یکشنبه 26 بهمن 1404 - Sun 15 Feb 2026
  • دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان تحریق مسجد سیدالشهدا(ع) و شهادت دو جوان+ فیلم

  • متهمان سوزاندن بسیجی پای میز محاکمه / فیلم

  • معراج شهدا، کانون تجدید میثاق کاروان‌های راهیان نور

  • مرمت نقاشی تاریخی پسران فتحعلی شاه قاجار /عکس

  • ‌ترامپ تصویری را در حساب تروث سوشال خود پست کرد

  • افشای رقم قرارداد چند بازیکن فوتبال ایران

  • پیام تسلیت رهبر انقلاب درپی درگذشت حجت‌الاسلام حافظی

  • وحید شکری : بر دشمن مرتضی علی لعنت

  • نگهبانانِ یخ؛ زندگی در گرینلند

  • قیمت جدید تخم‌مرغ در آستانه ماه رمضان

  • بازگشت ستاره مهاجم خارجی به بازی استقلال

  • توئیت ضرغامی علیه رضا پهلوی

  • حقوق‌ها می‌تواند سالی ۲ بار افزایش پیدا کند

  • برانداز خارج نشین به خفت و خاری افتاده

  • اسامی محصولات بهداشتی غیرمجاز

  • محکومیت در کمیته تعیین وضعیت استقلال و ذوب آهن

  • توان دفاعی قابل مذاکره نیست+عکس و فیلم

  • طبیعت در غیاب انسان چه اتفاقی می‌افتد؟ /عکس

  • دستور دلاری به وزارت نفت برای تامین ارز کالاهای اساسی

  • برچسب‌زنی به جمهوری اسلامی با کارنامه پهلوی

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252112
    تاریخ انتشار: 17/تير/1400 - 15:35

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار پستی در حساب کاربری اینستاگرام خود تصویری از یک نیمکت را به اشتراک گذاشت و در توصیف یک روز از زندگی خود در کنار همسرش نوشت.

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازساعدنیوز,سلام همه چیز در سادگی نهار امروز خلاصه میشد. سبد پیکنیک دست تو بود. میرفتی تا جایی راحت و امن و دنج و تمیز پیدا کنی. از دور قامت عبایت رو نگاه میکردم.

    تو دلم میگفتم: ای خدا، مگه میشه یک انسان اینقدر آدم حسابی باشه!

    صدام زدی؛ الهامم، بیا اینجا خوبه.

    نشستیم...

    تو درست نیمکت رو ب. روی من بودی .. درب ظرف ها رو باز کردی.. ای جانم.. ممنون خانوم..

    مثل همیشه لقمه اول رو برای من گرفتی.

    من گونه هام سرخ شد باز.. گفتم؛ دردتون به جان، یه کوکو سیب زمینی ساده و یه ظرف سالاد این همه تشویق و محبت و تشکر نداره که نفس..

    زل زدی تو چشمام گفتی.. خودت چی پس؟! این همه راه اومدی، تا محل کارم، تا نهار رو تو این هوای بهاری تو طبیعت با هم بخوریم. تا لقمه آخر این نهار چشم ازت بر نداشتم؛ و لحظه آخر وقتی از جامون بلند شدیم، این عکس رو گرفتم...

    این نیمکت در نظر اول خالیه. برای من و تو کلی خاطره توش باقی موند. پی نوشت.. هوا خوبه.. همسرانمون خسته کار و خسته قصه های اقتصادی هستن. گاهی خوشحالی زیبایی میشه با کمترین ها به شرط عشق برای خودمون خلق کنیم.»

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما