پنجشنبه 25 تير 1405 - Thu 16 Jul 2026
  • عراقچی راهی قطر شد

  • مهم‌ترین رویدادها و لحظه‌های ثبت‌شده در جهان / عکس

  • آهوهای خارک از ترس انفجار به خیابان‌ها پناه بردند / فیلم

  • جدایی ستاره آبی پوش از باشگاه استقلال

  • نامه ایران به گوترش در پی ادعای آمریکا علیه روابط تهران-صنعا

  • بی‌قراری داریوش فرضیایی هنگام وداع با مادرش / فیلم

  • محکومیت پرسپولیس در پرونده بیرانوند تایید شد

  • راهزن ناکام هرمز

  • پیروزی های ناتمام ترامپ

  • بیانات رهبر شهید انقلاب درباره شهادت خودشان‌

  • آمریکا تفاهم را زیر پا گذاشت وقت بازگشت از مسیر «غیراصولی» است

  • خروج دوباره پول حقیقی از بازار سهام

  • سرزمین بی حسین یعنی یه ویرونه جواد مقدم

  • آب تهران جیره‌بندی نمی‌شود، اگر مصرف بهینه باشد

  • معلوم شد که زمام امور در تنگه هرمز دست ایران است

  • دور باطل سنتکام برای خر‌وج آبرومندانه از تنگه هرمز

  • قیمت موبایل‌ امروز چهارشنبه ۲۴ تیر

  • محکومیت پرسپولیس در پرونده بیرانوند تایید شد

  • نمی‌گذاریم کشور فلسطین تشکیل شود

  • رد دست شکارچیان تا روایت رنج‌های طبیعت / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 138852
    تاریخ انتشار: 29/خرداد/1398 - 10:19
    محمود مصدق

    مأموران قلابی، آدم ربایان بی‌رحم بودند

    سردسته یک باند آدم‌ربایی که با همکاری یک وکیل دادگستری و یک زن، طلافروش ۵۸ ساله‌ای را در خیابان فرمانیه ربوده و شکنجه کرده بودند، نتوانست در اخاذی از خانواده گروگان خود موفق شود.

    مأموران قلابی، آدم ربایان بی‌رحم بودند

    چندی پیش پلیس تهران از ناپدید شدن ناگهانی یکی از طلافروشان خیابان فرمانیه اطلاع یافت.

    برادر فردی که مفقود شده بود به مأموران پلیس گفت: برادرم مانند هر روز بعد از پایان کارش و تعطیل کردن مغازه، راهی خانه‌اش شده اما به طور ناگهانی ناپدید شده است.

    خانواده طلافروش ۵۸ ساله پس از اطلاع دادن ماجرای گم شدن وی، تماسی از سوی افرادی ناشناس دریافت کردند که در قبال آزادی مرد طلافروش درخواست ۱۰ میلیارد تومان پول نقد داشتند و اعضای خانواده را تهدیدکردند که این ماجرا را به پلیس اطلاع ندهند وگرنه دست به رفتاری خشونت‌بار خواهند زد.

    خانواده طلافروش اما به پلیس اعتماد کردند و بعد از اطلاع دادن آنها، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس دادسرای جنایی عملیات خود را برای نجات طلافروش ربوده شده آغاز کردند. کارآگاهان بعد از انجام تحقیقات و بررسی تماس‌ها از ۵۰ مظنون در این باره تحقیق کردند. آدم ربایان چهار روز بعد از گروگان گیری، برای چهارمین بار با خانواده گروگان خود، تماس گرفتند و همین کافی بود که کارآگاهان را به مخفیگاه متهمان در شهرستان اسلامشهر برساند.

    عملیات پلیسی برای دستگیری آدم ربایان به سرعت آغاز شد و آنان وقتی تمامی راه را به سمت خود مسدود دیدند، مرد طلافروش را در حاشیه جاده رها و فرار کردند. گروگانگیران، طلافروش را در اسارت شکنجه شدیدی کرده بودند به گونه ای که وقتی پلیس او را پیدا کرد، به سرعت به بیمارستان منتقل شد و پس از بهبودی نسبی، ماجرای ربودن خود را به پلیس گفت.

    او در تشریح ماجرا گفت: شب حادثه وقتی خواستم وارد خانه‌ام شوم، متوجه شدم که کسی مرا صدا زد. وقتی برگشتم، یک مأمور پلیس را مقابلم دیدم که گفت حکم جلب مرا دارد و باید همراهش به اداره پلیس بروم. وقتی سوار یک خودروی پژو ۴۰۵ یشمی شدم و دو مرد لباس شخصی هم سوار شدند فهمیدم آن‌ها مأموران قلابی هستند.

    وی اضافه کرد:آدم ربایان دست و پایم را با سیم بستند و مرا بیهوش کردند. وقتی به هوش آمدم، نمی‌دانستم کجا هستم. آنها سپس مرا شکنجه کردند و باتهدید از من خواستند خانواده‌ام را مجبور کنم ۱۰ میلیارد تومان پول را پس از تبدیل به دلار،  به دست آنها برسانند. در مدت سه روز و سه شب که در دام آن‌ها گرفتار شده بودم مرا بدون آب و غذا و با چشمان و دست و پایی بسته نگه داشته بودند تا اینکه دوباره مرا بیهوش کردند و زمانی که چشمم را باز کردم، خودم را روی تخت بیمارستان دیدم.

     تحقیقات پلیس ادامه یافت و به بازداشت اعضای شبکه آدم ربایی که دو مرد و یک زن بودند، منجر شد. سردسته باند در بازجویی گفت: از مدتی قبل تصمیم به اخاذی از مرد طلافروش گرفتم و با کمک یک زن و یک وکیل دادگستری سناریوی خود را اجرا کردم. البته این‌ها اعضای اصلی باند بودند و چند نفر دیگر را هم برای مراقبت و نگهداری از طلافروش استخدام کردم. شب حادثه او را در پوشش پلیس ربودیم و بعد از بیهوش کردنش او را به خانه‌ای در اسلامشهر منتقل کردیم. بعد از آن با خانواده‌اش ماس گرفتیم اما تماس‌هایمان بیثمر بود و همگی گرفتار پلیس شدیم تحقیقات بیشتر از اعضای باند در اداره یازده پلیس اگاهی تهران جریان دارد

    منبع : قدس انلاین

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما