چهارشنبه 10 تير 1405 - Wed 01 Jul 2026
  • ستاره آلبانیایی استقلال عازم تهران شد؟

  • پول‌های بلوکه‌شده به حساب‌های ایرانی نشسته یا خیر؟

  • آمریکا به دنبال مذاکرات فرسایشی نقض تفاهم‌نامه و تضییع حقوق ایران

  • بقائی:نیازی به مداخله دیگران درتنگه هرمز نیست/ اقدامی بی‌پاسخ نمی‌ماند

  • کربلا میزبان متفاوت‌ترین دسته عزاداری محرم شد +فیلم

  • پاسخی به ادعای جدید نبویان

  • عاشورا در قاب کاشی‌های تکیه / عکس

  • اسکورت خانواده اردک‌ها توسط پلیس ژاپن / فیلم

  • ترکیب احتمالی نروژ و ساحل عاج اعلام شد

  • ترامپ در پی تصاحب پول‌های بلوکه‌شده فلسطین

  • مسیر اصلی مراسم تشییع رهبر شهید در تهران

  • رایزنی اولیانوف و گروسی با محوریت ایران

  • نقش کلیدی اردن در حملات آمریکا به ایران

  • فرزاد جمشیدی مجری تلویزیون درگذشت

  • مولین ،پس از حذف ایران از جام جهانی رقصیدم

  • محدودیت‌های ترافیکی از چه روزی آغاز می‌شود؟

  • نماز بر پیکر رهبر شهید در قم کجا برگزار می‌شود؟

  • وعده استخدام، تله‌ای برای زندانی شدن زنان

  • یک تیم گروهک‌های معاند و تجزیه‌طلب به‌صورت کامل متلاشی شد + عکس

  • مرزهای ایران از امنیت لازم برخوردار است

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 331512
    تاریخ انتشار: 17/بهمن/1401 - 00:02

    «بعد از رفتن»؛ ما لعبتکانیم؟

    بهره مندی از ادبیات غنی ایرانی و مفاهیم بلندی که در آن پنهان و پیداست، یکی از راه هایی است که می تواند سینمای ایران را در عرصه متن و محتوا، از بن بست برهاند و در جهان، به صدر نشاند.

    «بعد از رفتن»؛ ما لعبتکانیم؟

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از ایرنا؛

     «بعد از رفتن»، ساخته رضا نجاتی که در پنجمین روز جشنواره چهل و یکم فیلم فجر به نمایش درآمد، از آنچه که در بطن ادبیات ایرانی وجود داشته، بهره های امروزین و هوشمندانه ای برده است. شعری منسوب به حکیم خیام وجود دارد که با این مصرع شروع می شود: «ما لعبتکانیم و فلک لعبتباز». داستان فیلم درباره «آرش» (صابر ابر) تعمیرکار موتور قایق است که با پسر نوجوان اش، در جنوب زندگی می کند. گر چه همان ابتدا مشخص می شود که او، بومی آن منطقه نیست و از پایتخت نشینان است. مشخص می شود که همسرش که سال ها پیش او را رها کرده و رفته و اینک برادرش به او اطلاع می دهد که بازگشته است. و داستان آغاز می شود.

    «بعد از رفتن»؛ ما لعبتکانیم؟

    یکی از برجستگی های فیلم، فیلمبرداری محتوامحور آن است. چرخ های سیصد و شصت درجه ای فیلم و تغییر رنگ و نور در این چرخش، قاب های زیبا و بهره گیری از نور در بک گراند (پس زمینه) توانسته است تصاویری دوست داشتنی و سینمایی به مخاطبان اش هدیه کند. فیلم از سواحل غرقه در آرامش خلیج فارس شروع می شود. تاکیدگذاری روی آرامش دریا، زمینه دو موضوع همسو را در ذهن مخاطب فراهم می کند؛ ساحل آرامش و آرامش قبل از طوفان. قرار است اتفاقاتی در زندگی ظاهرا آرام این مرد بیفتد که آرامش را برهم ریزد. بنابراین او باید جزیره تنهایی اش را ترک کند و بیفتد وسط جمعیت آدم ها.

    کلیدی ترین بخش فیلم، وجود یک سیرک و شعبده بازی است که همه چیز را قرار است به بازی بگیرد و همه واقعیت ها را دچار تغیّر و تطور کند.

    گوشه چشم خون افتاده «آرش» هم که گرافیک آن در نامواره فیلم، نمادسازی شده است، نشانی از خون دل خوردن های او دارد و این مصرع از غزل جناب حافظ را تداعی می کند که «ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است».

    رضا نجاتی، نخستین فیلم اش را در چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر با حمایت بنیاد فارابی ساخته اما پختگی و پیچیدگی متن و کارگردانی اش در انتخاب میزانسن ها، کاملا نمایان است. «به وقت رفتن» گر چه فیلم عامه پسندی نیست اما به مخاطبان احتمالی اش، یادآوری می کند که قضاوت کردن براساس نیمی از واقعیت، ویران کننده حقیقت خواهد بود.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما