زهرِ هلاهل به رنگ زرد است و حسابی تند و تلخ. کور هم اگر باشی و ظاهرش را نبینی، تا آن را بچشی رسوا میشود. میدانی آن را چگونه میخورانند؟ چند قطره مهلکاش را میریزند در ظرفِ بزرگی از عسل طلایی و شیرین. هم رنگاش را پنهان میکنند و هم مزهاش را. اثرش نیز چندبرابر موثرتر و کُشندهتر میشود!
ج:
مینویسد: مذاکره (مصالحه)ای بُردبُرد کنیم. چیزی بدهیم و بهترترش را بگیریم باشد! مثل آن بدهبستانِ قبلی یعنی؟ همان برجامِ بیفرجام منظورتان است؟ نه خدایا! برجام کجایش بیفرجام و تقریبا هیچ بود؟ معامله بهتر از آن؟
این قاطرِ چموشِ لگدزن از آنِ من/ آن گربه میومیو کن بابا از آنِ تو!
از صحنِ خانه تا لب بام از برایِ من/ از بام خانه تا به سقفِ ثریا از آنِ تو!
ج:
منظور این است که صنایع موشکی را هم تعطیل کنیم دیگر، نه؟ همانگونه که در قلبِ نیروگاهِ اتمی اراک شن و ماسه ریختیم، درِ پادگانهایمان را هم گل بگیریم دیگر، نه؟ راحت باشید خب، مجلس بیریا است. در کمتر از بیستدقیقه اینیکی را هم تصویب میکند.
د:
بله خب! حرف شما حق نیست. اما فهمیدنی است. از جمهوریاسلامی زخم خورده و کینه دارید. و به هزار شعبده میخواهید تتمه دستاش را خالی کرده و سرش را گوش تا گوش ببرید. اما عزیزِ برادر، این نظام به کنار... شما دارید این مملکت را، این گربه تنهای جغرافیا را دستبسته پیش دندانهای تیزِ گرگها میاندازید. از این حکومت بیزارید؟ باشد! اما ایرانِ خودتان را که دیگر دوست دارید، ندارید؟
منبع : حامیان ولایت



