به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
در حالی که آمریکا در جریان جنگ تحمیلی رمضان نتوانست کوچکترین کنترل پایداری بر تنگه هرمز اعمال کند، دونالد ترامپ این روزها در میانه فضای مذاکراتی، از «در اختیار گرفتن تنگه هرمز» و حتی دریافت عوارض از کشتیهای عبوری سخن میگوید؛ اظهاراتی که در تهران بیش از آنکه یک تهدید واقعی تلقی شود، به عنوان بخشی از جنگ روانی و تلاشی برای جبران شکستهای راهبردی گذشته ارزیابی میشود.
تنگه هرمز برای دههها یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان بوده است؛ گذرگاهی که هرگونه تغییر در وضعیت آن، مستقیماً بر بازارهای جهانی نفت و امنیت منطقه اثر میگذارد.به همین دلیل، هر سخنی درباره «کنترل» یا «تصرف» این آبراه، بلافاصله به موضوعی خبرساز تبدیل میشود.

دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً در گفتوگویی با فاکسنیوز مدعی شد که واشنگتن در صورت نرسیدن به توافق با ایران، ممکن است تنگه هرمز را «در اختیار بگیرد» و حتی از نفت عبوری از این مسیر عوارض دریافت کند. او گفت: «اگر لازم باشد، ممکن است تنگه را در اختیار بگیریم و نقش فرشته نگهبان را بازی کنیم.»اما کارشناسان معتقدند مشکل اصلی اینجاست که واشنگتن در شرایطی چنین ادعاهایی را مطرح میکند که در اوج درگیریهای نظامی اخیر نیز نتوانست اراده خود را بر این آبراه راهبردی تحمیل کند.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در واکنش به این اظهارات نوشت: «ترامپ از انسداد تنگه هرمز شاکی شده و تهدید کرده که ممکن است تنگه را کنترل کند و فرشته نگهبانش شود! فقط یک ابله میتواند چنین ادعاهای کاملاً توخالی بکند.»

او با اشاره به عملکرد آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان تأکید کرد: «تاریخ اعتبار این بلوفها تمام شده؛ اگر عُرضه داشتید در بیش از صد روز جنگ کنترل تنگه هرمز را حتی برای یک لحظه به دست میگرفتید. خواستید اما نتوانستید.»
این گزاره، نقطه اصلی بحث است. منتقدان سیاستهای آمریکا معتقدند مسئله صرفاً توان نظامی نیست؛ بلکه هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی چنین اقدامی به اندازهای سنگین است که حتی واشنگتن نیز از عملیاتی کردن آن پرهیز میکند.
به بیان دیگر، اگر امکان واقعی و کمهزینهای برای کنترل تنگه وجود داشت، آمریکا در دورهای که فضای تنش در منطقه به مراتب شدیدتر بود، برای تحقق آن اقدام میکرد.از سوی دیگر، فواد ایزدی، کارشناس مسائل بینالملل، به تناقض آشکار در ادعاهای ترامپ اشاره کرده و نوشته است: «چرا آمریکا میتواند در تنگه هرمز عوارض دریافت کند ولی ایران نمیتواند؟»
او با اشاره به سخنان ترامپ درباره دریافت عوارض به عنوان «فرشته نگهبان» منطقه، این ایده را تلاشی برای تحمیل هزینههای سیاستهای نظامی آمریکا به دیگر کشورها توصیف کرده و معتقد است واشنگتن میخواهد هزینه جنگهایی را که خود آغاز کرده، از مسیرهای تجاری بینالمللی جبران کند.موضوعی که به وجاهت دریافت غرامت ایران از طریق تنگه هرمز صحه میگذارد.
اما فراتر از مباحث حقوقی و سیاسی، آنچه اهمیت دارد، میزان اثرگذاری این تهدیدهاست. به نظر میرسد برخلاف دهههای گذشته، اظهارات تند مقامات آمریکایی دیگر آن اثر روانی سابق را ندارد. تجربه سالهای اخیر نشان داده که فاصله قابل توجهی میان ادبیات تهدیدآمیز واشنگتن و توانایی آن برای تحقق عملی بسیاری از این تهدیدها وجود دارد.
در همین چارچوب، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز به این فضاسازیها واکنش نشان داد و گفت: «تهدیدهای آمریکاییها را به جایی حساب نمیکنیم؛ آماده پاسخ هستیم.»او افزود: «با خودشان فکر نمیکنند که اگر تهدیدهایشان نتیجهای داشت، به استیصال امروز نمیرسیدند؟ ما تهدیدهای آمریکاییها را به جایی حساب نمیکنیم.» قالیباف همچنین هشدار داد: «بهتر است مراقب اظهارنظرهای خود باشند، نیروهای مسلح ما آمادهاند تا به نحوی دیگر پاسخشان را بدهند.»

واقعیت این است که تهدید به «در اختیار گرفتن تنگه هرمز» بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، یک ابزار روانی در فضای چانهزنی سیاسی و مذاکراتی به نظر میرسد. آمریکا در مقاطعی که سطح تنش و درگیری به مراتب بالاتر از امروز بود، نتوانست چنین هدفی را محقق کند و اکنون نیز میداند هرگونه تلاش برای تغییر موازنه در هرمز، با هزینههای سنگین و واکنشهای گسترده منطقهای و بینالمللی همراه خواهد بود.به همین دلیل، بسیاری از ناظران این سخنان را نه نشانه قدرت، بلکه تکرار بلوفهایی میدانند که اعتبار گذشته خود را از دست دادهاند؛ بلوفهایی که حتی در میان رقبای آمریکا نیز کمتر کسی آنها را به عنوان یک تهدید قابل تحقق تلقی میکند.



