جمعه 22 خرداد 1405 - Fri 12 Jun 2026
  • حسین ستوده / آرزو دارم یه شب روضه بگیرم حرم

  • «ان‌بی‌سی» هم به «جنایت جنگی» آمریکا در ایران اذعان کرد+ عکس

  • آمریکا در تله ایدئولوژیک اسرائیل افتاده است

  • پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی ارتحال آیت‌الله فیاض

  • پشت‌پرده ادعای ترامپ برای عملیات مخفی عبور نفت از هرمز+ عکس

  • اشک، شادی و جام، لحظات ناب جام جهانی / عکس

  • احکام جدید حقوقی بازنشستگان صادر شد

  • ستاره خارجی پرسپولیس هم به ایران برگشت

  • طبیعت افسانه‌ای فارو / عکس

  • تنگه هرمز تا اطلاع بعدی بسته است

  • ارتش آمریکا در تنگه هرمز شکست خورد

  • تهدید زیرساخت‌ها، تهدید زندگی مردم است

  • ترامپ در بن‌بست ایران گیر کرده هیچ‌کس جز خود را نباید سرزنش کند

  • واقعه‌ای که تاریخ را تغییر داد

  • از قبولی در کنکور سراسری تا انتخاب حجره نشینی

  • «وعده صادق» تجلی نبوغ مدیریتی شهید سلامی بود

  • تهدید تیم ملی ایران به کناره‌گیری از جام جهانی ۲۰۲۶

  • پلنگی که عقاب آفریقایی را شکار کرد

  • سه عامل ریزش طلای جهانی

  • تتلو؛ از صحنه موسیقی تا صحن دادگاه

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 245837
    تاریخ انتشار: 20/خرداد/1400 - 00:48
    زوج جوان یک روز بعد از عقد متوجه شدند بهتر است از هم جدا شوند

    جدایی، یک روز بعد از عقد

    ازدواج تهمینه و اسماعیل تنها یک روز بیشتر دوام نیاورد. آنها که درست هنگام عقد با یکدیگر درگیر شدند، فردای همان روز به دادگاه خانواده تهران رفتند و درخواست طلاق دادند.

     جدایی، یک روز بعد از عقد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» به نقل از جام جم آنلاین، اسماعیل که هنگام عقد اسمی از همسر سابقش آورده بود، هرگز تصور نمی‌کرد این کار به قیمت نابود شدن ازدواجش تمام شود. این زوج هفته گذشته درخواست طلاق خود را به دادگاه خانواده ارائه کردند.

    زن جوان وقتی مقابل قاضی دادگاه قرار گرفت، درباره ماجرای زندگی‌اش گفت: شوهرم هنوز هم به همسر سابقش فکر می‌کند. او حتی روز عقد نیز از همسر سابقش یاد کرد. وقتی با اسماعیل آشنا شدم او یک سالی می‌شد از همسرش جدا شده بود. می‌گفت با هم تفاهم نداشتیم. اسماعیل مدعی بود از همسرش متنفر شده و درنهایت کارشان به جدایی کشیده است. من هم حرف‌هایش را باور کردم. در دوران آشنایی چند بار اسم همسرش را آورد و خاطره او را زنده کرد. وقتی اعتراض می‌کردم می‌گفت ببخشید، چون تازه جدا شده‌ام، زمان می‌برد تا همه چیز را از یاد ببرم. برای همین من هم حرفی نمی‌زدم و اعتراضی هم نمی‌کردم. تا این‌که روز عقد فرا رسید. در آن شلوغی و هیاهو بودیم که دوباره اسماعیل اسم همسر سابقش را آورد. همان زمان بود که فهمیدم چقدر اشتباه کرده‌ام. تمام مدت تحمل کردم و حرفی نزدم. ولی اسماعیل تمام فکر و ذکرش پیش همسر سابقش است. او را فراموش نکرده و در همه لحظات به یاد اوست. همه چیز را با او مقایسه می‌کند. هر بار اتفاقی می‌افتاد مقایسه‌اش را شروع می‌کرد. تا این‌که در نهایت من عصبانی شدم. روز عقدم به او اعتراض کردم. جالب اینجاست او نیز به من اعتراض کرد و کارمان به دعوا کشید. درنهایت به خاطر خانواده‌هایمان مراسم را به‌هم نزدیم. اما من با گریه و بغض عقد کردم. اسماعیل هم سعی نکرد از دل من در بیاورد. همان شب تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم. وقتی پیشنهاد جدایی را دادم اسماعیل هم قبول کرد. او گفت ما آینده خوبی کنار هم نخواهیم داشت. من هم وقتی این حرف را شنیدم موضوع طلاق را جدی کردم و بعد تصمیم گرفتیم خیلی زود از هم جدا شویم.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما