شنبه 13 تير 1405 - Sat 04 Jul 2026
  • افزایش سهمیه بنزین برای برخی استان ها

  • طرفداری رئیس فیفا از یک تیم لو رفت

  • عطوان: این تشییع نماد یک کشور پیروز است

  • فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه معرفی شد

  • فیلم/ همخوانی دعای وحدت در مصلی تهران

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • واکنش اسکوچیچ به مذاکره با پرسپولیس

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • کاری نداریم جز تدارک لحظه انتقام بزرگ تو

  • یکی از سران حزب لیکود حزب نتانیاهو را ترک می‌کند

  • هک تلفن نماینده سابق پارلمان اروپا

  • صدور کیفرخواست پرونده رضا پهلوی

  • روایت خبرنگار «سی‌ان‌ان» از وداع مردم ایران با رهبر شهید

  • انتقام الهی از آمریکای تروریست و رژیم نامشروع صهیونیستی

  • سخنرانی ترامپ از پشت شیشه‌های ضدگلوله!

  • قیمت دلار، طلا و سکه امروز شنبه ۱۳ تیر

  • هیچ دلی نیست که دلداده او نباشد

  • تشییع میلیونی پیکر رهبر ایران، نمایش قدرت ایران است

  • روایت زینب سلیمانی از آخرین وداع با رهبر شهید

  • بدشانسی مدافع مصر تاریخی شد+ فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 306114
    تاریخ انتشار: 30/تير/1401 - 11:51
    احسان کیانی

    درک صحیح از جهانی‌زدایی

    جوزف ‌استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد و رئیس اسبق شورای مشاوران اقتصادی رییس‌جمهور آمریکا در یادداشتی منتشر شده در پراجکت‌سیندیکیت به اهمیت مدیریت مناسب روند جهانی‌زدایی و انتقاد از نشست داووس پرداخته است.

     درک صحیح از جهانی‌زدایی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از اندیشکده راهبردی تبیین-

     اولین نشست مجمع جهانی اقتصاد در بیش از دو سال گذشته[۲] به طور قابل توجهی با بسیاری از کنفرانس‌های قبلی داووس که از سال ۱۹۹۵ در آن شرکت کرده‌ام متفاوت بود. این تفاوت فقط در جایگزینی برف سفید و آسمان صاف ژانویه با پیست‌های اسکی بدون برف و نم‌نم باران ماه می نبود، بلکه نشست داووس که به طور سنتی متعهد به حمایت از جهانی‌سازی بود، در وهله اول بر ناکامی‌های این روند تمرکز کرده بود: اخلال در زنجیره‌های عرضه، تورم قیمت انرژی و مواد غذایی، و قواعد مالکیت معنوی که میلیاردها نفر را بدون واکسن کووید-۱۹ رها کرد تا چند شرکت دارویی میلیاردها دلار سود اضافی کسب کنند.

    از جمله پاسخ‌های پیشنهادی به این مشکلات، بازگشت خط تولید به درون مرزها، شکل‌گیری «شبکه متحدان» و اعمال «سیاست‌های صنعتی برای افزایش ظرفیت‌های تولیدی کشور» بوده است. روزهایی که به نظر می‌رسید همه برای جهانی بدون مرز کار می‌کنند، به پایان رسیده است. ناگهان همه متوجه شده‌اند که حداقل برخی از مرزهای ملی، کلید توسعه اقتصادی و امنیت هستند.

    این چرخش برای حامیان یک جهانی‌سازی مهارنشدنی، منجر به ناهنجاری شناختی شده است. زیرا مجموعه پیشنهادات سیاستی جدید، قوانین دیرینه نظام تجارت بین‌المللی را منحرف یا از بین خواهد برد. بسیاری از رهبران تجاری و سیاسی در داووس که نتوانستند پیشنهاد «شبکه متحدان» را با اصل تجارت آزاد و بدون ‌تبعیض آشتی دهند، به سخنان مبتذل و ساده‌لوحانه متوسل شدند. در مورد اینکه چگونه و چرا همه چیز تا این حد اشتباه پیش رفته، یا در مورد استدلال ناقص و بیش از حد خوش‌بینانه‌ای که در دوران اوج جهانی‌شدن حاکم بود، مداقه جدی و تأمل‌برانگیزی صورت نگرفته است.

    روزهایی که به نظر می‌رسید همه برای جهانی بدون مرز کار می‌کنند، به پایان رسیده است. ناگهان همه متوجه شده‌اند که حداقل برخی از مرزهای ملی، کلید توسعه اقتصادی و امنیت هستند

    البته مشکل فقط جهانی‌شدن نیست. کل اقتصاد بازار ما از خود، ظرفیت مقابله با مشکلات را نشان نداد. ما در حالی خودروهایی را بدون لاستیک زاپاس ساختیم، که توجه کمی به شرایط ضروری آینده داشتیم. تا زمانی که اقتصاد فقط با آشفتگی‌های جزئی مواجه بود، سیستم‌های موجود، بهنگام و دارای نوآوری‌های شگفت‌انگیزی بودند. اما این سیستم‌ها در مواجهه با تعطیلی‌های ناشی از کرونا، دچار بحران شده و کمبود عرضه وسیعی را ایجاد کردند. مانند زمانی که کمبود ریزتراشه‌ها منجر به کمبود خودروهای جدید شد.

    همانطور که در کتابم در سال ۲۰۰۶ با عنوان «کارآمد کردن جهانی‌سازی» هشدار دادم، بازارها در زمینه «ریسک قیمت‌گذاری» به طور وحشتناکی عمل می‌کنند. به همان دلیلی که انتشار دی‌اکسید کربن را در قیمت‌گذاری‌ها لحاظ نمی‌کنند. آلمان را در نظر بگیرید که تصمیم گرفت اقتصاد خود را به گاز روسیه که آشکارا شریک تجاری غیرقابل اعتمادی است، وابسته کند. اکنون آلمان با پیامدهایی مواجه است که قابل پیش‌بینی بود و پیش‌بینی نیز شد.

    همانطور که آدام اسمیت در قرن هجدهم تشخیص داد، سرمایه‌داری سیستمی خود-پایدار نیست، زیرا تمایل طبیعی سیستم بازار به انحصار است. با این حال، از زمانی که رونالد ریگان، رئیس‌جمهور ایالات متحده و مارگارت تاچر، نخست‌وزیر بریتانیا، عصر «مقررات‌زدایی» را آغاز کردند، افزایش اقتدار متمرکز بازار در عموم عرصه‌ها و نه فقط در بخش‌های مطرح مانند تجارت الکترونیک و رسانه‌های اجتماعی، به هنجار بدل شده است. کمبود فاجعه‌بار شیر خشک در ایالات متحده در بهار ]۲۰۲۲[، نتیجه انحصارطلبی بود. پس از اینکه شرکت صنایع دارویی ابوت مجبور شد تولید خود را به دلیل نگرانی‌های ایمنی متوقف کند، آمریکایی‌ها متوجه شدند که این شرکت تقریباً نیمی از عرضه ایالات متحده را در اختیار دارد.

    پیامدهای سیاسی شکست‌های جهانی‌شدن نیز در نشست داووس نمایان بود. هنگامی که روسیه به اوکراین حمله کرد، کرملین بلافاصله و تقریباً در سراسر جهان محکوم شد. اما سه ماه بعد، بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه مواضع مبهم‌تری اتخاذ کردند. بسیاری از آنها به ریاکاری آمریکا در درخواست از روسیه برای پاسخگویی اشاره می‌کنند، در حالی که این کشور نیز در سال ۲۰۰۳ به بهانه‌های واهی به عراق حمله کرد.

    بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه همچنین بر گرایش‌های ناسیونالیستی اروپا و آمریکا در فرآیند تولید واکسن کرونا اشاره می‌کنند، که از طریق مقررات مالکیت معنوی سازمان تجارت جهانی که ۳۰ سال پیش بر آنها تحمیل شده بود، حفظ شده است

    بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه همچنین بر گرایش‌های ناسیونالیستی اروپا و آمریکا در فرآیند تولید واکسن کرونا اشاره می‌کنند، که از طریق مقررات مالکیت معنوی سازمان تجارت جهانی که ۳۰ سال پیش بر آنها تحمیل شده بود، حفظ شده است. و این بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه هستند که اکنون بار سنگین قیمت‌های بالاتر غذا و انرژی را متحمل می‌شوند. این تحولات اخیر همراه با بی‌عدالتی‌های تاریخی سبب شده تا اعتبار حمایت غرب از دموکراسی و حاکمیت بین‌المللی قانون، خدشه‌دار شود.

    در هر صورت، بسیاری از کشورهایی که از اقدامات آمریکا در پشتیبانی از دموکراسی حمایت نمی‌کنند دموکراتیک نیستند. اما سایر کشورها دموکراتیک هستند و جایگاه آمریکا در این نبرد توسط ناکامی‌های خود این کشور، متزلزل شده است:  از نژادپرستی سیستمی و همذات‌پنداری دولت ترامپ با اقتدارگرایان گرفته تا تلاش‌های مداوم حزب جمهوری‌خواه در سرکوب نظام رأی‌گیری ]در انتخابات[ و منحرف کردن توجهات از هجوم به کنگره آمریکا در ششم ژانویه ۲۰۲۱.

    بهترین راه برای ایالات متحده، نمایش همبستگی بیشتر با این بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه، از طریق کمک به آنها برای مدیریت هزینه‌های فزاینده غذا و انرژی است. این امر می‌تواند با تخصیص مجدد قاعده حق برداشت از دارایی ذخیره صندوق بین‌المللی پول و همچنین با حمایت جدی از معافبت بیماری کووید-۱۹ از قانون مالکیت معنوی سازمان تجارت جهانی انجام شود.

    علاوه بر این، قیمت‌های بالای مواد غذایی و انرژی احتمالاً باعث ایجاد بحران بدهی در بسیاری از کشورهای فقیر خواهد شد و نابرابری غم‌انگیز در همه‌گیری کرونا را تشدید می‌کند. اگر ایالات متحده و اروپا می‌خواهند چهره‌ای از یک رهبری جهانی را به نمایش بگذارند، باید از همراهی با بانک‌ها و موسسات مالی که کشورها را به قبول بدهی‌هایی بیش از توان‌شان وسوسه کرده‌اند دست بکشند.

    پس از چهار دهه دفاع از جهانی‌شدن، واضح است که اجتماع داووس امور را به درستی مدیریت نکرده‌اند. جهانی‌سازی نوید می‌داد که کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه به طور مشابه از رفاه بهره‌مند خواهند شد. اما همزمان با ثروتمند شدن غول‌های شرکتی در شمال جهانی، فرآیندهایی که می‌توانست وضعیت همه را بهتر کند، در عوض در همه جا دشمنان‌تراشی کرد. «اقتصاد تراوشی»، که ادعا می‌کرد افزایش ثروت ثروتمندان به طور خودکار به نفع همه خواهد بود، یک کلاهبرداری بود. ایده ای که نه نظریه و نه شواهد محکمی نداشت.

    اگر ایالات متحده و اروپا می‌خواهند چهره‌ای از یک رهبری جهانی را به نمایش بگذارند، باید از همراهی با بانک‌ها و موسسات مالی که کشورها را به قبول بدهی‌هایی بیش از توان‌شان وسوسه کرده‌اند دست بکشند

    نشست امسال داووس یک فرصت از دست رفته بود. این نشست می‌توانست فرصتی برای تأمل جدی در مورد تصمیمات و سیاست‌هایی باشد که جهان را به وضعیت کنونی رساند. اکنون که جهانی‌سازی به اوج خود رسیده، تنها می‌توان امیدوار بود که در مدیریت افول آن بهتر از مدیریتی که در هنگام صعود آن انجام دادیم، عمل کنیم.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما