دوشنبه 27 مهر 1405 - Mon 19 Oct 2026
  • تکمیل کلکسیون شکار جنگنده‌ها+ عکس

  • افشای راز قدرت ژئوپلیتیکی ایران!

  • بازتولید گرایش‌های جدایی‌طلبانه در آمریکا

  • ترس نظامیان صهیون از جنگ با ایران

  • تیم جدید علیرضا بیرانوند مشخص شد

  • شهدای وزارت دفاع پیش‌قراولان جهاد و شهادت بودند

  • مهرداد اخلاقی وزیر دفاع دولت پزشکیان شد

  • سارق پراید با پابند الکترونیکی دستگیر شد

  • ادامه روند افزایشی بروز کرونا در کشور

  • وقتی اینترنشنال دچار آشفتگی رسانه‌ای می‌شود!/ فیلم

  • مادر بمب‌های شما و پدر موشک‌های ما !

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵

  • اتفاق جالب بین وریا غفوری و فرهاد مجیدی

  • قیمت سکه و طلا امروز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵

  • هدیه ویژه ترامپ برای پوتین

  • قیمت گوشت قرمز امروز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵

  • حمله به یک کشتی در سواحل امارات

  • حنظله اسناد محرمانه مرکز جنگ شناختی اسرائیل را منتشر کرد+ مدارک

  • درخواست بی‌شرمانه علی کریمی از عمویش نتانیاهو + عکس

  • درخشش جونان میهن، تلالو امیدهای ملت به جوانان در مسیر تحقق آینده‌ای باشکوه است/ دعای خیر اینجانب بدرقه راه همۀ جوانان ایران سرافراز

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 341267
    تاریخ انتشار: 21/ارديبهشت/1402 - 12:11

    اولین جرعه آبی که عباس درسوریه نوشید

    عباس عزمش را جزم کرده بود به سوریه برود، اما به هر دری می‌زد بسته بود. بالاخره تصمیم گرفت به حرم حضرت ابوالفضل(ع) برود و نذری کند که شک نداشت چنین شخصیتی آن را رد نخواهد کرد.

    اولین جرعه آبی که عباس درسوریه نوشید

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» عباس عزمش را جزم کرده بود به سوریه برود، اما به هر دری می‌زد بسته بود. بالاخره تصمیم گرفت به حرم حضرت ابوالفضل(ع) برود و نذری کند که شک نداشت چنین شخصیتی آن را رد نخواهد کرد. عباس آبیاری بالاخره شد چهارمین شهید مدافع حرم شهرستان شهریار و تنها ۱۳ روز بعد از تولد ۲۴سالگی‌اش در ۲۱ سال ۹۴ به شهادت رسید و پیکرش بعد از گذشت پنج ماه از شهادت، پیدا شده و از طریق آزمایش DNA شناسایی شد. آنچه خواهید خواند روایتی است از نذر عباس به روایت مادرش.


    شهید عباس آبیاری

    بالاترین و بهترین قهرمانی عباس این بود که شهادتش را آقا حضرت عباس(ع) امضا کرد، چون هر کجا می‌رفت تا به سوریه برود، این کار نمی‌شد تا اینکه اربعین سال ۹۴ به کربلا رفت. می‌خواست از کربلا به سوریه اعزام شود، چون از کربلا راحت‌تر اعزام صورت می‌گرفت که آنجا هم اعزام نشد. وقتی برای زیارت به حرم صاحب اسمش حضرت عباس رفته و گفته بود «یا حضرت عباس(ع)، ۲۴ سال به اسم شما زندگی کردم، مامان، بابا و همه فامیل می‌گویند که یک سر سوزن از غیرت، شهامت، منش و خصوصیات شما را دارم. مامان می‌گوید که پایت را جای پای حضرت عباس(ع) گذاشته‌ای، نذر می‌کنم تا موقعی که مدافع حرم نشدم و به زیارت خانم زینب(س) نرفته‌ام، آب خالص نخورم.»

    آنجا نذر می‌کند که تا موقع رفتن به سوریه آب خالص نخورد. من همیشه در خانه به عباس می‌گفتم «عباس، پایت را جای پای حضرت عباس(ع) گذاشته‌ای» که می‌پرسید «از کجا می‌دانی مامان؟» می‌گفتم «از همان‌جایی که خودت می‌دانی.» عباس خودش متوجه شده بود که آقا نذرش را قبول کرده است و روی نذرش ماند. وقتی برگشت، گفت «می‌خواهم به مشهد بروم و با پاسپورت افغانستانی به سوریه بروم.»  

    ما نگذاشتیم این کار را انجام دهد. تا اینکه پدرش به عباس گفت «من ۶ روز برای دوره آموزشی می‌خواهم بروم، تو هم بیا.» بعد از اتمام دوره و وقتی به سوریه رفت، روز ۱۵ دی ماه بود که در حرم حضرت زینب(س) و بعد از زیارت، آب می‌خورد. این نذر آب، حدود ۴۶ روز طول کشید.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما