در کشور خودمان نیز در شرایطی که رویدادهایی چون جشنواره جهانی فیلم فجر و نمایشگاه کتاب تهران لغو شدند، جشنوارهی فیلم مقاومت تنها رویدادی بود که از همان ابتدا اصرار بر برگزاری داشت و درنهایت هم ظاهرا اجتماعی چندصدنفره را نیز تجربه کرد. با این حال، متولیان جشنوارههای زیرمجموعهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با تاسی به جشنوارهی «ونیز» است که از مدتی پیش، تاکید بر برگزاری به شکل حضوری دارند. هرچند که در برخی اظهار نظر های مسؤولان جشنوارههای ما آمده که ما به "دنیا" نشان خواهیم داد که کار فرهنگ تعطیلبردار نیست، اما معلوم نیست که چرا چراغ راه مدیران فرهنگی ما که میخواهیم به دنیا درس بدهیم، شده است تجربهی جشنوارهی فیلم ونیز که در حد یک پیامبر در این حوزه برایشان اهمیت یافته است.
از سویی، این پرسش هم مانند همیشه مطرح است که آیا آنان که بر برگزاری حضوری جشنوارهها، برخلاف تاکیدهای ستاد ملی کرونا اصرار دارند، بیشتر دغدغهی اقتصاد هنر را دارند یا منافع شخصی خود را؛ چرا که همواره در رویدادهای گوناگون، حرف و حدیثهایی براساس قراردادهای برونسپاری حاصل از برگزاری جشنوارهها مطرح بوده است.
حال باید دید که متولیان مدیریت فرهنگی ایران، از سه راه موجود، کدام را انتخاب میکنند؛ تعطیلی مطلق برنامهها، برگزاری حضوری با ریسک بهداشتی بالا یا برگزاری منظم و مهندسیشدهی آنلاین تا اطلاع ثانوی را؟
دیگر اینکه آیا تنها نسخهی آرامشبخش یا شفابخش برای حوزههایی چون سینما، تئاتر، موسیقی، نشر و هنرهای تجسمی، نزد مدیریت فرهنگی کشور، تنها برگزاری حضوری رویدادهای سالیانه است؟
و آیا وقتی برگزاری رویدادهایی چون جشنوارهی فیلم فجر و نمایشگاه کتاب تهران که هر کدام از آنها مشغولیت حدود دو سوم از سال معاونتهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به خود اختصاص میدهند، منتفی شود، هیچ ایدهی دیگری در مدیریت فرهنگی کشور، با وجود یک لشگر مشاور، مدیر و پرسنل، برای حوزهی فرهنگ و هنر وجود ندارد؟
منبع : ایسنا



