به تازگی رفتارهای غلطی در زمینه انتقاد از اوضاع اقتصادی کشور از برخی مسئولان و مردم دیده میشود که جای تأمل دارد.
یکی از مسئولان اخیراً اعلام کرد که ۴۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی میکنند!
محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت نیز گفته است که هر خانواده ایرانی ۳ نفر بیکار تحصیلکرده دارد که با احتساب ۲۴ میلیون خانوار میشود ۷۲ میلیون بیکار تحصیل کرده در ایران.
این مسئله تا آن حد جای تعجب داشت که حتی «عباس عبدی»، از فعالان ستادی اصلاحطلب نیز در قالب یک توییت به آن اعتراض کرد و از این نوشت که با این مدیران نمیشود اقتصاد کشور را درست کرد.
در همین حال شاهد برخی فراخوانهای محفلی برای تجمعات خیابانی اقتصادی و یا کلیپهای ویدئویی مغرضانه و دابسمش با محتوای اقتصادی نیز هستیم.
*مشخص نیست مسئولان و افرادی که این حرفهای غلط را بیان میکنند نسبت به پایان این مسیر خطرناک که چیزی جز ایجاد «فتنه اقتصادی» نیست آگاهی دارند یا خیر؟!
از طرفی گویا چیزی به نام «ژست انتقاد اقتصادی» به مسئولانی دولتی که خودشان ایجادکننده «وضع موجود» هستند نیز سرایت کرده که کسانی از آنها تلویحا ادعای وجود گرسنگی در ایران کردهاند، میگویند بازنشستگان از حقوقشان راضی نیستند و حتی صحبتهایی مطرح میکنند که نتیجه آن مثلاً وجود بیش از ۷۰ میلیون بیکار در ایران است.
به این فضای مغلق و مغلوط البته بایستی اعتراضات عجیب عدهای خاص در شبکههای اجتماعی را نیز افزود.
مثلا به تازگی کلیپی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که یک دخترخانم [بدون حجاب] در حال اجرای دابسمش بر روی صحبتهای اقتصادی رئیسجمهور روحانی است و به مضحکه آنها میپردازد.

این تصویر متعلق به دابسمش اشاره شده است که با نشان دادن یک اسکناس ۱۰ هزار تومانی در کنار یک تکه نان، در حال القای وضعیت فجیع اقتصادی در ایران هستند
این در حالی است که گویا کسی از این افراد نمیپرسد که چگونه است که با فراغ بال و در حالی که وسایل آسایش و بزمتان فراهم است؛ اما باز هم مدعی وجود بحران در اقتصاد ایران هستید؟!
ادعای وجود بحران در اقتصاد ایران یک ادعای کذب و صرفا یک ژست سیاسی است...
مثلا صحبتهای وزیر کار را میتوان در نظر گرفت که میگوید چند ده هزار کارجو، پیشنهادات کار این وزارتخانه را نمیپذیرند[۲] و این مسئله صرفاً به این معنی است که نرخ بیکاری ۱۲ درصدی در ایران که از برخی کشورهای اروپایی مثل یونان و اسپانیا هم کمتر است؛ هرگز حالت بحرانی ندارد و عمده بیکاران برای خود امکان انتخاب را هم در نظر میگیرند.(اگرچه بیکاری ولو یک نفر هم برای جامعه اسلامی زیاد است و باید فیالفور در جهت رفع آن کوشید)
برخی مسئولان و افراد ناآگاه مدعی وجود مشکلات حادّ اقتصادی در ایران همچنین در حالی چنین ادعای غلطی را مطرح میکنند که ایران اسلامی به گواه صندوق بینالمللی پول در جایگاه هجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا قرار دارد[۳] و فرض اوضاع حادّ اقتصادی برای چنین کشوری یک فرض غیر عقلانی (اگر نگوییم توطئه!) است.
از طرفی مدعیان وجود بحران در اقتصاد ایران حتی یک سند در زمینه بحران اقتصادی هم در دست ندارند چه اینکه از نشانههای اقتصاد بحران زده میتوان به قحطی غذا، تعطیلی بانکها، تأثیرگذاری ۱۰۰ درصدی تحریمها (اثر تحریمها بر اقتصاد ایران هرگز نتوانسته بیش از ۳۰ درصد باشد) نرخ بیکاری ۲۰ درصدی و بیشتر، بحرانی شدن وضعیت بیکاران و کمتوجهی به مقولات رفاهی و واردات است.
به راستی کدامیک از این مقولات در ایران اسلامی وجود دارد که برخی به اسم نقد اقتصادی و خواسته یا ناخواسته در حال گِرا دادن به دشمن هستند؟!
صد البته غرض ما «سفیدنمایی» و یا سرپوش گذاشتن بر مشکلات اقصادی کشور نیست اما این مسئله هم بدیهیست که عدهای به اسم انتقاد اقتصادی در حال بیان اعوجاجاتی هستند که قاعدتا هیچ نتیجهای غیر از ایجاد «فتنه اقتصادی» و به خیابان کشاندن مردم به بهانه اقتصادی ندارد.
به سخن دیگر اینکه دابسمش ساختن چند جوان متجاهر، آنهم با ژست رفاهزدگی اتفاقا دلیلی بر آرام بودن اوضاع اقتصادی کشور است نه نشانه بحرانی بودن آن!
برخی محافل تحلیلی با استدلالها و اخباری معتقدند که مسئله ایجاد فتنه اقتصادی، یکی از دستور کارهای اصلی جریان سیاسی خاص پس از فتنه سال ۸۸ است و عاملین اصلی سیاهنمایی از اوضاع اقتصادی کشور را باید در میان این افراد جستجو کرد.
گفتنیست، مقام معظم رهبری تاکنون چندین مرتبه بحث «فتنه اقتصادی» را مورد اشاره قرار دادهاند.[۴]
وبلاگ مشرق طی ۲ سال گذشته بارها و بارها و به کرّات درباره این مسئله، پروژه اوکراینیزه کردن ایران و نقش جریان چپ در آن مباحث مفصلی را به مخاطبان محترم ارائه کرده است...
منبع : مشرق



