سه شنبه 07 مهر 1405 - Tue 29 Sep 2026
  • ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت/جناب سید حسن نصرالله؛ امیر قهرمان عرب و نهاد بزرگ جبهه مقاومت

  • استانداردهای هالیوودی بلای جان ازدواج

  • فارن‌پالیسی| کشورهای عربی از آمریکا فاصله می‌گیرند

  • عالی‌پور با رکورد شکنی طلایی شد/ فیلم

  • دستگیری باند آدم‌ربایی با پوشش مأمور پلیس در تهران

  • ایران پیگیر حل پروازها و برقراری عمره

  • فلسطینی‌ها به زندگی در غارها پناه بردند / عکس

  • خبر تاج از انتخاب سرمربی جدید تیم ملی امید

  • خواهد دید چه خواهد شد!

  • بارش رحمت الهی در مسجدالحرام / فیلم

  • اتحادیه اروپا خواستار ارائه موشک به اوکراین شد

  • ورود پرسپولیس به لیگ والیبال

  • زباله‌های سرگردان در جنگل‌های شمال / عکس

  • سوپرگل جادویی لیونل مسی / فیلم

  • پیوستن ستاره هافبک ازبکستانی به استقلال

  • احتمال مجازی شدن مدارس هست؟ وزیر پاسخ داد

  • ترامپ و بحران بزرگ! / رقیب راهبردی واشنگتن

  • قیمت دینار عراق امروز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

  • گستاخی‌های ترامپ خلاف منشور ملل متحد است

  • قیمت گوشت قرمز امروز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 118661
    تاریخ انتشار: 06/بهمن/1397 - 10:41
    شهین‌تاج زن عشایری

    زنی که با ۲ فرزندش در کوه زندگی‌ می‌کنند

    شهین‌تاج زن عشایری منطقه پیچاب باشت در شرایطی سخت در کوه زندگی ‌می‌کند و هر لحظه امکان وقوع یک بحران برای وی وجود دارد.

    زنی که با ۲ فرزندش در کوه زندگی‌ می‌کنند

     این زن ۴ سال پیش شوهرش را پیش از آنکه دخترش الناز به دنیا بیاید، از دست داد.

    شهین‌تاج زنی است که سنش از ۴۰ عبور نکرده ولی ناملایمات روزگار و زندگی در خانه خشت و گلی در کوه بدون کمترین امکانات از وی زنی ۶۰ ساله نشان می‌دهد.

    روستای مهرزدگان پیچاب شهرستان باشت واقع در ۴۵ کیلومتری شهر باشت فاقد راه ارتباطی مناسب، برق، شبکه تلفن همراه و تلویزیون، خانه بهداشت و …است، اما هنوز زندگی در آن جریان دارد هرچند به سختی برای ساکنانش می‌گذرد، ساکنانی که نسل اندر نسل مستضعف و محروم بوده‌اند.

    شهین‌تاج ۳ فرزند دختر و دو فرزند پسر دارد که دو تا از دخترانش و پسر بزرگش ازدواج کرده‌اند و هم اکنون با وحید ۹ ساله و الناز ۴ ساله زندگی می‌کند و روزگار سختی را می‌گذراند، در این منطقه دختران زیر ۱۵ سال باید ازدواج کنند حتی در برخی مواقع دختر زیر ۱۰ سال بوده که به خانه بخت رفته است.

    خانه این زن با سنگ خشکه و سقف چوبی ساخته شده و زمستان که می‌شود زیر پایش آب روان جاری می‌شود و شب را از ترس زوزه گرگ و … به صبح می‌رساند.

    ۳۰ راس دام دارد که ۱۰ راس آن امانت پدرش بوده که باید از آنان نگهداری کند، گرگ نیز با شهین سر ناسازگاری دارد و برخی مواقع به گله ناچیز شهین می‌زند و یکی را با خود می‌برد.

    می‌گوید به هر آنچه خدا داده راضی‌ام اما از این می‌ترسم نکند خود بمیرم و سرنوشت فرزندانم بدتر از آن باشد که بر خودم رفته است.

    شهین از روزهایی می‌گوید که چیزی برای خوردن ندارد و چشم به راه می‌ماند تا ببیند کسی از اهالی و یا رهگذری، قوتی برای خوردنشان می‌آورد.

    تاکنون تلویزیون ندیده است و از نبود جاده ارتباطی، برق، شبکه تلفن همراه و …گلایه دارد، آرزو دارد سرپناهی برای فرزندانش دست و پا کند و می‌گوید نگران آینده فرزندانم هستم.

    در این منطقه خبری از بهداشت و درمان نیست و به دلیل کوهستانی و سخت گذر بودن هزینه خدمات‌دهی بالا است و شاید دلیل این محرومیت نیز همین باشد.

    اگر کسی در روستا مریض شود باید روزها منتظر بماند تا چاره‌ای شود و شاید هم باید بنشیند تا بمیرد.

    این روزها شهین روزگار خوشی ندارد و چشم به راه خیرانی است که شاید با احداث سرپناه برای وحید و الناز به آرزوی دیرینه‌اش پایانی دهد.

    منبع : کیهان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما