حال آن که مسیر نهضت آزادی در همان حول و حوش پیروزی انقلاب عوض شد و انتشار اسناد سرّی لانه جاسوسی آمریکا، وابستگی این گروهک را نشان داد. بعدها همین گروه در جریان دفاع مقدس، در خدمت عملیات روانی دشمنان بود.
حضرت امام(ره) 19 بهمن 1366 در پاسخ نامه محتشمی وزیر کشور وقت تصریح فرمودند: "پرونده و عملکرد این نهضت در دولت موقت اول انقلاب شهادت میدهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است .
.. به حسب این پروندههای قطور و نیز ملاقاتهای مکرر اعضای نهضت چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها که اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملتهای مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا میزدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران میخورد که قرنها سر بلند نمیکرد
.. ضرر آنها به اعتبار آنکه
متظاهربه سلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهای دیگر حتی منافقین- این فرزندان عزیز مهندس بازرگان بیشتر و بالاتر است... نتیجه آن که نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بیاطلاع از مقاصد شوم آنان هستند میگردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند".
رفتار منافقانه جریان التقاط در نسبت دادن یزدی و نهضت آزادی، تداعی همان نکته ای است که مارکسیست ها مرتکب می شدند و شهیدمطهری در کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" خطاب به همان ها می فرماید:
"بیائیم حرفهایمان را صریح بزنیم.شما که به آیتالله خمینی اعتقاد ندارید و وقتی که با هم مینشینید، میگوئید ما تا فلان مرحله با این مرد هستیم و بعد این چنین با او مبارزه میکنیم، چرا عکس او را در تظاهرات خودتان بلند میکنید؟ چرا دروغ میگوئید؟ او میگوید جمهوری اسلامی و حرفش را صریح میزند شما هم حرف خودتان را بزنید. آنکه شما به او اعتقاد دارید لنین است. بسیار خوب، پس عکس لنین را هم بیاورید. ولی من میپرسم چرا عکس پیشوای ما را میآورید؟

وقتی عکس امام را میآورید در واقع میخواهید به مردم بگوئید ما راهی را میرویم که این رهبر میرود. در صورتی که شما می خواهید به راه دیگری بروید.دروغ گفتن برای چه؟ اغفال چرا؟ آزادی فکر را با آزادی اغفال و آزادی منافقگری و آزادی توطئه کردن که نباید اشتباه بکنیم. همانطور که ما صریح و رک و پوست کنده داریم با شما حرف میزنیم و میگوئیم آقا رژیم حکومت ایده آل و نظام اعتقادی و فکری ما، جهانبینی ما، غیر از نظام اعتقادی و فکری و جهان بینی شماست. شما نیز سخن خود را بصراحت بگوئید... شما چرا حرف خودتان را رک و پوست کنده نمی زنید؟
من به همه این دوستان غیرمسلمان اعلام میکنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که میخواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور میخواهید عقیده خودتان را ابراز کنید – بشرطی که فکر واقعی خودتان باشد- ابراز کنید، هر طور که میخواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد. من در همین دانشکده، چند سال پیش نامه ای نوشتم به شورای دانشکده و در آن تذکر دادم یگانه دانشکده ای که صلاحیت دارد یک کرسی را اختصاص بدهد به مارکسیسم همین دانشکده الهیات است.
ولی نه اینکه مارکسیسم را یک استاد مسلمان تدریس کند، بلکه استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته باشد و به آن مومن باشد، و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد... فقط باید جلو دروغ و حقه بازی را گرفت یعنی دیگر یک مارکسیست نباید تمسک به آیه قرآن بکند و بگوید فلان آیه قرآن اشاره به فلان اصل مارکسیسم است. ما با این شیوه مخالفیم. این خیانت به قرآن است".
منبع : حامیان ولایت



