دولت یازدهم با شعار تدبیر و امید با وجود حمایت های همه جانبه کارگزاران سازندگی و اصلاح طلبان با کسب 50.71 درصد آرای مردم به قدرت رسید. اصلاح طلبان که پس از دوران تیره خاتمی از دایره قدرت کنار رفته و فتنهگری های سال 88 هم نتوانست آن ها را در رساندن به قدرت یاری کند و دولت یازدهم هم زمینه لازم برای حضور چهره شاخص آنها در انتخابات را فراهم نکرده بود همچنان نیازمند روحانی به عنوان مهره واسط جهت زمینهسازی تحقق سودای دور از دسترس شان بودند.
پس با فعالیتهای گسترده و منسجم تلاش کردند تا رقابتهای انتخاباتی 96 را به گونه ای رقم بزنند که ناکارآمدی و عدم شایستگی این دولت و شکست #برجام در رفع تحریم ها که بزرگترین و تنها دستاورد دولت تدبیر توصیف میشد در غباری غلیظ از دروغها و رقیبهراسی ها پنهان شود. اعتدالیون نیز برای حفظ قدرت به این سربازهای اصلاح طلب نیاز داشتند پس با خروارها وعده و وعید، بدنه اجتماعی و سران اصلاحات را با خود همراه کردند.
این معامله دوطرفه موجب انتخاب مجدد روحانی با کسب 56.3 درصد آرای انتخابات گردید. در این بین رقیب اصلی وی یعنی آقای رییسی 39 درصد آرا را خود اختصاص داد که برخلاف روند رایآوری دورههای گذشته انتخابات ریاست جمهوری بین پیروز رقابت و سایر نامزدها بود. بدین ترتیب روحانی در هر دو دوره با کمترین محبوبیت در میان روسای جمهور گذشته به پاستور راه یافت.
این دولت با رویکرد به شدت تخریبی نسبت به "دولت قبل" یعنی دولتهای نهم و دهم تمام هم و غم خود را بر تعامل با غرب بویژه آمریکا که آن را کدخدا میخواند گذاشت و برخلاف هشدارهای رهبری و سایر دلسوزان نظام همه امور کشور را به یک امید واهی به نام توافق هستهای وابسته کرد که این توافق یا همان برجام بلافاصله بعد از اجرایی شدن ناکارآمدی خود برای شفای اقتصاد ایران را نشان داد.
اکنون پس از گذشت چند ماه از تشکیل دولت دوازدهم و تعمیق مشکلات اقتصادی کشور و بی تدبیری عجیب و غریب دولت در اداره امور و افزایش نارضایتیهای عمومی و همچنین محقق نشدن وعدههای انتخاباتی روحانی به اصلاح طلبان، آنها را دچار سرگردانی کرده است.
از یک سو باقی ماندن در مسیر حمایت بی چون و چرا از حسن روحانی آنها را با خطر حذف پیش از رسیدن به قدرت حاکمیتی مواجه میکند و از سویی قرار گرفتن در جایگاه اپوزیسیون علیه دولت هم می تواند دامنه شکست ضعیفترین دولت ایران بعد از انقلاب را تا قلب اصلاح طلبی گسترش دهد و هم رویکرد ریاکارانه و منفعت طلبانه آنها را بیش از پیش افشا کند. البته پیچیدگیهای ارتباطات اعتدال و #اصلاحات و گره خوردگی های تخلفات آنها آنقدر زیاد است که اگر هم بخواهند نمیتوانند به سادگی از بند یکدیگر خلاص شوند.
پس بهترین راه برای مقابله با موج پشیمانیهای لاکچری و به دنبال آن تجدیدنظر عمومی در انتخاب این احزاب، توجیه این حجم عقب ماندگی کشور به بهانههای تکراری و سخیفی چون محدود بودن اختیارات رییس جمهور و پیچیدگی ساختار قدرت و امثال آنها و سپس قرار گرفتن در جایگاه مطالبهگرست!
#دولت_تدبیر بارها فراتر از اختیارات قانونی خود عمل کرد و حتی خط قرمزهای رهبری در تایید برجام را نیز مورد توجه قرار نداد و با همراهی چشم و گوش بسته مجلس قبلی و فعلی(به استثناء اندک نمایندگان دلسوز که وظیفه خود را انجام دادند) هر کاری که خواست انجام داد. پس استفاده از بهانه محدودیت اختیارات چیزی جز سخره گرفتن خود نیست.
بدنه حامی امنیتیترین و البته متزلزلترین دولت پس از انقلاب که هنوز چند ماه از آغاز دور دومش نگذشته مجبور است برای بقا و تکثیر خود این کالبد نیمهجان میزبان را حفظ کند و مسیر "فتح سنگر به سنگر" را تنها راه بداند. بنابراین ابایی ندارد که همچنان مردم را از رقیبی چون رییسی بترساند و بر طبل خطرناک بودن طیف مقابل بکوبد و به یاران پشیمان شده خود بگوید اگر مردم از روحانی که مشی اعتدالی و اصلاح طلبی دارد ناامید شوند گزینههای جایگزینش بسیار خطرناک! خواهند بود.
درحالیکه تجربه نشان داده بیشترین خطر زمانی متوجه مردم و کشور شده است که دولت در دست اصلاحطلبان و اعتدالیها بوده است. این تجربیات به انتخاب صحیح مردم کمک شایانی خواهد کرد و روزهای سختی پیش روی "بیتدبیران" مدعی خواهد بود.
باران زعیمی
منبع : کانال تلگرامی خیابان انقلاب



