دوشنبه 27 بهمن 1404 - Mon 16 Feb 2026
  • "تحلیلگر سابق بی‌بی‌سی" هم برای نظام تعیین تکلیف می‌کند!/علیز و پروژه جدید نفاق+عکس و فیلم

  • خدا اینجاست ناو نیوجرسی کجاست؟!

  • ترامپ به دنبال چیست در خلیج‌فارس

  • ادعای بین‌المللی‌بودن و خروجی تلویزیونی؛ تناقض بزرگ مدیریت مهمترین نهاد فیلمسازی+عکس

  • استقلال با تمام قوا مقابل الحسین

  • «پیامک مانده» چالش جدید کالابرگ

  • مهلت مالکان چند خودرو برای سهمیه بنزین

  • دیدار سه‌جانبه هیئت‌های ایران، چین و روسیه در وین

  • تداوم روند کاهشی مصرف گاز در بخش خانگی

  • مذاکرات و یک پیشنهاد به عرصه دیپلماسی

  • رفع تحریم یا رفع تهدید ؟

  • خزر استریم؛ جغرافیای ایران به قدرت

  • سوء‌استفاده تل‌آویو از تنش بین آمریکا و ایران

  • آمادگی مساجد آسیب‌دیده،در ماه رمضان

  • نگاهی دیگر به پرونده اپستین

  • ایرانی که نمی‌شناختند

  • حمله مرگبار شکارچیان به محیط‌بان

  • آخرین وضعیت دانشجویان بازداشت‌شده در حوادث اخیر

  • چند ایرانی نامشان مهدی است؟/ آمار ثبت احوال

  • آزادی ۱۱ نفر از بازداشت‌شدگان حوزه سلامت

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252112
    تاریخ انتشار: 17/تير/1400 - 15:35

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار پستی در حساب کاربری اینستاگرام خود تصویری از یک نیمکت را به اشتراک گذاشت و در توصیف یک روز از زندگی خود در کنار همسرش نوشت.

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازساعدنیوز,سلام همه چیز در سادگی نهار امروز خلاصه میشد. سبد پیکنیک دست تو بود. میرفتی تا جایی راحت و امن و دنج و تمیز پیدا کنی. از دور قامت عبایت رو نگاه میکردم.

    تو دلم میگفتم: ای خدا، مگه میشه یک انسان اینقدر آدم حسابی باشه!

    صدام زدی؛ الهامم، بیا اینجا خوبه.

    نشستیم...

    تو درست نیمکت رو ب. روی من بودی .. درب ظرف ها رو باز کردی.. ای جانم.. ممنون خانوم..

    مثل همیشه لقمه اول رو برای من گرفتی.

    من گونه هام سرخ شد باز.. گفتم؛ دردتون به جان، یه کوکو سیب زمینی ساده و یه ظرف سالاد این همه تشویق و محبت و تشکر نداره که نفس..

    زل زدی تو چشمام گفتی.. خودت چی پس؟! این همه راه اومدی، تا محل کارم، تا نهار رو تو این هوای بهاری تو طبیعت با هم بخوریم. تا لقمه آخر این نهار چشم ازت بر نداشتم؛ و لحظه آخر وقتی از جامون بلند شدیم، این عکس رو گرفتم...

    این نیمکت در نظر اول خالیه. برای من و تو کلی خاطره توش باقی موند. پی نوشت.. هوا خوبه.. همسرانمون خسته کار و خسته قصه های اقتصادی هستن. گاهی خوشحالی زیبایی میشه با کمترین ها به شرط عشق برای خودمون خلق کنیم.»

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما