دوشنبه 02 شهريور 1405 - Mon 24 Aug 2026
  • کارزارهای اخراج مهاجران در آمریکا / عکس

  • مادرانه خرس قهوه‌ای با توله‌هایش در نوشهر / فیلم

  • بقائی: این حق ایران است که منشأ و مبدأ عمل تجاوز را هدف قرار دهد /فلسفه سازمان ملل به شدت نقض شده است + فیلم

  • حملات اخیر به دستگاه قضایی از کجا آب می‌خورد؟ / رئیس عدلیه: معیشت مردم و کنترل بازار از اولویت‌های دستگاه قضایی است

  • مولودی میلاد پیامبر( ص )/ مهدی رسولی

  • ترامپ جمله قالیباف را بازنشر کرد؛ چه نوشت؟

  • اسارت 3 خلبان ایرانی در حصار تناقضات دوحه + عکس

  • ایرانی تا ۲۰ نسل هم شده می‌جنگد

  • سخنان ترامپ درباره تنگه هرمز فانتزی است

  • کاری که هنرمندان می‌خواهند برای شهدای میناب انجام بدن

  • طلا اوج گرفت

  • حمله به یک نفتکش در نزدیکی سواحل عربستان

  • پایان قلدری اراذل قمه به دست در صادقیه

  • پشت شعار «صلح شرافتمندانه» چه می‌گذرد؟

  • قیمت واقعی مرغ رسما اعلام شد

  • می‌گویید توان نظامی ایران «برچیده»

  • حیرت دشمن از نبوغ اطلاعاتی ایران در جنگ تحمیلی

  • کشورهای عربی، واقعا کشورهستند یا قبایلی با پرچم؟

  • بعد از غذا آدامس بجویم؟

  • قیمت سکه و طلا امروز دوشنبه ۲ شهریور

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 113361
    تاریخ انتشار: 14/آذر/1397 - 14:00
    امید مهدی نژادنوشت:

    روایتی از فوت غمناک ابوالفضل زرویی +عکس

    امید مهدی نژاد شاعر و طنزپرداز در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت:

    روایتی از فوت غمناک ابوالفضل زرویی +عکس

    بله، شما درست می‌فرمایید. ابوالفضل یکی دو روز بود که مرده بود. بله، حق با شماست، ابوالفضل این سالها خانه‌نشین بود و بیمار و خسته و فراموش‌شده و ناامید... خب؟ که چی؟ سو وات فی‌الواقع؟ .

    من و عباس که رسیدیم، محمد آنجا بود و ناصر و رضا و مهدی تازه رسیده بودند و پیکر ابوالفضل هنوز پشت میز کارش افتاده بود.

    پزشک داشت گواهی فوت را می‌نوشت و همو گفت مرگ ۳۶ تا ۴۸ ساعت پیش اتفاق افتاده. همان‌وقت خبرنگارها زنگ زدند. محمد خواست یکی جواب بدهد.

    گفت بگویید یکی دو روز پیش اتفاق افتاده، ما امشب فهمیدیم. گفتیم چه نیازی به گفتن این؟ محمد اما غرق بهت و اندوه بود و به تنها چیزی که فکر نمی‌کرد اینکه مصلحت‌اندیشی کند و چیزی نگوید که بعدا خودش متهم شود که چرا برادر بیمار را تنها گذاشته.

    حالا دهان‌ها باز شده. دهان همان‌ها که سال تا سال سراغی از ابوالفضل نمی‌گرفتند، همان‌ها که همان‌شب آدرس می‌پرسیدند، که یکبار هم به دیدن ابوالفضل تا احمدآباد نیامده بودند... همان دائم‌الغرها، همان همیشه‌ طلبکارها؛ حالا، نهان و آشکار نزدیکان ابوالفضل را، و اول محمد را، تخطئه می‌کنند که چرا بعد از دو روز. شما بعد از چند روز؟ ها؟ و بعد از چند سال؟ و چه…

     

     

    منبع : حامیان ولایت

    نظرات بینندگان
    نظرات شما