در سال 92، جریان قدرتطلب برای حضور مجدد درعرصه قدرت چاره را در سردادن وعدههایی میدید که امکان تحقق آن بعید به نظر میرسید. از سوی دیگر چارهی عوام پذیرشدن این وعدهها را پرداختن به دروغهای بزرگ میدانست. از جمله این وعدهها مذاکره برای چرخیدن چرخ کارخانهها و از جملهی دروغها نیز، تهدید شدن کشور با خطر جنگ بود. این جریان در مقاطع مختلف، افکارعمومی را به سخره گرفته و با مطرح ساختن پروپاگاندای سایه جنگ، پیروزی در عرصه انتخابات، ضرورت انجام مذاکرات هستهای-منطقهای-موشکی و شانه خالی کردن از افتضاحات اقتصادی که به بارآوردهاند را توجیه کردهاند. به عبارت دیگر این جریان، هیتلر وار، با دروغ پردازیهای خود این جمله معروف را به فعلیت رساندهاند: «دروغهای کوچک همیشه خود را نمایان میکنند. دروغ را آنقدر بزرگ بگویید که تصور دروغ بودن آن هم به ذهن کسی وارد نشود.»
سایه جنگ، بهانهای برای پیروزی در انتخابات
حسن روحانی در همایش انتخاباتی خود در 18 خرداد 92 تحت عنوان «تدبیر و امید» به طور ضمنی تداوم راه هاشمی و خاتمی را باعث نجات کشور از خطر جنگ معرفی میکند: «به جای اینکه از دولت سازندگی و اصلاحات تشکر کنیم که کشور را از جنگ و شورای امنیت نیز دور کردند، به آنها وقیحانه تهمت زدیم. البته من نمیخواهم در زمینه بسیاری از این مسائل امروز سخن بگویم، اما اگر این ملت بزرگ بار مسؤولیت را بر دوش من گذاشت، آنگاه برخی موارد را برای مردم توضیح خواهم داد اما به هر ترتیب علیرغم همه مشکلات، ما با کمک مردم، وحدت ملی، انسجام ملی و اجماع مسوولان در کشور تحریم را خواهیم شکست.»1
روحانی در 3 اردیبهشت 96 در جمع مردم قزوین، دولت خود را دولت ثبات اقتصادی معرفی کرده و انتخاب رقیب خود را مساوی با جنگ میداند: «اساس بحث بر سر این است که آیا میخواهیم دومرتبه تقابل با جهان آغاز شده و سایه شوم جنگ به کشور برگردد؟ یا میخواهیم فضای تعامل عزتمند یا سازنده را با جهان ادامه دهیم؟»2
منبع : دیده بان



