اصلاحطلبان در هر انتخابات برای اینکه منافع خود را تأمین کنند دست به ساختارسازیهای مختلف میزنند، درواقع انحصارطلبان قدرت در جریان اصلاحات همواره این روش را بهکار میگیرند تا نیروهای دیگر و تازهنفس این جریان را کنار بزنند و خود دوباره میداندار انتخابات باشند. این ساختارسازیها بهظاهر شکل دموکراتیک دارند اما در باطن باعث انحصارطلبی و هدایت قدرت در دست گروهی خاص در اصلاحات حادث میشوند.
اصلاحطلبان حالا ساختار تازهای را در راه انتخابات تأسیس کردهاند، ساختاری که «سرا» خوانده میشود. سرا مخفف سامانه رأی اصلاحطلبان است. طرح سرا همچنان با واکنشهای مثبت و منفی در جریان اصلاحات روبهروست؛ «عبدالله رمضانزاده»، سخنگوی دولت اصلاحات، در حساب توییتری خود نوشت: «در تهیه طرح "سرا" هیچ نقشی نداشتهام، در تصویب آن هم، به آن نقدهایی هم وارد است. برای کسانی که بخواهند در انتخابات شرکت کنند ــ تأکید میکنم بخواهند شرکت کنند ــ مسیری دموکراتیک و شفاف مبتنی بر رأی بدنه اجتماعی و تنها راه گریز از تصمیمگیری مبتنی بر منافع شخصی و باندی پدرخواندههاست.»
اما در پاسخ به وی، «آذر منصوری»، دبیر شورایعالی سیاستگذاری جبهه اصلاحطلبان، نوشت:«سرا درباره اصل و نحوه حضور در انتخابات هم به بدنه اصلاحطلبانصدا میدهد. با این سازوکار فقط نامزدهایی که از نظر بیش از 1/2 از اعضای سرا «خوب»اند در لیست قرار میگیرند و در فرآیندی شفاف و دموکراتیک، روشن میکند که آیا اساساً امکانی برای شرکت در انتخابات برای اصلاحطلبان باقی میماند یا نه».
این را که ساختار جدید اصلاحطلب بهدنبال چیست میتواند نگاهی به ساختارهای گذشته اصلاحطلبان در انتخاباتهای مجلس و شورای شهر تهران بهخوبی مشخص کند که نتیجه و هدف این ساختارهای متعدد در جریان اصلاحات چیست.
اختلاف شورای مشورتی و شورای هماهنگی اصلاحات
مدیریت جریان اصلاحات با چهکسی است؟ این سؤال مبنایی آغاز دعوای سیاسی شورای مشورتی و شورای هماهنگی اصلاحات بود. شورای هماهنگی جبهه اصلاحات متشکل از 18 گروه و تشکل فعال سراسری است که چهار کمیته تخصصی ذیل این شورا فعالیت میکنند.
شورای مشورتی نیز بعد از چندی از سوی رئیس دولت اصلاحات و با حضور برخی از شخصیتهای جریان انحصارطلب اصلاحات تشکیل شد و اینگونه از سوی رسانههای این گروه تبلیغ شد که این شورا بهعنوان لیدر جریان اصلاحات تصمیمات راهبردی را اتخاذ میکند و دیگر گروهها و تشکلهای سیاسی باید از تصمیمات این شورا فرمانبرداری کنند، در همین راستا بود که شکاف اصلی سیاسی در سطح مدیریتی در جریان اصلاحات بهوجود آمد که تا به امروز تداوم یافته است.
اعضای شورای هماهنگی اصلاحات بیان میداشتند که تصمیمات شورای مشورتی را قبول ندارند و از سوی دیگر شورای مشورتی که ابزار رسانهها و روزنامههای زنجیرهای را در دست دارد اینگونه القا میکرد که پیروزی انتخابات ریاست جمهوری سال 92 حاصل تصمیمات این شورا بوده است و از طرف دیگر همه شکستهای قبل را نیز مربوط به تصمیمات شورای هماهنگی اصلاحات دانست.
شورایعالی انتخابات و انحصارطلبی آشکار اصلاحطلبان
شورای راهبردی انتخابات یکی از همین تلاشهای کانالیزه بود. این شورا برای پایان دادن به شکاف سیاسی مدیریتی دو شورا تشکیل شد که گفته میشد پس از توافق میان شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای مشورتی اصلاحطلبان 12 چهره اصلاحطلب، شورای راهبردی انتخابات را بهریاست عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات تشکیل دادهاند.
این 12 نفر بههمراه رابطین ملی در استانها حلقهای 100نفره را تشکیل میدادند و قرار بود این شورا که شورای مشورتی و شورای هماهنگی اصلاحات بازوان چپ و راست آن بودند، هدایت اصلاحطلبان در انتخابات آتی مجلس را بهدست بگیرد اما از همان ابتدا با توجه به چیدمان خاص این شورا که اغلب افراد گروه انحصارطلب در آن جای گرفته بودند، وجاهت رهبری اصلاحات در انتخابات مجلس را از دست داد و بسیاری از اصلاحطلبان سطح دوم به این ساختارسازی کانالیزهشده انتقاد کردند و بیان داشتند که معتقد هستند که شورای هماهنگی اصلاحات باید مرجع تصمیمگیری در این جریان باشد لاغیر.
جالب اینجاست که در این شورا حضور افرادی همچون «محمدرضا عارف» نادیده گرفته شد و همین عامل سبب شد تا شورای راهبردی انتخابات منحل اعلام شود و از دل آن شورایعالی سیاستگذاری اصلاحات خارج شود.
شورایعالی سیاستگذاری اصلاحات و لیستهای دستهچندمی
شورای سیاستگذاری اصلاحات اما در این حوزه نتوانست بهطور صحیح انتخاباتها و نیروهای اصلاحطلب را مدیریت کند. در این حوزه اختلاف نظرهای مختلفی بهوجود آمد. اصلاحطلبان زیادی از تصمیمات این شورا ناراضی بودند، از جمله این اصلاحطلبان میتوان به زنان شاخص اصلاحطلب مثل «فاطمه دانشور» اشاره کرد که ماجرای دومیلیارد تومانی را که به وی برای حضور در لیست اصلاحات پیشنهاد شد افشا کرد، در همین رابطه وی در گفتگوهای مختلف اعلام کرد که عارف اخلاق را در لیستدهی شورای شهر پنجم سر بریده است.
«الهه کولایی»، فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو شورای هماهنگی مجمع زنان اصلاحطلب که با وجود سوابق کاری و داشتن چهرهای آکادمیک در جریان اصلاحات از فهرست امید در مجلس شورای اسلامی جا مانده بود در مصاحبهای با خبرگزاری «آنا» اعلام کرد: «به هر حال افرادی که از امکان مالی و ارتباطات خوبی برخوردارند و چنین امکاناتی برای آنها فراهم است، قطعاً نسبت به بقیه افراد شانس بیشتر و بهتری برای حضور در همه لیستهای انتخاباتی دارند.»
وی در بخشی دیگر از سخنان خود اظهار داشت: «همیشه پول و قدرت در حوزه سیاست تأثیرگذار هستند. برخی کاندیداها از طریق رانت وارد لیست امید شدند و من این مسئله را تکذیب نمیکنم.»
حتی سیاستگذاران این جریان نیز از کار عارف در لیستدهی مجلس دهم و شورای شهر انتقاد کردند، از این میان تئوریسینهای جریان اصلاحات از جمله «محمدرضا تاجیک» و «عباس عبدی» بهشدت به لیستدهی عارف اعتراض کردند و عباس عبدی آن را آش کشک خاله نامید که اصلاحطلبان بهسبب فضای انتخابات مجبور به پذیرش آن شدند.
"سرا" پایان کار شورایعالی سیاستگذاری؟
سرا حالا با چهرهای دموکراتیک وارد بحث انتخابات اصلاحطلبان شده است. این ساختارسازی جدید هم با همان شیوه قدیمی و نخنماشده اصلاحطلبان پا به عرصه وجود گذاشته است. اما بهنظر میرسد راهی را که ساختارهای گذشته اصلاحات در دوران انتخابات طی کرده است قرار است برود.
در این حیطه آنچه بیش از همه جلوه میکند تکاپوی اصلاحطلبان انحصارطلب برای گرفتن دوباره سکان هدایت این جریان در انتخابات است. ساختار جدید اگرچه دموکراتیک است اما بهطور کاملاً انحصارطلبانه راه ارائه لیست و فعالیت گروههای دیگر را محدود میکند، درواقع اصلاحطلبان با ساختاری که ساختهاند دیگر ساختارهای اصلاحطلبی را بهوضوح غیرمجاز خواندهاند و از این رهگذر مشخص است که جریان اصلاحات با لیدری گذشته سران این جریان قرار است در انتخابات هدایت شود.
جالب اینجاست که این لیدرها در زمانی که باید پاسخگو باشند خود را کنار میکشند اما کیک قدرت را در پس ساختارهای نو اما با پشتپرده پیر و فرتوت میان خود تقسیم میکنند.
منبع : دانا



