چهارشنبه 31 تير 1405 - Wed 22 Jul 2026
  • هشدار ستاد اربعین درباره پول همراه زائران

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • حمله سنگین سپاه به پایگاه‌های آمریکا در اردن/فیلم

  • افزایش حملات متقابل ایران و آمریکا و نگرانی از گسترش جنگ/مذاکرات پشت‌پرده با ایران در جریان است /توانمندی موشکی ایران همچنان پابرجاست+عکس

  • ادعای دوباره آمریکا علیه تنگه هرمز و ایران

  • سفر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس به استان‌های جنوبی

  • دوراهی ستاره آبی پوش بین استقلال و پرسپولیس

  • تصویر ماهواره‌ای از انهدام رادار هشدار اولیه آمریکا در کویت

  • فیلم / کارگاه بمب‌سازی عامل فعال کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴

  • توطئه تل‌آویو علیه باب المندب با دو مزدور منطقه‌ای

  • فیلیمو سم‌های اینستاگرامی را به رسمیت شناخت

  • صندوق بازنشستگی دیگر جوابگوی بازنشستگان نیست

  • به اندازه سر سوزن به دشمن اعتماد نداریم + فیلم

  • راز و رمزهای بزرگ‌ترین مرکز آموزش جنگ زمینی سنتکام

  • پایگاه‌های الازرق و شیخ عیسی زیر رگبار حملات پهپادی ارتش + فیلم

  • با تمام توان در مقابل آمریکا خواهیم ایستاد

  • شنیده شدن صدای انفجار در اردن

  • سند جنایت دشمن آمریکایی صهیونی در ایران/عکس

  • حمله ایران به بندر عقبه اردن!

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 301706
    تاریخ انتشار: 29/خرداد/1401 - 11:45

    آن آیت‌الله که گفت «زنده‌باد خودم»!

    آن آیت‌الله که گفت «زنده‌باد خودم»!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس، «علی امینی» از وزراء و نخست‌وزیران دوره پهلوی دوم بود و از نزدیکان خاندان قاجار هم بود و تحصیلکرده و نوگرا بود.

    وی در کتاب خاطراتش روایتی شنیدنی درباره مدرس دارد که در ادامه بخوانید:

    مدرس را وقتی شناختم که هنوز نوجوان بودم. مردی بود عالم، بانفوذ، شجاع و یکی از نمونه‌های روحانیون متجدد و آزادی‌خواه. با قدرت‌نمایی‌های سردار سپه چه در مجلس و چه در اجتماع مخالفت می‌کرد. وقتی هم که سردار سپه رضاشاه شد با او کنار نیامد و تسلیم نشد. رضاشاه هوشیارانه ملاحظه‌اش را می‌کرد. گاهی با او مصالحه‌ای می‌کرد، اما همیشه موقتی بود....

    نوجوان که بودم، مخصوصا در سال‌های پس از کودتا، مجلس شورای ملی مرکز هیجانات سیاسی بود و در روزهای جلسه، مردم در میدان بهارستان جمع می‌شدند و به طرفداری سیاستمداران تظاهرات می‌کردند. به‌مناسبت مجاورت منزلمان با مجلس، گاهی به تماشا می‌رفتم. فراموش نمی‌کنم روزی را که گروهی از طرفداران سردار سپه جلو مجلس بودند. مدرس که از درشکه پیاده شد جمعیت شروع کردند به فریاد: «مرده‌باد مدرس» و چنان پیش آمدند که ترسیدم او را مضروب کنند. مدرس نترسید و چنان با قدم‌های محکم به سوی جمعیت رفت که برایش راه باز کردند. وقتی که به وسط جمعیت رسید، ایستاد، دست را از آستین عبا بیرون آورد و بالا برد و فریاد کشید: «زنده‌باد خودم».

    و به داخل مجلس رفت....

    مدرس اصطلاحات خاص خود را داشت. مثل سید ابوالقاسم کاشانی که با هر کسی می‌خواست مطایبه کند «بی‌سواد» (بی‌سوات) خطابش می‌کرد، مدرس هم اصطلاح «ملا» را به کار می‌برد. گاهی که برای بردن پیامی به خانه‌اش می‌رفتم ظهر که می‌شد ناهار ساده‌اش را می‌آوردند که غالبا نان و شیربرنج بود. به خدمتکار می‌گفت یک بشقاب شیر برنج هم برای ملا بیارید. و مرا ناهار مهمان می‌کرد. این توصیف را درباره مادرم که به رضاشاه نسبت می‌دهند من از دهان مدرس شنیدم. روزی در خانه‌اش عده‌ای جمع بودند، رو به من کرد و گفت: «در خانواده قاجار یک مرد پیدا می‌شود، آن‌هم خانم فخرالدوله است». الغرض، مردی بود روشن‌بین، آزادی‌خواه ، متجدد و وطن‌دوست. خدایش بیامرزد.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما