شنبه 10 مرداد 1405 - Sat 01 Aug 2026
  • مقاومت هرگز سلاح خود را کنار نمی‌گذارد

  • ایران، عامل حمله سایبری به سامانه آب مینه‌سوتا است!

  • قیمت بلیط سفر دریایی اربعین چند؟

  • نشست خصوصی ونس با نتانیاهو درباره ایران

  • خرید دو شاه ماهی خارجی برای استقلال

  • تغییر مسیر ۶ نفتکش سعودی به دنبال تهدیدات یمن

  • علائم تا درمان سرگیجه

  • عراقچی: آب می‌تواند محور همکاری با همسایگان باشد+عکس

  • دوری دو ماهه ستاره ازبکی از ترکیب استقلال+عکس

  • امروز ابتکار عمل در دستان توانای ایرانیان و همپیمانان آنان است/ آمریکا دیگر بازیگر اصلی منطقه نیست

  • کشور میانجی دلالی را شروع کرد

  • ادعای حمله سایبری ایران به سامانه آب مینه‌سوتا

  • دو نفتکش متخلف مورد اصابت قرار گرفته و متوقف شدند+ فیلم

  • خطر افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی در کودکان

  • اسطوره میلان درگذشت

  • مدودف: روسیه در مرحله مهم از پایان جنگ قرار دارد

  • آخرین وضعیت تردد در تنگه‌ هرمز و باب‌المندب

  • جنجال در اسپانیا؛ کشته شدن۱۸ مهاجر در مرز مراکش / فیلم

  • دو زلزله پیاپی مرز ایران و عراق را لرزاند

  • تصاویر تازه ماهواره‌ای از پایگاه علی السالم کویت پس از حملات ایران + فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 156071
    تاریخ انتشار: 20/مهر/1398 - 10:42
    روایت مهرشاد شبابی

    دعوت عمومی به عروسی «رحیم صفوی»

    با این دعوت عمومی، جمعیت آقایان خیلی زیاد شده بود. بعدا رحیم می گفت: دیگه توی حیاط خونه جا برای کفش پاسدارها نبود.

     دعوت عمومی به عروسی «رحیم صفوی»

     آنچه می خوانید، برشی از روایت «مهرشاد شبابی» از همراهی با سرلشگر سید رحیم صفوی در کتاب همراه است:

    قرار شد کارت عروسی را آقای افشار، شوهر خواهر رحیم تهیه کند. او هم یک برگه A4 را نصف کرد و با عکس برگردان هایی که الان هم هست، یک گل کنج آن انداخت. رحیم یکی از این برگه ها را که در واقع کارت عروسی هم بود روی تابلوی اعلانات دفتر سپاه اصفهان زد و از پاسدارها دعوت عمومی کرده بود.

    با این دعوت عمومی، جمعیت آقایان خیلی زیاد شده بود. بعدا رحیم می گفت: دیگه توی حیاط خونه جا برای کفش پاسدارها نبود. خیلی هاشون مجبور شدن پوتین هاشون رو توی کوچه دربیارن. اما حضورشان خیلی موثر و خوب بود. با کارهایشان کلی مجلس مردانه را گرم و شاد کردند. شعرهای طنز خواندند و نمایش کمدی اجرا کردند. رحیم هم که همیشه متعادل بود با آنها مخالفت نکرد چون آن زمان عده ای حتی دست زدن را حرام می دانستند.

    قبل از خواندن خطبه عقد، آقای پرورش سخنرانی کرد و بعد از آن آیت الله طاهری، امام جمعه اصفهان خطبه عقد را خواند. یادم هست موقع خواندن خطبه عقد باز هم خواستم سنت شکنی کنم. تصمیم گرفتم همان بار اول که آقای طاهری برای خواندن خطبه اجازه میگیرد، بله را بگویم. از هول اینکه کار به بار دوم نکشد، هنوز جملات آقای طاهری تمام نشده بود که بله را گفتم. آقای طاهری خندید و گفت: حالا اینقدر عجله نکنین! خجالت کشیدم اما همه خندیدند

    منبع : مشرق

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما