دوشنبه 09 شهريور 1405 - Mon 31 Aug 2026
  • آنچه دشمن را امیدوار می‌سازد، برجسته‌سازی اختلافات است/ دشمن به‌دنبال پاره‌پاره شدن امّت اسلام است/ حکّام کشورهای منطقه دشمن واقعی را بشناسند و با آن مقابله کنند

  • شرایط متفاوت استقلال و پرسپولیس برای دربی

  • یاسمین پهلوی از «اسرائیل بزن» تا تطهیر جنایت میناب + عکس و فیلم

  • آمریکا مسیر عمانی تنگه هرمز را لایروبی کرد؟

  • جنگ با ایران تمام شد؟

  • هشدار از آلمان به ترامپ؛ جنگ با ایران را تمام کن

  • آخرین وضعیت توزیع بنزین در جایگاه‌های سوخت

  • برندگان جایزه عکاسی از پرندگان

  • ساعت بازی پرسپولیس و ملوان/ هفته چهارم لیگ برتر

  • هلیا و توله‌هایش در خراسان شمالی / فیلم

  • آموزه‌های جدید ایران در جنگ اخیر

  • قیمت نفت امروز شنبه ۷ شهریور

  • زمان دیدار پوتین با پزشکیان اعلام شد

  • هنرمندی که توهماتش را به هنر بدل کرد/ عکس

  • فرصت‌سوزی بزرگ طارمی در دربی+ فیلم

  • حامی تروریست‌ها و اوباش دوباره در دولت پزشکیان حکم گرفت!

  • برترین عکس‌های حیات‌وحش 2026

  • کشف ۵۰ تن تخم مرغ احتکار شده در قم

  • نشانه هایی از گرمازدگی را جدی بگیرید

  • اینترنشنال چگونه به استقبال تحریم‌های «اسکات بسنت» رفت؟ + فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 152971
    تاریخ انتشار: 31/شهريور/1398 - 09:45
    صبح دیروز

    تهدید شرم آور مربی زن یوگا

    چند وقتی بود که گوشی موبایلم کار نمی‌کرد و دچار مشکل شده بود من هم آن را برای تعمیر به یکی از مغازه‌های موبایل فروشی دادم یک هفته بعد از تعمیر گوشی با پیامکی عجیب مواجه شدم ...

     تهدید شرم آور مربی زن یوگا

     خانمی می‌گوید: وقتی که دانشجو بودم با همکلاسیم نامزد و بعد هم با او ازدواج کردم. اوایل شرایط مالی خوبی نداشتیم و مجبور بودیم که هر دو زیاد کار کنیم تا بتوانیم مخارج زندگی مان را تامین کنیم. همسرم بسیار بدبین بود و از همان ابتدا به خاطر این مسئله با او مشکل داشتم او دوست نداشت در هر محلی کارکنم و مدام مرا چک می‌کرد و از همکارانم ایراد می‌گرفت.

    با وجود این من هم رفتارهای او را تحمل می‌کردم تا این که به آموزش یوگا برای خانم‌ها رو آوردم و در همین زمان نیز اختلافاتم با همسرم بیشتر شده بود تا این که دوهفته پیش گوشی موبایلم دچار مشکل شد و من آن را برای تعمیر به یکی از مغازه‌های موبایل فروشی دادم تا آن را برایم تعمیرکند. صاحب مغازه بعد از کمی تامل گفت: تعمیر گوشی شما کار زیادی می‌برد و باید چند روزی در مغازه بماند.

    چند روز بعد به مغازه رفتم و گوشی موبایلم را گرفتم، اما هنوز یک هفته نشده بود که با پیامک عجیبی مواجه شدم. فردی به من پیامک زد و در آن خواستار برقراری ارتباط با من شد و تهدید کرد اگر به خواسته اش جواب مثبت ندهم عکس‌هایی را که از من به دست آورده، در اینترنت منتشر خواهد کرد. اولش فکر کردم که یک دروغ و بلوف است و برایش پیامک زدم که هرکاری می‌خواهد بکند، اما وقتی یکی از تصاویر را برای من ارسال کرد و گفت بقیه عکس‌ها هم پیش اوست به او التماس کردم و گفتم که متاهل هستم، اما او از حرفش منصرف نشد. الآن هم ولم نمی‌کند و مدام برایم پیامک می‌زند و می‌گوید صبرش تمام شده و می‌خواهد حرفش را عملی کند...

    از طرفی همسرم بسیار روی من حساس شده و مدام به من شک می‌کند که مبادا با کسی ارتباط و دوستی داشته باشم نمی‌دانم با این وضعیتی که پیش آمده چه کنم و چطور خودم را از این مخمصه نجات دهم؟

    منبع : روزنامه خراسان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما