جمعه 02 مرداد 1405 - Fri 24 Jul 2026
  • یزید زمان به زائران کربلا حمله کرد

  • جاده‌ای میان دو اقلیم / عکس

  • مشاهده یک خرس غول‌پیکر بر فراز تیر برق! / فیلم

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۱ مرداد

  • اولتیماتوم ترامپ به عون: یا جولانی، یا نتانیاهو! + عکس

  • هلاکت متجاوزان در درگیری مرزبانان با گروهک تروریستی

  • روایت خبرنگار بی‌بی‌سی از دقت موشک‌های ایرانی

  • پاسخ قالیباف به ترامپ: امنیت برای همه یا هیچکس!

  • ایران با سریع‌ترین رشد سالمندی روبه‌رو است

  • ترامپ در باتلاق جنگ ایران گرفتار شده است

  • هشدار ستاد اربعین درباره پول همراه زائران

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • حمله سنگین سپاه به پایگاه‌های آمریکا در اردن/فیلم

  • افزایش حملات متقابل ایران و آمریکا و نگرانی از گسترش جنگ/مذاکرات پشت‌پرده با ایران در جریان است /توانمندی موشکی ایران همچنان پابرجاست+عکس

  • ادعای دوباره آمریکا علیه تنگه هرمز و ایران

  • سفر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس به استان‌های جنوبی

  • دوراهی ستاره آبی پوش بین استقلال و پرسپولیس

  • تصویر ماهواره‌ای از انهدام رادار هشدار اولیه آمریکا در کویت

  • فیلم / کارگاه بمب‌سازی عامل فعال کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 89790
    تاریخ انتشار: 13/اسفند/1396 - 12:25
    اخبارکوتاه

    خودسری کردم و صیغه پسر مجرد شدم!

    اگرچه در ازدواج اولم تقصیری نداشتم و باید پدر و مادرم درباره خواستگارم تحقیق بیشتری می کردند تا این گونه فریب نخوریم اما در ازدواج بعدی خودم را مقصر می دانم .

     خودسری کردم و صیغه پسر مجرد شدم!

     اگرچه در ازدواج اولم تقصیری نداشتم و باید پدر و مادرم درباره خواستگارم تحقیق بیشتری می کردند تا این گونه فریب نخوریم اما در ازدواج بعدی خودم را مقصر می دانم چرا که از تجربه تلخ طلاق عبرت نگرفتم و با خودسری هایم این بار هم خانواده ام را از دست دادم و هم به روزی افتادم که در این شهر غریب تنها شدم و حتی کسی را ندارم که برای رهایی من از این وضعیت اقدام شایسته ای بکند..

     

    زن 27 ساله ای که به اتهام درگیری و نزاع با صدور دستوری از سوی مقام قضایی بازداشت شده بود نگاهش را به گوشه اتاق کلانتری دوخت و در حالی که به گذشته نه چندان دورش می اندیشید گفت: پدرم 2 زن داشت و مدام بین آن ها درگیری به وجود می آمد این در حالی بود که وقتی پدرم از سر کار به منزل باز می گشت درگیری ها شدت می یافت چرا که هر کدام از همسرانش می خواست دیگری را مقصر جلوه دهد و خود را تبرئه کند دیگر از این اوضاع بی سر و سامان خسته شده بودم که عرفان از من خواستگاری کرد آن زمان 17 سال بیشتر نداشتم و در کرمانشاه زندگی می کردیم من برای آن که زودتر از این وضعیت خانوادگی دور شوم بلافاصله به خواستگارم پاسخ مثبت دادم و پدر و مادرم نیز برای آن که هر چه سریع تر یک نفر از اعضای خانواده کم شود راضی به ازدواج شدند این در حالی بود که مقدمات مراسم عقدکنان خیلی زود فراهم شد بدون آن که پدر و مادرم درباره خواستگارم تحقیقی انجام بدهند.

     

    پس از ازدواج و به خواست همسرم به مشهد آمدیم و او در یک قالیشویی مشغول کار شد اما خیلی زود متوجه شدم عرفان به من دروغ گفته و من همسر دوم او هستم او با یک شناسنامه المثنی سرم را کلاه گذاشت و تازه فهمیدم که او به خاطر دور شدن از همسر اولش مشهد را برای زندگی انتخاب کرده است این گونه بود که مشکلات من روز به روز بیشتر شد اگرچه 6 سال با اعتیاد و دروغگویی های عرفان ساختم اما دیگر نتوانستم با بددلی و شکاکی های او کنار بیایم و به همین دلیل از او طلاق گرفتم خانواده ام در این شرایط اصرار می کردند تا به کرمانشاه باز گردم و دوباره نزد آن ها زندگی کنم اما من در مشهد کاری برای خودم پیدا کرده بودم و دوست نداشتم دوباره به اوضاع بی سر و سامان سال ها قبل بازگردم.

     

    حدود یک سال و نیم بعد از این ماجرا بود که امیر در مسیر زندگی ام قرار گرفت او جوان مجردی بود که می خواست با من ازدواج کند اما خانواده اش به شدت مخالفت می کردند اگرچه امیر هم فردی بیکار و معتاد بود اما من برای رهایی از تنهایی با پیشنهاد عقد موقت موافقت کردم در حالی که خانواده امیر مرا مقصر می دانند و با مراجعه به منزلم اقدام به سر و صدا و درگیری می کنند. از سویی امیدی به این زندگی ندارم و از سوی دیگر هم خانواده ام به خاطر خودسری هایم حاضر به پذیرش من نیستند و حالا غریب و تنها در این شهر مانده ام تا ... .

    منبع : رکنا

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما