او ابتدا مینویسد که بحران سوریه دو چشم انداز را مقابل ایران قرار داده است: اول سازش و دوم مقاومت و سپس اولی را انزواطلبی دانسته و رد میکند و بر مقاومت صحه میگذارد. با این حال، او راه حل خودش را دارد وقتی در پایان یادداشتش مینویسد: «جان کلام آنکه سیاست خارجی را باید خالی از هرگونه تعلق ایدئولوژیک در خدمت فرهنگ و امنیت ملی قرار داد؛ غربگرایی و غرب ستیزی هر دو الگوهایی ایدهآلیستی در سیاست خارجیاند که ایران را به بیراه میبرد و با دور ساختن این گروههای افراطی و تفریطی اعتدال گرایی در سیاست خارجی همان است که از پیوند دو استراتژی مقاومت و امنیت ملی ایران به دست میآید. جایی که ما با یک دست اسلحه و یک دست شاخ زیتون در برابر دشمن بایستیم و به زمان جنگ، جنگ و به زمان صلح، صلح کنیم. »
ایدئولوژی زدایی از سیاستهای جمهوری اسلامی، حکومتی که در پی انقلابی به تمام معنا ایدئولوژیک شکل گرفت، سیاست همیشه بخشی از اصلاحطلبان بوده است که این بار هم صریحاً از سوی قوچانی بیان شده است. اما در مورد فصل الخطابی که او نوشته، «جنگ به وقت جنگ و صلح به وقت صلح» دو نکته قابل بیان است؛ اول آنکه سیاست جمهوری اسلامی اسلامی همواره در مسائل نظامی، دفاعی بوده است. 40 سال نه به کسی تجاوز کردهایم، نه آغازگر هیچ جنگی بودهایم. فقط جایی وارد جنگ شدهایم که به خاک ما، امنیت ما و مواضع ما حمله شده است و در غیراین صورت هم با همه در صلح بودهایم. حتی بارها جمهوری اسلامی، چه زمان امام و چه دوران زعامت آیتالله خامنهای به خاطر ادب اسلامی و رعایت حرمت برادری در برابر ظلمی که به ملت شده، شدیداً خویشتن داری کرده و بهرغم حق مسلم، دست به اسلحه نبرده است. نکته دوم آنکه مثالی که محمد قوچانی میزند، بوی سازش میدهد و همان این بدبینی را ایجاد میکند که گویا نادیده گرفتن نکته اولی که نوشتیم از سوی او چندان هم سهوی نبوده است. چه آنکه یک دست شاخه زیتون و یک دست اسلحه یادآور نطق معروف یاسر عرفات در سازمان ملل در سال ۱۹۷۴ است که با دستی زیتون و دستی اسلحه نطق کرد و در حالی که سرزمینش و امنیتش در اشغال بود تازه تهدید کرد که «ما میل نداریم که حتی یک قطره از خون اعراب یا یهود بر زمین ریخته شود… امروز من آمدهام با یک شاخه زیتون در یک دست و تفنگ رزمنده راه آزادی در دست دیگر، کاری نکنید که شاخه زیتون از دست من رها شود... »
یکی از متفکران غربی میگوید که «وقتی در دست عرفات شاخه زیتون را دیدیم، در حالیکه فلسطین در دست اسرائیلیها بود، فهمیدیم اسلحهاش هم خالی است! بنابراین هم شاخه زیتون را از دستش گرفتیم و هم اسلحهاش را!» و گذر زمان نشان داد که اسلحهاش خالی بود و هر دو را از او گرفتند. میبینید؟ مثالی که محمد قوچانی میزند، در حالی که جنگ در مواضع ما در خاورمیانه به شدت در جریان است و امریکا و اروپا از هزاران کیلومتر دورتر در منطقه ما حضور دارند، عجیب بوی سازش میدهد؛ بوی تفنگی خالی که فقط ادای مقاومت مقابل تروریسم را درمیآورد
منبع : حامیان ولایت



