بیانیه آیتالله طاهری را با اغماض میتوان «استعفا» نامید؛ چه آنکه استعفا نوعی درخواست است از مسئول عزل و نصب فرد موردنظر؛ ولی او نامه خود را سرگشاده و بی خطاب به رهبری مینویسد. او خواسته یا برایش خواسته بودند که استعفایش با احترام به رهبری همراه نباشد؛ اتفاقی که بعداً از آن پشیمان شده، اما...
رهبر انقلاب علیرغم رفتار نامناسب آیت الله طاهری، پاسخی مودبانه و خطاب به خود او میدهند؛ این پاسخ نکات جالب توجهی دارد:
1- آیتالله طاهری در نامه خود همه امور کشور را آن هم در دورانی که محمد خاتمی رئیس جمهور است، سیاه و همه وعدههای اول انقلاب را برباد رفته توصیف میکند؛ با ادبیاتی توهین آمیز. با این حال، رهبری در نامه خود میفرمایند: «اینجانب جفای به خودم را فراموش میکنم» گرچه تاکید دارند از امام آموختهایم «جفای به ملت و تلاش برای سست کردن بنیان نظام اسلامی قابل بخشش نیست.»
2- رهبری کاستیهای بیان شده را مطالب حقی میدانند که خود بارها هشدار دادهاند؛ اما در عین حال تاکید دارند شما هم مسئول هستید: «اینها مطالب حقّی است که اینجانب در چند سال اخیر بارها درباره آن هشدار داده و بسیج همه امکانات را برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض از همه خواستهام... یقیناً از جنابعالی که سوابق ممتدی در انقلاب دارید، بیشتر از خیلیها انتظار و توقع داشته و دارم و اکنون که طبق این اعلامیه به این فکر افتادهاید، آن را به فال نیک میگیرم.»
3- رهبری سه محور را برای حل مشکلات مطرح میفرمایند؛ تولید کار برای نسل جوان، مبارزه با فساد اقتصادی و از همه مهمتر وحدت ملّی و یکصدایی مسئولان. یعنی نگاه ایشان در مسیر پیشرفت کشور، پای کار بودن و تلاش برای رفع موانع است و نه کنار کشیدن و توهین کردن.
4- رهبر انقلاب به سفر چند ماه قبل خود به اصفهان و نظر آیتالله طاهری در مورد آن اشاره میکنند: «پس از آنکه عظمت و هیبت اجتماع مردم را در میدان امام و خیابانهای اطراف آن به چشم خود دیدید به اینجانب گفتید که من از اوایل انقلاب چنین جمعیت متراکم و پرشوری در این میدان عظیم ندیدهام.» اینها برای آن است که امام جمعه مستعفی متوجه شود که چطور اگر کل کشور بر باد فناست، آن جمعیت عظیم به استقبال رهبر آمده؛ پس شاید جایی در تحلیلش دچار اشتباه یا تاثیرپذیری از اطلاعات غلط و کانالیزه شده است. هشداری که رهبری در ادامه با مثال تلویحی در مورد اطرافیان آیتالله منتظری بیان میکنند و تلاش دارند تا امام جمعه اصفهان گرچه استعفای شدیداللحن داده، اما دورتر نرود و همچنان در هوای نظام تنفس کند. حتی دو جای نامه تصریح میکنند «نامه منسوب به جنابعالی» تا بگویند آنچه را منتشر شده، دقیقاً از جانب شما نمیدانیم...
5- آیتالله خامنهای مثل همیشه در باب اینکه حرف و اقدامی باعث گستاخی ضدانقلاب شود، هشدار میدهند: «روزی که اطلاعیه منسوب به جنابعالی صادر شد ضدانقلاب بیشترین سوءاستفاده را از آن کردند و آن را مقابله با سیاستهای امام راحل و نفی نظام اسلامی وانمود کردند.» و همچنان رهبری برای حفظ مرحوم طاهری تلاش میکنند: «البته بنده با سابقه رفاقت با جنابعالی و اطلاع از سوابق ممتدتان در انقلاب و محبّتی که همواره نسبت به اینجانب ابراز کردهاید، چنین برداشتی نمیکنم...» رهبری بعداً در پیام تسلیت فوت مرحوم طاهری هم او را تکریم میکنند.
رهبری نامه غیرمحترمانهای را که خطاب به ایشان نیست، بزرگوارانه پاسخ میدهند؛ انتقادات را میپذیرند؛ از نظر مثبت خود نسبت به آیتالله طاهری میگویند و راه گفت و گو را باز میگذارند، اما آن سو دیواری کشیده تا تعاملی نکند و مسیر مفاهمه بسته باشد. تیرماه 92 و پس از درگذشت آیتالله طاهری شاگردی از نزدیکان او (شیخ عباسعلی روحانی، امام جمعه موقت منصوب از ناحیه مرحوم طاهری) مصاحبهای در حمایت از او دارد و نکتهای جالب توجه میگوید: «آن نامه مورد بهرهبرداری خیلیها قرار گرفت. حتی جورج بوش هم به آن اشاره کرد. آن نامه بوی این میداد که مزرعه سوخته. خود ایشان هم ناراحت شد. به توصیه آیتالله امینی، آقای کروبی و آقای خاتمی بنا شد نامه دومی بنویسد و برداشتهای غلط را اصلاح کند. ایشان هم قبول کرد، اما مدیریت آن گروه افراطی سبب شد در آخرین لحظه نامهای که قرار بود آقای خاتمی به رهبری بدهد، پیچ بخورد. اگر آن نامه منتشر میشد، آقای طاهری به چرخه نظام برمیگشت. رهبری هم علاقهمند بودند آقای طاهری حفظ شود.» اما کسانی همه این سالها خواستند که آیتالله طاهری در مقابل نظام باشد تا بهره سیاسی لازم را ببرند.
نویسنده: کبری آسوپار
منبع : حامیان ولایت



