چهارشنبه 07 مرداد 1405 - Wed 29 Jul 2026
  • پل B۱ کرج با تغییراتی در سازه، ترمیم می‌شود

  • انصارالله به‌دنبال اخذ عوارض از کشتی‌هاست

  • قیمت جدید برنج ایرانی و خارجی در بازار

  • ​​​​​​​ ترامپ ایران را به حملات جدید تهدید کرد

  • وثیقه تحصیل در خارج از کشور چقدر است؟

  • عجله ترامپ برای مذاکره با ایران

  • چرت زدن ترامپ در مراسم خاکسپاری گراهام! / فیلم

  • تسلط روسیه بر دو منطقه دیگر در اوکراین

  • ایران حملات تجاوزکارانه آمریکا و عربستان به عراق را به شدت محکوم کرد

  • دریادار سیاری: اشراف کامل ایران بر تنگه هرمز

  • خودکشی ۲ نظامی زن صهیونیست در یک هفته

  • برای رفع خستگی چه ویتامین‌ هایی لازم است؟

  • تصاویر آسیب جدید حملات ایران به پایگاه آمریکا در کویت + فیلم

  • هجوم معترضان به هتلی در واشنگتن دی‌سی که نتانیاهو در آن مشغول صرف شام بود / فیلم

  • استقبال از پیکر خلبان قهرمان سوخو ۲۴

  • حمله آمریکا و عربستان علیه حشد الشعبی در نینوا / فیلم

  • هیچ راهی جایگزین تنگه هرمز نمی‌شود آمریکا بازنده جنگ است

  • سلام کربلا سلام زندگی /حسین طاهری

  • شهادت و جراحت ۵۲ تن از نیروهای حشد الشعبی

  • چرا اروپایی‌ها از گرما می‌میرند؟ / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 341806
    تاریخ انتشار: 27/ارديبهشت/1402 - 17:27

    مروری بر زندگی نامه شهید «خسرو اکبرلو»

    خسرو اکبرلو در بیست و پنجم بهمن ماه سال 1342 در پاکدشت متولد شد. تحصیلات خود را تا پایان دوران دبیرستان ادامه داد و سپس تحصیلات دانشگاهی اش را پی گرفت . سال 64 ازدواج کرد و سپس از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه اعزام شد و سرانجام در بیست و هفتم اردیبهشت سال 65 در جزیره مجنون به شهادت رسید...

    مروری بر زندگی نامه شهید «خسرو اکبرلو»

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،باد گرمی از هر طرف می وزید و بر سطح آب موج می انداخت . رزمندگان مستقر در جزیره مجنون با شنیدن صدای اذان مغرب و عشا به نماز می ایستند . بعد از نماز هر کس به مقر تعیین شده خود برگشت . خسرو فرصت را غنیمت شمرد و به سراغ وسایل شخصی اش رفت . نامه هایی که تک تک اعضای خانواده اش برای او نوشته بودند ، عکسهای یادگاری با بچه های رزمنده در سنگر ، عکسهای خانوادگی ، نشانه هایی از همسر جوانش ، نسخه ای از وصیت نامه و... آنها را یکی یکی تماشا کرد ، خواند و مرور کرد . از همه شیرین تر روز قبولی اش در کنکور دانشگاه و روز خوش ازدواجش بود. دست آخر از میان تمامی عکس ها به عکس پدر و مادرش خیره شد . چهره پدر و مادر را به یاد آورد که چطور او را به موقع آمدن بدرقه کرده بودند . لب هایش مهمور به مهر سکوت بود و در چشم هایش نگرانی موج می زد . به یاد حرفی افتاد که در آخرین دقایق دیدار به مادرش گفته بود :

     
     
    «مادر جان اگر شهید شدم برایم گریه نکن . برای شهیدان کربلا و مظلومیتشان گریه کن و ....»
     
    و مادر ساکت و تسلیم به سخنان پسر گوش سپرده بود .
     
    از جا بلند شد و رفت تا پست نگهبانی را از رزمنده ای دیگر تحویل بگیرد . در همین حال سر و صدای مهیبی از هر طرف به گوش رسید . صدای رعد آسای ضد هوایی ها ، تیر بارها و مسلسلهای جنگی تمام فضای منطقه را پر کرد . منورها آسمان را روشن کرده بودند . دشمن دست به حمله ای تازه زده بود . . رزمنده های سپاه و بسیج به سرعت وارد جنگ بی امان شدند . کار جنگ هر لحظه بالامی گرفت .
     
    «خسرو اکبرلو » ساعتهای زیادی را در چنین شرایطی همدوش و هم رکاب با بچه های دلاور جنگید .
     
    گاه زخمی شدن دوستان و رزمندگان را می دید و گاه شاهد و ناظر پیروزی و توفیق آن ها در از بین بردن سلاح ها و مواضع دشمن بود . تا اینکه ترکشی سوزان از خمپاره های دشمن در آن سیاهی شب بر بدن او نشست .
     
    "خسرو" زخمی شد . خونش خاک زیر پایش را رنگین کرده بود . زانوهایش خم شد و لحظه ای چشمانش را روی هم گذاشت . چمن زار بهشت پیش رویش دامن گسترده بود . چشم هایش را لحظه ای باز کرد . آخرین تصویر پیش نظرش جزیره مجنون بود . سپس برای همیشه چشم هایش را بست و در همان چمن زار زیبای پرشکوهی که دیده بود با آسودگی تمام خوابید .
     
    خسرو اکبرلو در بیست و پنجم بهمن ماه سال 1342 در پاکدشت متولد شد. تحصیلات خود را تا پایان دوران دبیرستان ادامه داد و سپس تحصیلات دانشگاهی اش را پی گرفت . سال 64 ازدواج کرد و سپس از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه اعزام شد و سرانجام در بیست و هفتم اردیبهشت سال 65 در جزیره مجنون به شهادت رسید .
     
     
     
     
     
    فراز هایی از خصوصیات اخلاقی و اعمال و رفتار شهید رضااکبرلو :
     
    - صبر و بردباری و اخلاق و رفتار نیک او زبانزد خانواده و اقوام و دوستانش بود.
     
    -صله رحم را بجای میآورد ؛ مخصوصا" از پدر و مادر هرگز غافل نبود و در برابر آنها خاشع و مهربان بود .
     
    - عبادت او خالص و بیشتر شبها با خدای خود خلوت و راز و نیاز می کرد و نماز شب می خواند و هفته ای دو روز بدون سحری و مخفیانه روزه می گرفت و واجبات و فرائض دینی را بجا می آورد .
     
    - سخت کوش و مقاوم بود و بیشتر اوقات خود را به مطالعه دروس و کتب مذهبی می گذراند .
     
    - در مسائل سیاسی و مذهبی کوشا و فعال بود شرکت او در اغلب تظاهرات سیاسی و مذهبی و نماز جماعات و جمعه ها و دعاهای توسل و کمیل و عضویت در انجمن اسلامی گواه صادق آن است .
     
    - بیش از هر چیز به امام و جنگ اهمیت می داد و برای همین هم بود با اینکه تازه پیمان عقد ازدواج بسته بود به ندای رهبر خود لبیک گفته و برای چندمین بار به جبهه نبرد حق علیه باطل اعزام گردید تا اینکه در تاریخ 20/2/1365 بر اثر اصابت خمپاره به شدت مجروح گردید و چند عضو از اعضای اصلی بدن خود را از دست داد ومعلوم بود بسیار درد و رنج می کشد اما هرگز شکوه و ابراز ناراحتی ننمود و حتی به ملاقات کنندگانش دلداری می داد .
     
     
     
     
     
    آری :
     
    آنان که چراغ عشق افروخته اند چون شمع به سوز دل خود سوخته اند
     
    و سرانجام در تاریخ بیست و هفتم اردیبهشت 1365 به آرزوی دیرینه خود شهادت نائل گردید .
     
    روحش شاد و راهش پررهرو باد .

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما