این را من به مسئولین محترم هشدار میدهم! مراقب باشند. نه اینکه این نامهنگاریها خیلی مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنویسند؛ کار خودشان را بکنند، اختلافات را به میان مردم نکشانند، چیزهای جزئی را مایهی جنجال و هیاهو و استفادهی تبلیغاتی دشمن و خوراک تبلیغاتی رادیو و تلویزیونهای بیگانه نکنند... همهی ما بدانیم موقعیت حساسی داریم.»
آبان ۹۱ بود که رهبری معظم انقلاب در واکنش به اختلافات جدلی و علنی شدهی سران وقت سه قوه، به آنان اینگونه هشدار دادند. آن روزها گرچه با هشدار رهبری، موج جدال احمدینژاد و علی لاریجانی و صادق آملی لاریجانی فرو نشست، اما تکرار آن در مواردی دیگر نشان داد که آن هشدار تند رهبری را، هم اینان و هم مسئولان دیگر، مصداقی در نظر گرفتهاند و اصل مفهوم آن را درک نکردهاند. جدل تند و علنی این روزهای دو فقیه شورای نگهبان با یکدیگر، مویدی بر این ادعاست که نه فقط آن هشدار رهبری، بلکه بسیاری دیگر از اصول مسلم کشورداری را آقایان نه بلد هستند و نه علاقهای دارند بیاموزند و بکار برند.
مسئله سازی برای مردم اتفاق کمی نیست. نه آنکه مردم نامحرم باشند؛ اما حق مردم است که ذهن و وقتشان را هیاهوهای بی سرانجام اشغال نکند. جدالهای اینگونه برای مردم آوردهای ندارد و مسئولی که از تریبون مسئولیتش اقدامی انجام میدهد که نه تنها آوردهای برای مردم ندارد، بلکه اتفاقاً آنان را به یأس میکشاند، آیا شایستهی مذمت نیست؟
باعث تاسف است، اما آقایان روسای قوه قضائیه سابق و اسبق را هم باید توصیه کنیم تا اگر بحثی پیرامون «از کجا آوردهای؟»ها دارند، آن را از مسیر قانونی خود، یعنی دستگاهی که ۱۰ سال بر مسند آن بودهاند، پیگیری کنند و نه پشت بلندگو! باقی هم که اختلافات شخصی است و علنی کردنش دون شأن آقایان. اختلافات حوزوی هم، چنانچه مشی علما بوده، باید در همان مباحثات طلبگی و علمایی رفع شود.
برخی بدیهیات دیگر را هم باید گفت. باید گفت وقتی از سخنرانی تند و بی سند علیه دیگری فارغ شدید و مهمانان مثلاً امین و محرمتان رفتند، وقتی نوشتن نامهی تند و افراطی در دفاع از خود و علیه دیگری را به پایان بردید، پس سر بلند کنید و دنیاهای بزرگتر از خودتان را هم ببینید. این بار را خواهشاً ماهواره ببینید و شبکههای مخالف نظام را نگاه کنید، فیلترشکن نصب کنید و به توییتر و تلگرام بروید، سایتهای معاند را بخوانید و ببینید چگونه آبروی نظام برخاسته از آرمانهای اسلامی یک ملت و امامشان را حراج زدهاید. ببینید با علنی و بزرگ کردن اختلافاتی که نیازی نبود در این سطح و با این ادبیات مطرح شود، چگونه زبان طعنه زنان علیه ایران و رهبری و نظام و انقلاب اسلامی را دراز کردهاید. ببینید چگونه با کلیدواژههایی که شما دست دشمنمان دادهاید، آنان علیه کل سرزمینمان جمله میسازند، گزارش مینویسند و ذوق زده از آنچه که آن را جنگ قدرت در جمهوری اسلامی مینامند، خبرسازی میکنند. وقتی دو فقیه مجتهد عضو شورای نگهبان که هر یک فقط ۱۰ سال سابقه ریاست بر دستگاه قضایی را دارد، نمیداند چه سخنانی را کجا باید گفت و کجا نباید گفت، لاجرم از دیگران چه انتظاریست؟!
وقتی کسی قبول میکند در جایگاه مدیران ارشد جامعه مسئولیت بپذیرد، لاجرم باید مقتضیات آن را بپذیرد. رعایت شأن این جایگاه یعنی نباید اتهاماتی را از تریبونی که در اختیار داریم، متوجه دیگری کنیم که پیش از این صرفاً نقل محافل غیررسمی و غیرمعتبر بوده و برای آن جز شواهد ظاهری، هیچ مستندی نداریم. قرار نیست مسئول حکومتی در سطح کاربران شایعه پراکن فضای مجازی ظاهر شود. از سویی رعایت شأن جایگاه حکومتی یعنی همان قدر که باید خویش را از موضع تهمت برهانیم، دیگری را نباید با طعنه و کنایه تخریب کنیم.
باید به این آقایان یادآور شویم که مسئولیت گرفتهاید که در خدمت ایران و ملت ایران باشید، نه آنکه کرسی مسئولیت را به تریبون اتهامزنیها و دفاعیات شخصی تبدیل کنید. اگر شما عضو شورای نگهبان و رئیس مجمع تشخیص نبودید و هر کدام حداقل ۱۰ سال جزو سران ارشد کشور محسوب نمیشدید و الان صرفاً استادی در حوزه بودید، جنگ و جدال شما برای چه کسی میتوانست مهم باشد که تیتر رسانهها شود یا در فضای مجازی دست بدست بچرخد؟!
منبع : حامیان ولایت



