چهارشنبه 04 شهريور 1405 - Wed 26 Aug 2026
  • جهان به روایت تصویر /از غرق شدن ترامپ تا حمله به غزه

  • سیدمجید بنی فاطمه/مشتری نگاه تو خورشیده

  • عذرخواهی هافبک سپاهان از استقلالی‌ها

  • بِسِنت خالی بست؛ مستندات چه می‌گویند؟

  • امارات ویزای هادی چوپان را باطل کرد

  • بابت گرانی‌ها از مردم عذرخواهی می‌کنیم

  • آمریکا شرایط ما را نپذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد

  • ۱۲ میلیون لیتر بنزین بیشتر در راه است

  • بزرگ‌ترین انجیرستان دیم جهان در فصل برداشت / عکس

  • قیمت دلار کاهشی شد

  • قرارداد امیر قلعه‌نویی تمدید شد

  • پاسخ قالیباف به نامه حسین شریعتمداری: /عقلانیت انقلابی، نقطه گم‌شده امروز است

  • حفظ انسجام ملی، پادزهر محاسبات دشمن

  • اخیرا علی کریمی دل خیلی‌ها را شاد کرده است

  • هرج‌و‌مرج در وزارت جنگ آمریکا؛ بحران در راس فرماندهی ارتش

  • ویدئوی دیده نشده از رهبر شهید در منزل آیت‌الله صافی

  • کشف ۸ گروه تروریستی در ایران / فیلم

  • زنگ پایان گرما به صدا درآمد

  • تولید و جایگزینی سامانه‌های پدافندی در حال انجام است

  • ستاره استقلال به دربی می‌رسد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 344446
    تاریخ انتشار: 25/خرداد/1402 - 14:14

    قرار سرفرازی در زندان ساواک

    سحرگاه ۲۶ خرداد ۱۳۴۴، چهار تن از اعضای هیأت‌های مؤتلفه اسلامی اعدام شدند. پس از تصویب کاپیتولاسیون آمریکایی و دستور امام خمینی به عدم سکوت، رژیم شاه امام را تبعید کرد و برای حسنعلی منصور، عامل مستقیم آمریکا برای چند پروژه در ایران، برخی نمایندگان امام همچون آیت‌الله بهشتی و همچنین آیت‌الله میلانی، مرجع حاضر در ایران، حکم اعدام را صادر کردند.

    قرار سرفرازی در زندان ساواک

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فرهیختگان ،

    قراری میان اعضای گروه اجراکننده حکم حسنعلی منصور بود که اگر بازداشت شدند و اعتراف نکرده بودند، هنگام عکاسی چشم را به سوی بالا بگردانند. این تصویر که در روز ۴ بهمن ۱۳۴۳، سه روز پس از عملیات، گرفته شده است، نشان می‌دهد که آنها به خوبی مقاومت کرده بودند.

    لو رفتن هویت شهید محمد بخارایی و دستگیری دو رفیق او از طریق کارت تحصیلی‌اش انجام شده بود؛ کارتی که بخارایی به‌منظور ایجاد پوشش در عملیات اعدام انقلابی حسنعلی منصور، نخست‌وزیر وقت، در بهمن ۱۳۴۴ در جیب خود گذاشته بود. شهید بخارایی با وجود تمام شکنجه‌های ماموران ساواک، لب به سخن نگشود و خود را معرفی نکرده بود، اما همین کارت تحصیلی که در جیبش بود منتهی به شناسایی‌اش شد.

    شهید مهدی عراقی درباره این ماجرا گفته: «بخارایی را می‌آورند شهربانی. فورا از طرف وزیر دادگستری، حکمت، بازپرس فوق‌العاده مأموریت پیدا می‌کند که بیاید بازپرسی بکند، زیر نظر فیلسوفی، دادستان تهران. تا نزدیک ساعت ۳ بعدازظهر هرچه از بخارایی [می‌خواهند مطلبی] بفهمند، چیزی از او گیرشان نمی‌آید... در بازرسی بدنی که از این کرده بودند یک کارت تحصیلی از توی جیبش درآورده بودند که مال مدرسه خزائلی بود که شبانه می‌رفت کلاس. می‌روند آنجا، آدرسی که این داده بود آدرس از مدرسه خزائلی می‌گیرند، دکانش را آدرس داده بود. می‌روند در دکانش، اوستایش را می‌گیرند و آن بنده خدا هم می‌گوید این بابا امشب شب عروسیش است، دیشب از من اجازه گرفته که امشب عروسی دارم، عقدکنان دارم و از این حرف‌ها. آنها هم می‌گویند آره بلند شو بیا امشب عروسی خوبی دارد، آدرس خانه‌اش کجاست؟ تازه آنجا متوجه می‌شود که جریان چی بوده، آدرس خانه را می‌دهد. می‌روند در خانه، مادر محمد را بر می‌دارند و می‌آورند شهربانی.»

    بعد از آن ساواکی‌ها به آدرس رفقایش پی بردند و دو شهید دیگر نیز بازداشت شدند. مقاومت آنها به حدی بود که شهید صادق امانی، فرمانده عملیات، تا چند روز لو نرفت. در نهایت رژیم پهلوی از طریق دیگری به هویت و محل حضور او پی برد.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما