«هاشم آقاجری»، فعال اصلاحطلب و از چهرههای پرحاشیه این جریان در دهه ۸۰ به تازگی طی اظهاراتی که سایت اعتدال آنها را منتشر کرده، گفته است:
«اصلاحطلبان تا کی جامعه را از ترس سوریه شدن و امید به بهبود پشت خود نگه میدارند؟ مردم مستأصل، بین خودکشی یا شورش، احتمالا شورش را برمیگزینند شاید نجات یابند. اصلاحات ۲۰ سال است تنها پیشنهاد سلبی به مردم میدهد: انتخاب بین بد و بدتر! جمعبندی دو دهه به مردم آموخته این سیستم اصلاح نشده، بلکه اصلاحطلبان محافظهکار شدهاند! [۲]
*اگرچه شاید برخی اصلاحطلبان مدعی باشند هاشم آقاجری اهل تندروی است و یا مثلا اصلاحطلب بدلی محسوب میشود! اما شاید دانستن این کد هم برای مخاطبان محترم جالب باشد که «رسول منتجبنیا»، قائم مقام حزب اعتماد ملی به تازگی طی اظهاراتی گفته است:
«زمانی که حکومت دیگر قابل اصلاح نباشد، تنها علاج آن انقلاب است اما تا زمانی که به این وضعیت نرسیده است اصلاحات میتواند آن نظام و حکومت و جامعه را از انحراف حفظ کند.»[۳]
«حمیدرضا جلاییپور» دیگر فعال اصلاحطلب نیز به تازگی در یک گفتوگو با روزنامه اعتماد، در پاسخ به این سؤال که «اگر گمان کنیم اصلاح طلبی در ایران دیگر پاسخگو نیست چه چیزی پسِ این فکر وجود دارد؟» اظهار کرده است:
«برای حل ابر چالش های ایران چند راه بیشتر متصور نیست: یکی انقلاب کلاسیک دیگر، یا انقلاب آرام، یا فروپاشی ناشی از ناکارآمدی حاکمیت، یا تقاضای دخالت خارجی و بالاخره راه اصلاحات. کم هزینه ترین و ممکن ترین راه همان راه اصلاحات است که بیست سال است این مسیر را کثیری از اقشار جامعه ایران انتخاب کرده اند. بقیه راه ها ایران را وارد دوره ای از ناامنی می کند.»[۴]
از نظر ما قضیه روشن است. حرفهای این ۳ نفر کاملا به هم مرتبط هستند و این مسیر را نشان میدهند که اصلاحات دیگر ممکن نیست و راه انقلاب در پیش است.
فتنه اقتصادی دیماه ۹۶ که هشدار آن از سالها قبل داده شده بود نشان داد و اثبات کرد که طراحی جریان سیاسی خاص برای ناآرام سازی عدهای به بهانههای واهی و هدف قرار دادن کارآمدی نظام اسلامی و احساس امیدواری در ذهن برخی، موفق بوده است.
اصلاحطلبان بعنوان «بانیان اغتشاش» اما به هیچ وجه قصد ندارند این فرصت بدست آمده را وابگذارند و از همین روست که طی هفتههای اخیر کراراً بیان کردند که «بنیاد اعتراضات همچنان پابرجاست.»
از نظر جریان سیاسی خاص، کار ناتمام فتنه سال ۸۸ باید یک روز تمام شود و چه چیزی بهتر از آدمهایی که در باوری غلط، احساس میکنند اقتصاد ایران زمین خورده است و هماکنون نیز راهی جز خودکشی یا شورش نیست!؟
شاید برای مخاطبان محترم دانستن این کد هم قابل تأمل باشد که تئوریسینهای چپ طی چند سال اخیر، هم کد حضور خیابانی را به مردم دادهاند و هم کد پیکار با نظام را...
جالب آنکه در تمام این قضایا نیز پیشرفتهای اقتصادی کشور به نحو آشکاری توسط اصلاحطلبان که حامیان شماره یک رئیسجمهور روحانی بودهاند اما اکنون قصد عبور از او را دارند، کتمان شده است و چیزی درباره آنها گفته نمیشود.
به سخن دیگر اینکه مشخص نیست چرا اصلاحطلبان از مقام هجدهم ایران در میان اقتصادهای بزرگ جهان، از بهتر بودن ضریب جینی ایران نسبت به آمریکا و چین، از نبود فقر مطلق در ایران به گواه بانک جهانی، از بحرانی نبودن وضعیت بیکاری در ایران و... لام تا کام سخنی نمیگویند!؟
در این میان البته کسانی با تکرار سخنان اصلاحطلبان و عدم تحلیل درست در این زمینه که انتقاد به دولت آقای روحانی از سر کند شدن سرعت پیشرفت کشور است نه از سر کار نکردن دولت یا شکستهای اقتصادی! بر باورپذیرتر شدن القائات جریان خاص کمک کردهاند.
اکنون و با نشانههای بیشماری که خود را دائماً به رخ میکشند میتوان این تحلیل را ارائه کرد که جریان سیاسی خاص، فرضیه خود مبنی بر القای شبهه و ایجاد فضای نارضایتی روانی را محقق شده میبیند و بر همین اساس به دو راهبرد «شورش عمومی» یا «وادار کردن نظام به پذیرش خواستههای خود» میاندیشد.
مقولهای که اثبات آن نه در چند نوشته رسانهای، که در پیشبینی چند سال قبل محافل تحلیلی مبنی بر قطعی بودن بروز اغتشاشات اقتصادی قرار دارد. اغتشاشاتی که پیشلرزه آن در دیماه امسال در تهران و مشهد و ایذه و غیره رخ داد.
پ. ن: گفتنیست عبارت «پیشلرزه» درباره فتنه اقتصادی دیماه نیز توسط کسانی از اصلاحطلبان به تلویح و توسط عباس عبدی، از تئوریسینهای این جریان به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است.
منبع : مشرق



