پنجشنبه 07 اسفند 1404 - Thu 26 Feb 2026
  • اختلاف در اپوزیسیون بالا گرفت

  • ایران به هلند اعتراض کرد

  • پروژه اینترنشنال برای عادی‌سازی تجزیه‌طلبی + عکس و فیلم

  • 3 دانشجوی متخلف دانشگاه تهران موقتاً تعلیق شدند

  • عیدی بازنشستگان قبل از نیمه اسفند پرداخت می شود؟

  • عضو مسلمان کنگره آمریکا: نه به جنگ با ایران

  • تبریک رمضان توسط باشگاه‌های اروپایی

  • روایت‌های بصری از تغییرات اجتماعی / عکس

  • برگشت مهاجم خارجی استقلال به این تیم

  • قیمت گوشی‌های بازار امروز

  • عراقچی: این یک جنگ ویرانگر خواهد بود / مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در ژنو

  • مردم ایران با سازمان سیا همکاری کنند!

  • حقیقتی که رئیس جمهور آمریکا بالاخره لو داد!

  • تبدیل خودرو‌ها به ابزار‌های جاسوسی /فیلم

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز پنجشنبه ۷ اسفند

  • عقب‌نشینی‌ قیمت‌ها در بازار خودرو+ جدول

  • نگاهی دوباره به داستان هُدهُد و سلیمان(ع)

  • دشمن دنبال کشته‌سازی دروغین است/ راه مقابله با توطئه دشمنان، اتحاد ملی و تقویت اقتصاد کشور است

  • فلسطین و غزه مسئله اول جهان اسلام هست و خواهد بود + فیلم

  • جزیره‌ای که زمستان ندارد / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252112
    تاریخ انتشار: 17/تير/1400 - 15:35

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار پستی در حساب کاربری اینستاگرام خود تصویری از یک نیمکت را به اشتراک گذاشت و در توصیف یک روز از زندگی خود در کنار همسرش نوشت.

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازساعدنیوز,سلام همه چیز در سادگی نهار امروز خلاصه میشد. سبد پیکنیک دست تو بود. میرفتی تا جایی راحت و امن و دنج و تمیز پیدا کنی. از دور قامت عبایت رو نگاه میکردم.

    تو دلم میگفتم: ای خدا، مگه میشه یک انسان اینقدر آدم حسابی باشه!

    صدام زدی؛ الهامم، بیا اینجا خوبه.

    نشستیم...

    تو درست نیمکت رو ب. روی من بودی .. درب ظرف ها رو باز کردی.. ای جانم.. ممنون خانوم..

    مثل همیشه لقمه اول رو برای من گرفتی.

    من گونه هام سرخ شد باز.. گفتم؛ دردتون به جان، یه کوکو سیب زمینی ساده و یه ظرف سالاد این همه تشویق و محبت و تشکر نداره که نفس..

    زل زدی تو چشمام گفتی.. خودت چی پس؟! این همه راه اومدی، تا محل کارم، تا نهار رو تو این هوای بهاری تو طبیعت با هم بخوریم. تا لقمه آخر این نهار چشم ازت بر نداشتم؛ و لحظه آخر وقتی از جامون بلند شدیم، این عکس رو گرفتم...

    این نیمکت در نظر اول خالیه. برای من و تو کلی خاطره توش باقی موند. پی نوشت.. هوا خوبه.. همسرانمون خسته کار و خسته قصه های اقتصادی هستن. گاهی خوشحالی زیبایی میشه با کمترین ها به شرط عشق برای خودمون خلق کنیم.»

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما