«زمانی که همسر هادی نوروزی به پیست تارتان ورزشگاه آمد، با فریاد خطاب به حاضران میگفت دیدید بالاخره به ورزشگاه آزادی آمدم ، اما ای کاش هیچ وقت نمیآمدم ، هادی من الان کجاست ، مرگ واقعیت دارد و همیشه تلخ است...اما این جمله، ورای آن حس شوم و آشنایی که از سوگ عزیزمان می شناسیم ، یکی از هولناکترین چیزهایی بود که در حاشیهی این حادثه تلخ شنیدم...پدرم عمری بازیکن و ملی پوش فوتبال بود، در اوج دوران جوانی و درخشش او حضور مادرم هنوز در ورزشگاه ممنوع نبود...اینکه همسر ورزشکار حق نداشت همنفس او در پیروزی و شکست کنارش باشد، اما اجازه دارد اولین بار چمن ورزشگاه را در روز از دست رفتن عزیزش لمس کند، یعنی ما مشکل بزرگی داریم، مشکلمان فرهنگی ست که در آن سوگ، جایگاه والاتری از حقوق ما و هم قدمی ما و مردانمان را دارد...به زنی که هرچه گشتم نام خودش را در اخبار پیدا نکردم ، صمیمانه این روزهای سخت را تسلیت می گویم.»
منبع:انرژی مثبت




