این یک پدیده جدید است که عضو دائم آن شورا نه تنها از اجرای الزامات قطعنامههای آن خودداری میورزد، بلکه برای نقض آن قطعنامه دیگر اعضای آن شورا و نیز اعضای آن سازمان را تهدید میکند. این موضوع و تداوم آن موجب انزوای ایالات متحده در شورای امنیت شده است به نحوی که تلاشهای آن کشور برای لغو یا بی اثر کردن قطعنامه 2231 بی نتیجه باقی ماند.
دولت ترامپ به دنبال خروج از برجام، در دو سطح خارجی و داخلی با فشار و انتقادات سنگینی مواجه شد. مقاومت کشورهای امضاکننده برجام در مقابل خط مشی مورد نظر ترامپ، موجب انزوای شدید و بی سابقه دولت ایالات متحده شد. تندروهای دولت امریکا برای ایجاد اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی و بالا بردن تنش پیرامون موضوع هستهای ایران با حساس اعلام کردن تهدیدات علیه منافع ایالات متحده مبادرت به اعزام نیروی نظامی به منطقه کردند و در پی آن، برنامهای منتسب به پنتاگون و به دستور جان بولتون جهت افزایش نیروهای نظامی امریکا در خلیج فارس اعلام شد که هدف آن انجام عملیات نظامی علیه برخی تهدیدات نظامی کاملاً مبهم عنوان شد. مقارن این اقدام ایالات متحده، وقوع بعضی حوادث جزئی در برخی نقاط در دو- سه کشور منطقه میتوانست بهانه کافی برای زمینهسازی و آغاز مداخله نظامی امریکا در منطقه را فراهم سازد. مداخله نظامی ایالات متحده نه تنها موجب بی ثباتی بیشتر در منطقهای بی ثبات و ناامن مانند خاورمیانه خواهد شد، بلکه موجب تحولات طولانی مدت هم در وضعیت آن منطقه و هم در روابط آتلانتیکی میشود. همجواری جغرافیایی خاورمیانه با اروپا و نیز هوشیاری، دقت و توجه رهبران اروپایی ایجاب میکند تا منطقه از این وضعیت شکننده خارج شود.
برنامه جامع اقدام مشترک(JCPOA)، ثمره تلاش و مذاکرات موفقیت آمیز مذاکرات میان امریکا، چین، اروپا و روسیه با جمهوری اسلامی به شمار میرود. این توافق حتی پس از خروج یکجانبه امریکا از آن، با خویشتنداری و پایبندی یکجانبه ایران به آن به حیات خود ادامه داد اما واقعیت آن است که اقدامات اخیر ترامپ و برخی مقامات تندرو دولت وی برای متلاشی کردن برجام موجبات وخیمتر شدن اوضاع را فراهم ساخته است.
حرکات اخیر دولت ترامپ علیه ایران و شرکتهای اروپایی و غیر اروپایی حتی فراتر از یک اقدام تحریک آمیز است چرا که با بازگرداندن مجدد تحریمهای ثانویه ایالات متحده، نه تنها منافع حاکمیت ایران بلکه منافع و اعتبار همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا و اعضای سازمان ملل را هدف گرفته و تحتالشعاع قرار داده است. فقدان هرگونه ابزار عملی مناسب از سوی اتحادیه اروپایی سبب شده تا واشنگتن ابزار فشارهای خود بر مناسبات تجاری اروپا با ایران را تقویت کند. توجه به این نکته ضرورت دارد که مسأله عمده مربوط به منافع تجاری نیست بلکه مربوط به انتظارات غرب از طرف خویش در مورد چانهزنی هستهای با ایران است.
هرگونه تشدید و افزایش ناامنی در منطقه خاورمیانه به طور مستقیم نخست بر اروپا تأثیر خواهد گذارد. برای اروپا فرقی ندارد که این افزایش تنش ناشی از قصد ایران برای از سرگیری غنی سازی اورانیوم باشد؛ یا تشدید درگیریهای خشونت آمیز میان اسرائیل و ایران در سوریه، یا بین عربستان سعودی و ایران در یمن؛ یا تهدید رئیس جمهوری امریکا برای تغییر رژیم تهران.
لازم به ذکر است رئیس جمهوری امریکا روز 8 مه را برای اعلام تغییر سیاست عمیق خود درقبال ایران انتخاب کرد که مصادف است با «سالروز پایان جنگ جهانی دوم در اروپا» که در ایالات متحده به عنوان روز «پیروزی در اروپا» شناخته میشود. با توجه به پیامدهای عمیقی که خروج ایالات متحده از برجام برای امنیت اروپا و اتحادیه آتلانتیک دارد به نظر میرسد قصد ترامپ برای استفاده از آن تاریخ، اعلام برتری سیاست و هدفگذاری سیاستهای ضد ایرانی ایالات متحده بر اروپا بوده باشد.
اکنون اروپا باید چه کار کند؟ حفظ توافق (یا آنچه از توافق باقیمانده) کاملاً به اروپاییها، بویژه به سه کشور عضو در مذاکرات (E3) یعنی فرانسه، آلمان و انگلیس بستگی دارد. اتحادیه اروپا تسهیل کننده اصلی مذاکرات برای دستیابی به برجام بوده است و اکنون به نوعی نگهبان و پاسدار آن محسوب میشود. در صورت رویارویی مستقیم امریکا با ایران، اروپا بیشترین امتیاز را نسبت به واشنگتن در قبال ایران از دست میدهد و پرستیژ خود را به عنوان یک بازیگر بینالمللی قابل احترام و با اعتبار در مخاطره خواهد دید و بازیگران بین المللی دیگر ارزشی برای گفت وگو، تبادل نظر، هماهنگی و همکاری با آن قائل نخواهند بود و سعی میکنند از این پس در روند مناسبات و جهتگیریهای بینالمللی خود با امریکا همگرا شوند. این روند از داخل اتحادیه اروپایی و توسط اعضای آن اتحادیه آغاز خواهدشد که خروج برخی از اعضا از اتحادیه اروپایی یکی از عواقب اولیه آن خواهد بود.
اگر اروپاییها مایل به تداوم توافق هستهای با ایران باشند و بخواهند تجارت با ایران را ادامه دهند، باید فوراً و به جدیت تمام در مورد ابزارهایی که مایل به اعمال آن هستند تصمیم خود را نهایی کرده و آن را عملیاتی کنند. یکی از گزینهها، مقررات مسدود کنندهای است که سابقه آن به اواخر دهه 1990 باز میگردد. با احیا و تقویت مجدد آن، اروپا میتواند از شرکتهای خویش در مقابل مقررات فرامرزی و تحریمهای امریکا محافظت کند تا منافع متفاوتی را به 28 کشور عضو اعطا نموده و منافع تجاری شرکتهای آن کشورها را از مخاطره هر اقدام امریکا محافظت کند. این مهمترین سیگنال سیاسی ممکنی است که اروپا میتواند به هر دو طرف یعنی واشنگتن و تهران ارسال کرده و اعلام کند اتحادیه اروپایی در مورد حفظ توافق برجام و تقویت آن کاملاً جدی است.فرصت دیگر برای اروپا این است که شرایط تأمین مالی تجارت با ایران را با ارائه خطوط اعتباری یورو بسرعت بهبود بخشد. این اقدام، حداقل برای شرکتهای متوسط اروپایی این امکان را فراهم میسازد که بدون استفاده از نظام مالی و بانکی و مشارکت ایالات متحده، کسب و کار مشروع با ایران را راهاندازی کنند. در این زمینه گرچه یک مکانیزم مالی موسوم به اینستکس طراحی شده ولی طرفهای اروپایی هنوز تاریخ مشخصی برای راهاندازی عملیاتی آن اعلام نکرده اند.
تصمیمگیریهای تند و شدید، یکـــــجانبه، بی مبالات، لجوجانه، بی پروا و همراه با ناهنجاری در عرف دیپلماتیک توسط ترامپ باید به رهبران اروپایی کمک کند تا به نقشآفرینی مستقلتری در عرصه بینالملل بیندیشند. موضوع ایران و برجام فرصت و آزمون خوبی برای گام برداشتن به سوی یک اروپای مستقل است.با حذف کشورهای مستقل، فرصتها برای ایفای نقش مستقل اروپا در صحنه منطقهای و بینالمللی کمرنگ و کمرنگتر خواهدشد. ایالات متحده از خروج کشورهای اروپایی از اتحایه اروپایی استقبال میکند. از سوی دیگر روسها درصدد تضعیف بیش از پیش اتحادیه اروپاییاند تا مجدداً حوزه نفوذ جدید در اروپا ایجاد کرده و آن را گسترش دهند. قابل انتظار است اتحادیه اروپایی قبل از هر اقدام جدید امریکا و پیش از آنکه در واقعیت به این نتیجه برسد که دیر شده است، قاطعانه تصمیم بگیرد و حفظ برجام فرصت خوبی برای این آزمون است.
منبع : ایران انلاین



