پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 - Thu 19 May 2022
  • ۶ نشانه فشار خون که نباید نادیده بگیرید

  • فواید آب و سرکه سیب برای سلامتی

  • پیام تسلیت پایگاه خبری حامیان ولایت به خانواده سرداران شهید صنیع خانی

  • شلیک صهیونیست ها به جوان فلسطینی

  • موضع تاریخی استاد فاطمی‌نیا در فتنه ۸۸ چه بود؟

  • رئیسی از زیر صفر شروع کرد نه از صفر

  • جریمه فروشگاهی که احتکار روغن می‌کرد

  • ۱۲ نکته اخلاقی-عرفانی از آیت‌الله فاطمی نیا

  • آیت‌الله فاطمی‌نیا که بود؟/ تضعیف نظام و رهبری از «شُرب خَمر» بدتر است!+فیلم

  • استاد فاطمی‌ نیا دار فانی را وداع گفت

  • رد پای جاسوس فراری موساد در یک روزنامه داخلی +تصاویر

  • گرد و غبار مهمان تابستانه پایتخت نشینیان /باعث و بانی این پدیده شوم کیست؟

  • اصلاح دلار ۴۲۰۰ و آزمون بزرگ دولت در مواجهه با یارانه‌بگیران!/ بازنگری در مشمولان یارانه

  • طاهری: به هواداران استقلال بدهکار بودیم، قهرمانی گوارای وجودشان/ خلعتبری گفت منظورش با ما نبوده است

  • شهیدی که با موتور به دفتر فرمانده رفت تا اخراج شود

  • هنرجویان اردوی «ایده تا تولید» به صورت رایگان و کاملاً بورسیه سینمای جوان هستند

  • جنازه نیروهای ویژه اوکراینی در جزیره مار

  • فیلم/ گالیورهای همیشه مخالف

  • لزوم اختصاص یارانه کالای اساسی به 95 درصد جمعیت کشور

  • رئیس سیا برای چه به عربستان رفت

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 286295
    تاریخ انتشار: 04/اسفند/1400 - 23:30

    گفتگوی ویژه سید حسن نصرالله به مناسبت سالگرد شهادت سیدعباس موسوی

    سید حسن نصرالله؛ دبیرکل حزب الله لبنان، در گفتگویی ویژه به مناسبت سالگرد شهادت سیدعباس موسوی دبیرکل سابق این حزب، به جنبه های مختلف زندگی و مبارزات این شهید پرداخت.

     گفتگوی ویژه سید حسن نصرالله به مناسبت سالگرد شهادت سیدعباس موسوی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از ایسنا، سید حسن نصرالله دبیرکل جنبش حزب‌الله لبنان، شامگاه امروز (چهارشنبه)، در مصاحبه‌ای با شبکه «المنار» خاطراتی از زندگی شهید «سید عباس الموسوی» دبیرکل سابق این جنبش روایت کرد.

     نصرالله گفت: پیکر سید عباس موسوی رفت؛ اما روح، اندیشه، فرهنگ، برادران، دوستان، شاگردان، خانواده و تمام کسانی که راه او را ادامه دادند، همچنان هستند.

    به گزارش العالم، وی خاطرنشان کرد: من با سید عباس موسوی در شانزدهم یا هفدهم دسامبر سال ۱۹۷۶ در نجف اشرف آشنا شدم، شهید شیخ علی کریم که با او آشنایی داشتم من را با سید عباس الموسوی در نجف اشرف آشنا نمود.

    آشنایی با شهید موسوی

    وی خاطرنشان کرد: من با سید عباس موسوی در شانزدهم یا هفدهم دسامبر سال ۱۹۷۶ در نجف اشرف آشنا شدم، شهید شیخ علی کریم که با او آشنایی داشتم من را با سید عباس الموسوی در نجف اشرف آشنا نمود.

    دبیرکل حزب الله لبنان ادامه داد: زمانی که به نجف رسیدم، شانزده‌ساله بودم. اولین بار بود که به خارج از لبنان سفر می‌کردم. به همراه سید عباس الموسوی با سید محمد باقر صدر (قدس) دیدار کردم پس از آنکه به خانه‌اش رفتیم. سید محمد باقر صدر چند سؤال از من درباره لبنان و تحصیلم پرسید و از سید عباس الموسوی خواست که تمام امور مربوط به محل سکونت، معیشت و تحصیلم را انجام دهد. کمی پول نیز به من داد.

    وی یادآور شد: سید عباس الموسوی بسیار باهوش بود. او در کار و تحصیلش جدی بود. سید عباس طلبه‌ای بسیار سخت‌کوش بود و وقتی برای تلف کردن نداشت. در اولین سفر او به نجف، برخلاف عادت طلبه‌ها، سه سال به صورت مستمر در آنجا ماند. سید عباس الموسوی مسئولیت گروهی از طلبه‌ها را برعهده گرفت. از شانس خوب، در کنار منزل او یک مدرسه بود که من را به یکی از اتاق‌های آن مدرسه برد و در آنجا اسکان داد.

    دبیرکل حزب الله لبنان درخصوص نحوه تدریس شهید موسوی گفت: سید عباس زمانی که درس می‌داد، روز بعد همان مسائل را تکرار می‌کرد. در اولین سال تحصیل در نجف با او هیچ روز تعطیلی در کار نبود. آخر سال تحصیلی با سید بدون مبالغه برابر با سه سال [کامل] بود از نظر روزها و درس‌ها جدیت در تحصیل. سید عباس همیشه و هر روز از طلبه‌ها درباره خورد و خوراک و امورشان می‌پرسید؛ تمام امورشان. او در نجف اشرف برای طلابش هم پدر بود و هم مادر.

    وی در ادامه بیان کرد: سید عباس حدود سه کیلومتر را برای درس و زیارت حرم امیرالمؤمنین (ع) پیاده می‌رفت. ما با سید عباس با پای پیاده برای زیارت به کربلا رفتیم. بعد از آنکه دستگیری‌ها آغاز شد و سید عباس برای دعوتگری به لبنان رفته بود، مقامات صدام درباره او می‌پرسیدند. به سید خبر دادیم که مقامات صدام به دنبال او هستند و او نباید به نجف بازگردد تا دستگیر نشود.

    سید حسن نصرالله همچنین گفت: مقامات صدام به مدرسه ما آمدند و طلاب را بردند؛ اما ما به زیارت امیرالمؤمنین رفته بودیم و این ما را از دست آن‌ها نجات داد. پس از بازگشت از نجف به منزلشان در الشیاح رفتیم و پرسیدیم چه باید بکنیم.

    در حال تکمیل...

    نظرات بینندگان
    نظرات شما