به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»، روزنامه «جوان» در ادامه نوشت: در روزهای سرد زمستان بوی آشرشته، لوبیا و عدسی در فضای مدرسه میپیچید؛ دانشآموزان با اینکه خودشان حبوبات را برای تهیه آش به مدرسه آورده بودند، اما برای کمک به جبهه یک کاسه آش را با سکههای ۲ تا ۵ تومانی میخریدند و در جمع همکلاسیها میخوردند. مصداق بارز این کارهای پشتیبانی از جبهه، مدرسه زینبیه شهر میانه استان آذربایجانشرقی بود که در ۱۲ بهمن سال ۱۳۶۵ توسط نیروهای رژیم بعث عراق بمباران شد و حدود ۴۰ نفر شهید و بیش از ۱۰۰ نفر جانباز شدند. دانشآموزانی که مدرسه را سنگر خود میدانستند و با اینکه احتمال میدادند جنگندههای بعثی شهرشان را بمباران میکنند، اما باز هم نخواستند سنگر خود را خالی کنند. آنها راهی مدرسه شدند و دیگر به منزل بازنگشتند. یکی از این دانشآموزان شهیده «شهلا ثانی» است که از فعالان پشتیبانی از جبهه بود. در ادامه روایت «بهروز ثانی» برادر این دانشآموز شهید مدرسه زینبیه را میخوانیم.
تنها خواهرمان بود
ما پنج برادر هستیم و شهیده «شهلا ثانی» تنها خواهر ما بود که خیلی دوستش داشتیم. در طول ۱۹ سال عمری که از خداوند گرفت، هیچ وقت کاری نکرد که از او ناراحت شویم. همیشه سر به راه بود؛ حجاب و مسائل عقیدتیاش هم جای خودش. او به قدری به حجاب اهمیت میداد که هیچ وقت بدون چادر از منزل خارج نمیشد و حتی پیش من که برادرش بودم روسری سرش میکرد. شهلا در دوران انقلاب ۱۱ ساله بود و دوشادوش مردم در تظاهراتی که علیه رژیم پهلوی برگزار میشد، حضور داشت؛ بعد از انقلاب هم در مراسم دعای کمیل، نماز جمعه، جلسات بسیج و خیلی از مراسم مذهبی شرکت میکرد. من از سال ۶۱ به سپاه رفتم و بیشتر اوقات در جبهه بودم. شهلا به لحاظ معنوی خیلی به ما روحیه میداد. او در خانه برای رزمندهها شال و کلاه میبافت. حواسش به ما هم بود و یکی از دوستانش را برای ازدواج به من معرفی کرد.
پشتیبانی از جبهه
مدرسه دخترانه زینبیه نزدیک منزل ما بود. با توجه به فعالیتهایی که در این مدرسه انجام میشد، تبدیل به محل پشتیبانی جبهه و جنگ شده بود. دانشآموزان در ساعتهای درسی و غیردرسی به کارهایی مانند بافت شال گردن و کلاه برای رزمندگان، بستهبندی اقلام موردنیاز جبهه، درست کردن مربا، پختن آش و جمعآوری کمکهای مالی میپرداختند. در دوران جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، من به همراه دو برادرم در جبهه حضور داشتیم. پدرم نیز در عسلویه کار میکرد. وقتی از جبهه به شهر میانه میآمدیم، دیدن فعالیت مردم به ویژه دانشآموزان قوت قلبی برای ما بود. شهلا در کنار دانشآموزان مدرسه زینبیه بهرغم فعالیتهای پشت جبهه، کارهای فرهنگی انجام میداد.
اهدای خون به کمک آجر!
در جریان اجرای عملیات کربلای ۵ به علت کمبود خون برای رزمندگان مجروح، از سازمان انتقال خون به مدرسه زینبیه آمده بودند تا داوطلبان خون اهدا کنند. خواهرم شهلا به لحاظ جسمی لاغر و ضعیف بود. او به همراه دانشآموزان در صف اهدای خون ایستاده بود. وقتی نوبت به شهلا میرسد بعد از وزنگیری به او میگویند که به دلیل کمبود وزن نمیتوانی خون اهدا کنی. شهلا از این موضوع ناراحت شده و برای حل این مسئله چند قطعه آجر را در کیف خود جای میدهد تا وزنش بیشتر شده و بتواند خون اهدا کند. فردی که دفعه قبل به شهلا گفته بود نمیتوانی خون اهدا کنی، متوجه افزایش وزن میشود و میبیند که شهلا چند تکه آجر در کیف خود جای داده است؛ آن فرد مانع از اهدای خون خواهرم میشود. شهلا که از این موضوع ناراحت شده بود به آنها میگوید: «شما از من خون نگرفتید، ولی بالاخره خونم را در راه این انقلاب میدهم.»
جشنی به رنگ خون
۱۱ بهمن ۱۳۶۵ و یک روز قبل از بمباران مدرسه زینبیه، جشن تولد یکی از دوستان شهلا بود که در پی بمباران شهر میانه توسط بعثیها، بمبی به منزل دوست شهلا هم اصابت میکند و تعدادی از همکلاسیهایش به شهادت میرسند. شهلا بعد از اطلاع از این حادثه گفت: «ای کاش من هم به جشن تولد میرفتم و شهید میشدم.» در همان روز ۱۱ بهمن نقاط مختلفی توسط جنگندههای بعثی بمباران شد؛ حتی دشمن اعلام کرده بود که قرار است مدرسه میانه را هم بمباران کند. با توجه به اینکه ۱۲ بهمن سالروز ورود امام خمینی (ره) به ایران بود، شهلا اصرار داشت برای اجرای مراسم بزرگداشت به مدرسه برود. مادرم برای اینکه جلوی رفتن شهلا را به مدرسه بگیرد، او را به زیرزمین منزل همسایه برد تا نتواند فرار کند و به مدرسه برود، اما شهلا از طریق پنجره فرار کرده و به مدرسه رفت، چون شهلا معتقد بود مدرسه سنگر ماست و ما نمیخواهیم سنگرمان را خالی بگذاریم. مرحوم مادرم تعریف میکرد فکر میکردم شهلا در زیرزمین است، دلم طاقت نیاورد و برای دیدنش به آنجا رفتم. وقتی در را باز کردم، دیدم که شهلا از پنجره فرار کرده است. با دیدن این صحنه دلم آشوب شد، چون شهلا از شب قبل به من میگفت حلالم کنید! من نگران بودم که مبادا برای تنها دخترم اتفاقی بیفتد.
صحنههایی دردناکتر از جبهه
۱۲ بهمن من برای مرخصی به میانه آمده بودم. با توجه به بمبارانهای روز قبل نگران شرایط شهر بودیم. صبح نامزدم خانم مدائنی و خواهرم شهلا به مدرسه زینبیه رفته بودند تا اینکه جنگندههای بعثی را بر آسمان شهر دیدیم و بعد صدای انفجار پشت انفجار. جنگندههای بعثی مدرسه زینبیه، دبستان ثارالله، ساختمان سپاه و بیمارستان را بمباران کرده بودند. شیشههای منزل ما هم بر اثر موج انفجار شکسته شد و مادرم هم دچار موجگرفتگی شده بود. مردم خودشان را به محل اصابت بمب میرساندند. خانواده دانشآموزان سراسیمه در شهر دنبال فرزندانشان میرفتند. شهر پر از دود و آتش بود. صدای ناله مردم از هر سو به گوش میرسید. از طرفی دیگر جنگندههای بعثی برای ایجاد رعب و وحشت همچنان در آسمان شهر پرواز میکردند. برق و تلفن هم قطع شده بود. فوری خودم را به مدرسه زینبیه رساندم. حیاط مدرسه حالت سراشیبی داشت. تانکر نفت ترکش خورده و نفت و خون دانشآموزان از حیاط مدرسه به بیرون جاری شده بود. شهدا را در یک طرف حیاط جمع کرده بودند و مجروحان را به بیمارستان منتقل میکردند. در حیاط مدرسه و بین مجروحان دنبال نامزدم و خواهرم میگشتم. خانم مدائنی را دیدم که مجروح شده بود. از او سراغ شهلا را گرفتم و او گفت فکر کنم شهلا شهید شده است. شهلا برای پناهگرفتن پشت تانکر نفت رفته بود، اما بر اثر اصابت ترکش دستش قطع شده بود. در حیاط مدرسه دانشآموزانی را میدیدم که یکی بیسر بود، یکی پایش قطع شده بود، دانشآموزی را دیدم که پیکرش روی دیوار متلاشی شده بود و بدن دانشآموز دیگری روی درخت پرتاب شده بود. مجروحان را به بیمارستان منتقل کرده بودند. اصلاً در بیمارستان تخت خالی وجود نداشت. مردم هر کاری از دستشان برمیآمد، انجام میدادند. من ۵۵ ماه در جبهه حضور داشتم. دوستانم جلوی چشمانم به شهادت رسیدند. یکی بر اثر اصابت ترکش سرش از بدنش جدا شد، یکی دیگر بدنش در میدان مین قطعه قطعه شد، اما صحنههایی که در مدرسه زینبیه دیدم خیلی دردآورتر از صحنههای جبهه بود. پدرم در عسلویه کار میکرد. خطوط تلفنها و برق قطع بود. سه روز بعد از حادثه در تلویزیون اعلام کردند که شهر میانه توسط جنگندههای بعثی بمباران شده است. پدرم با شنیدن این خبر به میانه آمد و فهمید که تنها دخترش را از دست داده است.
کفن جای لباس عروس
نکتهای از شهلا بگویم که یکی از همسایههای ما به خواستگاری خواهرم آمده بودند و جواب خواهرم مثبت بود؛ آقای داماد هم رزمنده بود که ۴۰ روز بعد از شهادت شهلا، ایشان هم در جبهه به شهادت رسید و پیکرش مفقود ماند. من نمیدانم فلسفه شهادت چیست. بهترین دوستان من در جبهه شهید شدند، اما برای من اتفاقی نیفتاد. ما سه برادر هم در جبهه بودیم و اصلاً فکر نمیکردیم که شهلا شهید شود، اما شهید شد.
انفجار کابل را لرزاند
حال خلبانان ایرانی در قطر خوب نیست
تخلیه پودر آلومینا در بندر پارسیان هرمزگان
کمک مدیریت شهری به نظام سلامت
تفاهمنامه سراب بود آقای همتی
کانادا شروط آمریکا را رد کرد
هشدار حزب الله به اشغالگران
بازداشت ۸ نفر از عوامل نزاع در سعادتآباد تهران
ورود سریالهای اینستاگرامی به شبکه نمایش خانگی
برخورد پلیس با اشغال معابر
قیمت میوه و تره بار امروز ۵ شهریور ۱۴۰۵
تأکید دادستانی بر رسیدگی سریع به پروندههای ارزی
دستگیری دو موبایل قاپ سریالی در افسریه
حمله هوایی صهیونیستها به نبطیه در جنوب لبنان
بهترین زمان ورزش چه ساعتی است؟
روسیه به انگلیس هشدار داد
طوفان شدید مکه، حالوهوای زائران را متفاوت کرد+فیلم
سومین میانجی امروز در تهران
سیل در نپال / عکس
تأمین بنزین بدون وقفه ادامه دارد
بمب نقل و انتقالات پرسپولیس؛ جذب ستاره خارجی
قیمت دلار امروز پنجشنبه ۵ شهریور
اگر این مرد نبود، منافقین ایران را میخوردند!
عراقچی خطاب به گوترش: تروریسم اقتصادی آمریکا را متوقف کنید
هشدار بیماریهای کبدی اغلب بدون علامت
ماجرای تهدید رضا پهلوی توسط علی کریمی؟! / فیلم
پهلوی را قورباغه نامید و سلطنتطلبان را سگ
اجرای جالب یک ربات انساننما / فیلم
در مذاکرات هستهای با ایران پیشرفت حاصل شد
پایان قلدری اراذل با شلیک پلیس+ فیلم
بیانات رهبر شهید درباره اتحاد و وحدت
ماجرای تهدید رضا پهلوی توسط علی کریمی؟! / فیلم
اجرای جالب یک ربات انساننما / فیلم
تصاویر آخرالزمانی از سیل نپال
سیل آخرالزمانی درنپال
سیل ویرانگر در نپال با ۱۷ کشته صدها مفقودی / فیلم
ویدئوی دیده نشده از رهبر شهید در منزل آیتالله صافی
کشف ۸ گروه تروریستی در ایران / فیلم
جزئیات حمله آمریکا به یک قایق در دریای کارائیب/ فیلم
دستگیری نامردترین دزد تهران

قدرت واقعی در تمسک به ریسمان الهی

گرگ پارسی مسترالمپیا را از دست داد

حفظ انسجام ملی، پادزهر محاسبات دشمن

طناب اقتصادی علیه ایران

پاسخ قالیباف به لفاظیهای بسنت

میدان را در چارچوب منافع ملی گسترش خواهیم داد

سفر عاصم منیر بسیار ثمربخش بود

بذرپاش: ایران امروز قدرت اثرگذاری جهانی دارد

پاسخ ایران قاطعتر از گذشته خواهد بود

تمسخر شعار انتخاباتی ترامپ
مجازات نیروی دریایی آمریکا
قدرت واقعی در تمسک به ریسمان الهی
آخرین وضعیت گرا در پرسپولیس
هشدار روسیه به بریتانیا
قیمت میوه و تره بار امروز ۵ شهریور ۱۴۰۵
تأکید دادستانی بر رسیدگی سریع به پروندههای ارزی
دستگیری کلاهبردار با شگرد خریدار سکه و طلا
دستگیری دو موبایل قاپ سریالی در افسریه
حمله هوایی صهیونیستها به نبطیه در جنوب لبنان
بهترین زمان ورزش چه ساعتی است؟
میزبان استقلال در آسیا مشخص شد
روسیه به انگلیس هشدار داد
طوفان شدید مکه، حالوهوای زائران را متفاوت کرد
سومین میانجی امروز در تهران
نقلوانتقالات تابستانی فوتبال ایران
سیل در نپال / عکس
ممندپوعیت صادرات سیبزمینی تا پایان سال
تأمین بنزین بدون وقفه ادامه دارد
بمب نقل و انتقالات پرسپولیس؛ جذب ستاره خارجی
قیمت دلار امروز پنجشنبه ۵ شهریور
اگر این مرد نبود، منافقین ایران را میخوردند!
بیانات رهبر شهید درباره اتحاد و وحدت
عراقچی : تروریسم اقتصادی آمریکا را متوقف کنید
بزرگترین انجیرستان دیم جهان
رمزگشایی از «کد ۹۳۰۰» در ایران+عکس
هشدار بیماریهای کبدی اغلب بدون علامت
ماجرای تهدید رضا پهلوی توسط علی کریمی؟! / فیلم
پهلوی را قورباغه نامید و سلطنتطلبان را سگ
اجرای جالب یک ربات انساننما / فیلم
در مذاکرات هستهای با ایران پیشرفت حاصل شد
جانشین معاون وزیر جنگ ترامپ انتخاب شد
پایان قلدری اراذل با شلیک پلیس+ فیلم
آخرین وضعیت صادرات نفت در خارک ایران
مسئله «زنانه سازی» موتور
قیمت طلا ۱۸ عیار امروز پنجشنبه ۵ شهریور
مهرههای سوخته سلطنتطلبان
حزب پپسی کولا، حزب کوکاکولا+عکس
درخواست آمریکابرای بازگشت به تفاهم اسلامآباد
اکونومیست: چرا نمیتوان انصارالله را شکست داد؟
بازگشت ستاره ازبک به پرسپولیس
هشدار سیا به روسیه درباره ایران و اوکراین
تصاویر آخرالزمانی از سیل نپال
سفر محرمانه رئیس سیا به روسیه
قیمت دینار عراق امروز پنجشنبه ۵ شهریور
خواص انار برای قلب
قتل به خاطرسنگ نمای 50 سانتیمتری
قیمت نفت امروز پنجشنبه ۵ شهریور
کودک سرباز رجوی در اردوگاه پهلوی!+ عکس
این خانوارها اعتبار گرفتند / شارژ کالابرگ
ارتباطی خاص بین کیفیت رژیم غذایی و سلامت ریه
زندگی درریتم موج ها
آخرین اخبار
آخرین وضعیت صادرات نفت در خارک ایران
اریک والبرگ: آیتالله خامنهای زندگی زاهدانه خود را وقف اسلام و ایران کرد + عکس و فیلم
تهران در کانون رایزنیهای صلح /وزیر خارجه عمان وارد تهران شد / باب المندب همچنان پرحادثه
کریدورهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی
کد خبر: 219073
تاریخ انتشار: 11/بهمن/1399 - 18:48
«صحنههایی دردناکتر از جبهه»
دانشآموزان دهه ۶۰ روزهایی را که پول توجیبیهایشان را در قلک میانداختند تا با فرستادن قلکهایشان به جبهه، کمکی به انقلاب کرده باشند، خوب به یاد دارند.
مرتبط ها
نظرات بینندگان
نظرات شما



