سه شنبه 07 مهر 1405 - Tue 29 Sep 2026
  • آغاز طرج جدید معیشتی برای تهرانی‌ها

  • عوارض پنهان مصرف خودسرانه مکمل‌ها

  • قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۷ مهر

  • سیگنال وزیر ترامپ به پیاده‌نظامش در ایران

  • اصلاح‌طلبان از تسلیم‌طلبی صحبت می‌کنند یا توافق؟

  • هند باز هم قربانی آمریکا شد

  • ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت/جناب سید حسن نصرالله؛ امیر قهرمان عرب و نهاد بزرگ جبهه مقاومت

  • استانداردهای هالیوودی بلای جان ازدواج

  • فارن‌پالیسی| کشورهای عربی از آمریکا فاصله می‌گیرند

  • عالی‌پور با رکورد شکنی طلایی شد/ فیلم

  • دستگیری باند آدم‌ربایی با پوشش مأمور پلیس در تهران

  • ایران پیگیر حل پروازها و برقراری عمره

  • فلسطینی‌ها به زندگی در غارها پناه بردند / عکس

  • خبر تاج از انتخاب سرمربی جدید تیم ملی امید

  • خواهد دید چه خواهد شد!

  • بارش رحمت الهی در مسجدالحرام / فیلم

  • اتحادیه اروپا خواستار ارائه موشک به اوکراین شد

  • ورود پرسپولیس به لیگ والیبال

  • زباله‌های سرگردان در جنگل‌های شمال / عکس

  • سوپرگل جادویی لیونل مسی / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 183270
    تاریخ انتشار: 08/خرداد/1399 - 10:23
    حاج حیدر:

    دوست دارم شهید شوم و پیکرم برنگردد

    ایشان به من گفت: من دوست دارم شهید شوم و پیکرم برنگردد. آخرین لحظه جدایی، فاطمه‌زهرا پدرش را بغل کرد.

    دوست دارم شهید شوم و پیکرم برنگردد

    شهید محمد جنتی با نام جهادی «حاج حیدر» و معروف به «فرمانده حیدر» بیش از یک سال فرمانده رزمندگان مدافع حرم پاکستانی (تیپ زینبیون) بود. این شهید اهل روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی بود.

    شهید جنتی جزو اولین مستشارانی بود که برای مقابله با تروریست‌های تکفیری وارد جبهه شد و در مناطق مختلفی از جمله دمشق، حلب و ... حضور داشت و چندین بار در درگیری‌ با تروریست‌ها مجروح شده بود.

    دوست دارم شهید شوم و پیکرم برنگردد


    آخرین دیدار من و محمدآقا و بچه‌ها در فرودگاه بود. سوم فروردین ۹۶. به خاطر تأخیر در پرواز، چند ساعتی در فرودگاه بودیم. دخترم که دو ماه بیشتر نداشت، خیلی بی‌قراری و بی‌تابی می‌کرد. همان جا و برای اولین بار ایشان به من گفت: من دوست دارم شهید شوم و پیکرم برنگردد. آخرین لحظه جدایی، فاطمه‌زهرا پدرش را بغل کرد. محمد گفت: ان‌شاءالله من هشتم برمی‌گردم. ایام عید بود و ما منتظر آمدنش بودیم که خبر شهادتش رسید.

    منبع : میزان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما