چرا برخی اوقات فراتر از قرارداد کاریمان، تلاش و کوشش به خرج میدهیم؟
از منظر اقتصاد نه تنها پاسخ به این سوال منفی است بلکه اساسا طرح این پرسش در اقتصاد منهای اخلاق اشتباه است: چرا باید فراتر از قراردادمان، کار کنیم؟! اما اغلب افراد دین مدار و اخلاق نگر چنین عمل می کنند. پس چرا اقتصاد نتوانست این رفتار را پیشبینی و توضیح دهد در حالی که کم نیستند چنین رفتارهایی.
اخیرا دو کتاب مهم اقتصادی منتشر شدهاند که از وقوع انقلابی نرم در این حوزه مطالعاتی خبر میدهند. انقلابی که پایههای اقتصاد را متحول کرده و نگرش ما به زندگی اجتماعی را دگرگون خواهد ساخت. این تغییرات نیز همچون اقتصاد رفتاری ریشه در روانشناسی دارند. با این تفاوت که اقتصاد رفتاری بر روانشناسی شناختی و دیگری بر روانشناسی اخلاقی تمرکز کرده است.
کتاب اول با عنوان اقتصاد هویت توسط جورج آکرلف نوبلیست اقتصاد و راشل کرانتون و کتاب دوم نیز با عنوان اقتصاد اخلاقی توسط سام باولز نگاشته شده است: نقد انسان اقتصادی.
ایده انسان اقتصادی بیان میکند افراد از میان گزینههایی که در اختیار دارند گزینهای را که از ارجحیت بالاتری برخوردار است، انتخاب مینمایند. اما سوال این است چطور یک گزینه را بر دیگر گزینهها ترجیح میدهیم؟
برای فهم تحولات جدید در حوزه اقتصاد، بازی زیر تحت عنوان بازی التیماتوم را در نظر بگیرید. در این بازی به یک فرد 100 دلار داده میشود. وی باید بخشی از این پول را به فرد دیگری در قالب یک پیشنهاد پرداخت کند. اگر فرد دوم پیشنهاد را قبول کند، هرکسی پول خودش را میگیرد و در غیر این صورت پولی به کسی پرداخت نمیشود.
انسان اقتصادی پیش بینی میکند که فرد اول پیشنهاد پرداخت یک دلاری را به فرد دوم میدهد و فرد دوم نیز آنرا قبول میکند زیرا از هیچی بهتر است. اما افراد معمولا پیشنهادهای زیر 30 دلار را رد میکنند. چرا؟
*تعهد اخلاقی در اقتصاد جدید مورد توجه قرار گرفته است
انقلاب جدید اقتصادی بحث میکند که هنگام انجام انتخاب، افراد صرفا به این مساله که کدام گزینه را بیشتر از همه دوست دارند فکر نمیکنند بلکه به این مساله که چه کاری باید انجام دهند (وظیفه اخلاقی آنها) نیز فکر میکنند.
در حقیقت بر اساس روانشناسی اخلاقی، احساسات اخلاقی ما در طول زمان به منظور کنترل و هدایت رفتار ما متحول شده است. ما انسانها موجوداتی هستیم که نسبت به دیگر گونهها بیشترین درجه همکاری را با همدیگر داریم زیرا ادراک و احساس ما در جهت حفظ همکاری در طول زمان متحول شده است: طوریکه "ما" را قبل از "من" قرار دهیم.
آکرلف و کرانتون نکته ساده اما مهمی را به تئوری مرسوم اقتصادی از رفتار انسان اضافه میکنند. رفتار انسانها علاوه بر انگیزههای اقتصادی از هویت افراد نیز تاثیر میپذیرد.
* جریمه ریالی بابت تاخیر والدین در یک مهدکودک اثر منفی داد
به عبارتی، افراد خود را جزئی از طبقات اجتماعی که هویت خود را از میگیرند، میدانند. هر کدام از این طبقات و یا گروهها (به طور مثال مسیحی بودن، پدر بودن، همسایه بودن، ورزشکار بودن و ...) یک نرم و یا ایده آل خاص خود را دارند. بنابراین افراد در رفتار خود علاوه بر منافع اقتصادی به ایده آلهای هویتی خود نیز توجه میکنند.
باولز معتقد است که چارچوبهای مجزایی برای تحلیلها داریم. به طور مثال درصورت ارائه انگیزههای پولی به افراد آنگاه احتمالا با شرایطی نظیر بازار مواجه شویم. برای نمونه مثال زیر را در نظر بگیرید. مسئولان یک مهدکودک بعد از آنکه از تاخیر والدین جهت مراجعه به مهدکودک و بازگرداندن فرزندان خود به ستوه آمدند، تصمیم به جریمه افراد به امید تغییر رفتار آنها نمودند. اما مسئولان مهدکودک نتیجه عکسی گرفتند: تاخیر افراد بیشتر گردید. چرا؟ چون آنها جریمه را به عنوان قیمتی در نظر گرفتند که پرداخت آن منصفانه به نظر میرسید.
اما درصورت نبود جریمه، تاخیر کردن یک رفتار زشت، غیرمودبانه و غیر مسئولانه از جانب افراد تلقی میگردد و از اینرو بسیاری از افراد حتی بدون جریمه نیز از انجام آن اجتناب میکنند. متاسفانه در بسیاری از حوزهها نظیر مباحث مربوط به شرکتها و مباحث سیاست عمومی به این مساله توجه نمیگردد.
مهمترین دلالت این انقلاب جدید امکان طراحی استراتژیهایی برای تحت تاثیر قراردادن ایده آلها و هویتها است نه صرف مالیات ستانی و پرداخت یارانه. در این شرایط دلیل رای دادن را درک میکنیم زیرا این همان کاری است که شهروندان باید انجام دهند و نباید به انگیزههای مادی آن توجه کنند. ما در کارمان حرفهای میشویم نه فقط به این خاطر که ارتقا بگیریم بلکه از احترام دیگران و عزت نفس خود لذت میبریم.
منبع : تسنیم



