنگین را به ادعاهای دور و دراز دموکراسی آمریکایی تداعی می کند و جلوه حقیقی‌ترِ این نوع از دموکراسی را بیش از هر زمان دیگری پیش چشم افکار عمومی بین المللی قرار می‌دهد.

    سه: عیان شدن چشم اندازهای جدید در قالب جنگ اوکراین
    در نهایت باید گفت که مقاومت جدی جمهوریخواهانِ تندرو در برابر لایجه بودجه ارائه شده از سوی دموکرات ها و تاکیدات آن ها بر ضرورت اصلاح بخش هایی از آن نظیر حذف ردیف بودجه تخصیص شده برای ارسال کمک‌های مالی و تسلیخاتی به اوکراین، حاکی از این مساله است که دولت اوکراین بایستی از همین حالا خود را آماده مواجهه با واقعیت های جدیدِ میدانی در قالب جنگ این کشور با روسیه کند.

    اساسا به همین دلیل هم بود که در ماه های گذشته بسیاری از تحلیلگران و چهره های سرشناس فعال در حوزه سیاست بین الملل به دولت اوکراین پیشنهاد داده بودند که هر چه سریعتر راه مذاکره و حصول توافق صلح با روسیه را در پیش گیرد. زیرا در شرایطی که چشم اندازهای ارائه کمک های آمریکا به اوکراین تضعیف شده و دولت های اروپایی نیز از پتانسیل های کافی جهت حمایت از کیِف در برابر روسیه برخوردار نیستند، گزینه های اوکراین در قالب معادله جنگ این کشور با روسیه به شدت محدود خواهند شد.

     


    *نشریه پولیتیکو در گزارشی با اشاره به اخراج کوین مک کارتی از کرسی ریاست بر مجلس نمایندگان آمریکا، به طور خاص از تشدید نگرانی ها در اوکراین خبر داده و تاکید کرده که رهبران این کشور نگرانند که مبادا کشورشان به اهرمی در قالب سیاست داخلی آمریکا تبدیل شود و قربانی رقابت های جناح های مختلف سیاسی این کشور گردد.
     
    تندروهای جمهوریخواه تاکنون بارها و بارها تاکید کرده اند که روند حمایت های آمریکا از اوکراین باید هر چه سریعتر خاتمه یابد و این مساله اساسا به نفع آمریکا نیست. جالب اینکه کوین مک کارتی به عنوان یک سیاستمدار جمهوریخواه نیز خواهان تداوم کمک های آمریکا به اوکراین بود و در نهایت نتوانست حریفِ هم حزبی های تندروی خود شود. از این رو، روند تحولات اخیر در آمریکا، پیامدهای معناداری را نیز برای جنگ اوکراین و معادلات ژئوپلیتیکی و راهبردی که پیرامون آن مطرح می شوند، تداعی می کند.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما