برخي از نقدها اين شبکه ها را بيهوده، هدر دهنده زمان يا فاسد کننده اخلاق خواندند و حداقل بطور غيرمستقيم خواهان فيلترينگ آنها شدند. وقتي به نقدهايي اينگونه بر مي خورم خاطره اي در ذهنم زنده مي شود، خاطره اي که شايد تلويحاً چنين نقدهايي را پاسخ گويد.
طي دوران کودکي، ايام عيد که فرا مي رسيد همگي اعضاي فاميل در خانه پدربزرگ دور هم جمع مي شديم. صبح ها ما نوه ها به اتاق بالاي ايوان مي رفتيم چراکه تلوزيون خانه در آنجا قرار داشت. همه دور تلويزيون مي نشستيم و مشتاقانه کارتون تماشا مي کرديم. همنشين ثابت ما بچه ها هنگام تماشاي تلوزيون پدرِ پدربزرگم بود. البته او همراه با ما کارتون تماشا نمي کرد بلکه اغلب همانطور که در گوشه اتاق به پشتياش تکيه داده بود چرت ميزد. وقتي هم که بيدار بود مدام سر ما بچه ها غر ميزد که: «اين چه کاريه!؟ چرا همش نشستيد به اين تلوزيون ذل ميزنيد؟ که چي بشه؟ بريد يه کاري کنيد، لااقل بريد گاو بدوشيد...»؛ ما براي پدرپدربزرگ توضيح ميداديم که اينها اسمشان «کارتون» است و ما آنها را تماشا ميکنيم تا لذت ببريم، تا سرگرم شويم اما او زير بار نميرفت، خودش از همان 7 يا 8 سالگي وارد عرصه کارشده بود. صبحها گاو ميدوشيد، هيزم جمع ميکرد، از سرچشمه آب ميآورد و همراه پدرش گله را به چرا ميبرد، نميتوانست بپذيرد حالا بچه هايي با همان سن و سال بيکار بنشينند و مدتها به يک جعبه خيره شوند.
او نمي توانست درک کند که هشتاد سال از دوراني که کودکان دوشادوش پدرو مادرشان کار مي کرده اند گذشته است و هيچکس کودکش را بخاطر تماشاي کارتون سرزنش نمي کند. درنهايت و تا زمان مرگ پدرپدربزرگ هم ما هرگز نتوانستيم وي را قانع سازيم که کارتون تماشا کردن ما نه کاري بد که عملي طبيعي بوده است.
حالا هرگاه با آنهايي که واتس اپ، تلگرام يا هر شبکه اجتماعي ديگري را به بهانه بيهوده بودن يکسره زير سوال مي برند مواجه مي شوم عبارات پدرپدربزرگ عليه تلوزيون در ذهنم نقش مي بندد.
تلگرام يا خويشانش مي توانند محتوياتي سطحي، زمانبر يا بيهوده داشته باشند، کما اينکه تلوزيون هم گاهي چنين محتوياتي دارد. اما آيا مي توان اين شبکه ها را بکلي محو کرد؟ تعجب نمي کردم اگر پدرپدربزرگم زنده بود و به اين سوال پاسخ مثبت مي داد، تعجب من زماني آغاز مي شود که پاسخ مثبت برخي منتقدان امروزي را مي شنوم.
منبع: خبرآنلاين




