به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از الف ، از اصول گرا تا اصلاح طلب و اعتدالی همه از وضع معیشتی بد مردم و ناکارامد حکمرانی اقتصادی می گویند اما کسی نمی گوید که این حکمرانی بد معیشتی ناشی از عملکرد خودشان است! به جای آن راحت ترین کار را که نشانه رفتن انگشت اتهام به دیگری باشد انتخاب می کنند: یکی «خالص سازی» را مقصر می داند (که البته نقد سیاسی واردی است اما نه در زمینه مورد بحث این نوشته) بدون آنکه بگوید در زمانی که به قول شان هنوز خالص سازی نشده بود چه گلی بر سر این حکمرانی زدند؟! دیگری از «خودبراندازی» می گوید بی آنکه فرصت خود را برای بهبود حکمرانی به یاد بیاورد. این بی حافظگی حتی شامل کسانی هم می شود که به تازگی از اسب قدرت پایین آمده اند، کسانی که تا همین دو سال پیش از این فرصت بهره مند بوده اند . جبهه مقابل این ها هم گمان می کند با حرف درمانی و شعار درمانی پاسخ مناسبی داده است! شعارهای بزرگ و عمل های کوچک!
کسان دیگری هم البته هستند که به شکل عجیبی مقصر اول و آخر همه این سالها ناکارآمدی را با وجود آنکه قدرت های اجرایی بزرگ را خودشان و دوستان شان در دست داشته اند جایگاه رهبری و نظریه ولایت فقیه می دانند!
شرایط امروز کشور بسیار سخت و دشوار است؛ تردیدی نیست، اما پیش از این سال ها هم این هنر حکمرانی نبود که مشکلات، کمتر از حالا جلوه می کرد. این «نفت» بود که مثل یک جادوی سیاه همه ناکارامدی ها را در خود پوشانده بود. اداره کشور با فروش نفت از هر کسی بر می آید به قول مرحوم علی حاتمی: «سال قحطی نان مردم را تأمین کردن کرامته، وگرنه با آرد و نان و آتش نان پختن که هر کس نانواست!» مهم این است که در شرایط سخت بتوان گره ای باز کرد.
اما اولین گام در این راه سخت و دشوار،
۱-پذیرش این شرایط و توضیح و تبیین شفاف و صادقانه آن برای مردم
۲-پیشقدم شدن در تحمل این سختی ها از سوی خود حکمرانان
۳-اتخاذ تصمیم های مناسب این شرایط است
گامی که به نظر نمی رسد اصلا برداشته شده باشد!
حکمرانان ما اولا با این تصور که بیان دشواری ها برای مردم ضعف و ناکارامدی جلوه می کند ( گویی تا حالا نمونه اعلایی از کارآمدی بوده ایم!) و بدتر از آن با نوعی حماسه سرایی های بی دلیل درباره وضع درآمدی کشور چنین وانمود می کنند که تحریم ها مشکلی ایجاد نکرده یا کاملا آن را دور زده ایم و...
ثانیا به جای مشارکت در هزینه های این شرایط و پیشقدم شدن برای این امر متاسفانه فارغدلانه مشغول زندگی عادی خودشان هستند .
ثالثا خبری از تصمیم های مناسب این شرایط سخت در برنامه ها نیست. وحال آنکه وضعیت فعلی تصمیماتی متفاوت تر از شرایط عادی می طلبد. تصمیماتی که البته چنانکه گفته شد تمام هزینه ها را بر دوش مردم نیندازد!
متاسفانه حکمرانان ما همین نخستین گام را چنان لرزان و لغزان برداشته اند که گویی قدمی از قدم برنداشته اند.



