پنجشنبه 23 بهمن 1404 - Thu 12 Feb 2026
  • مرگ بر «بَعلِ» جنایتکاران جزیرهٔ اپستین!

  • ملت ایران امروز مشت محکمی بر دهان دشمن زد

  • حضور پرشکوه در راهپیمایی 22 بهمن پیام وحدت و عزت است

  • پزشکیان: ایران سرخم نخواهد کرد

  • نامزدهای سیمرغ جشنواره فیلم فجر مشخص شدند

  • هلاکت ۴ تروریست در خاش

  • بیانیه حزب‌الله لبنان به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

  • مستاجرم ولی به مملکتم پشت نمی‌کنم /فیلم

  • در حال بروزرسانی | همه نسل‌ها برای مایوس کردن دوباره دشمن به خیابان آمدند/ حضور ده‌ها میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن +عکس و فیلم

  • ملت ایران امروز پاسخ یاوه‌گویی دشمنان را داد

  • مسدود شدن اکانت‌های سلطنت‌طلب توسط پلیس هلند

  • اتش سوزی در نیروگاه برق الستوم

  • تونی کروس، لیگ عربستان را با خاک یکسان کرد

  • شهیده ‌ملینا اسدی‌ سند جنایات ‌اسرائیل و آمریکاست

  • "وابستگان نظامی اروپا" تروریستند

  • ماجرای جنگ پنهانی ترامپ علیه ایران +فیلم

  • سرائیل ۱ میلیارد دلار از غزه به جیب زد

  • وزیر بهداشت: ارز ترجیحی دارو ادامه دارد

  • قالیباف خطاب به مردم؛ مهم‌ترین مولفه قدرت شما هستید

  • هاشمیان پیشنهاد جدید مدیران پرسپولیس را رد کرد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252112
    تاریخ انتشار: 17/تير/1400 - 15:35

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار پستی در حساب کاربری اینستاگرام خود تصویری از یک نیمکت را به اشتراک گذاشت و در توصیف یک روز از زندگی خود در کنار همسرش نوشت.

    نامه عاشقانه الهام چرخنده / عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازساعدنیوز,سلام همه چیز در سادگی نهار امروز خلاصه میشد. سبد پیکنیک دست تو بود. میرفتی تا جایی راحت و امن و دنج و تمیز پیدا کنی. از دور قامت عبایت رو نگاه میکردم.

    تو دلم میگفتم: ای خدا، مگه میشه یک انسان اینقدر آدم حسابی باشه!

    صدام زدی؛ الهامم، بیا اینجا خوبه.

    نشستیم...

    تو درست نیمکت رو ب. روی من بودی .. درب ظرف ها رو باز کردی.. ای جانم.. ممنون خانوم..

    مثل همیشه لقمه اول رو برای من گرفتی.

    من گونه هام سرخ شد باز.. گفتم؛ دردتون به جان، یه کوکو سیب زمینی ساده و یه ظرف سالاد این همه تشویق و محبت و تشکر نداره که نفس..

    زل زدی تو چشمام گفتی.. خودت چی پس؟! این همه راه اومدی، تا محل کارم، تا نهار رو تو این هوای بهاری تو طبیعت با هم بخوریم. تا لقمه آخر این نهار چشم ازت بر نداشتم؛ و لحظه آخر وقتی از جامون بلند شدیم، این عکس رو گرفتم...

    این نیمکت در نظر اول خالیه. برای من و تو کلی خاطره توش باقی موند. پی نوشت.. هوا خوبه.. همسرانمون خسته کار و خسته قصه های اقتصادی هستن. گاهی خوشحالی زیبایی میشه با کمترین ها به شرط عشق برای خودمون خلق کنیم.»

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما