به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
واشنگتن برای تحت فشار قرار دادن تهران به سراغ کشورهای همسو با ایران رفته و تلاش کرده است دولتهای این کشورها را با ویژگیهای مطلوب خود همراه کند.
تغییر دولت لبنان به سمت واشنگتن
با توجه به ساختار سیاسی لبنان که سهم دولت به بخش غیرشیعی تعلق دارد، آمریکا با فشار سیاسی دولت همسو با خود را در بیروت روی کار آورده که همین عامل باعث برخی تنش و درگیریهایی نیز در ساختار سیاسی لبنان شده است. در همین زمینه، دولتی در لبنان روی کار آمد که فشار سیاسی خود را علیه حزبالله متمرکز کرد و همراستا با سناریوی آمریکایی ـ صهیونیستی، روند خلع سلاح حزبالله را کلید زد.هرچند دولت لبنان تاکنون نتوانسته این هدف صهیونیستی را محقق کند، اما با رژیم صهیونیستی وارد مذاکرات شده و بارها فشارهای سیاسی مختلفی را علیه حزبالله طراحی و اجرا کرده است.
تکرار الگو دولت لبنان در عراق
به نظر میرسد همین الگوی ایجاد یک دولت همسو در عراق نیز در حال اجراست. فشارهای سیاسی ترامپ در عراق باعث کنار رفتن رقبای «علی الزیدی» و انتخاب وی به عنوان نخستوزیر عراق شد. خروجی این وضعیت پیچیده آن است که ماشین محاسباتی دولت در بغداد، در تصمیمگیریهای کلان، ملاحظات طرف آمریکایی را مدنظر قرار میدهد. به همین دلیل، آمریکا توانسته است برخی تصمیمات حاکمیتی عراق را در جهت سیاستهای منطقهای خود هدایت کند.
این موضوع خود را در برخی اقدامات عراق در قبال ایران نشان داده است. پیوستن بغداد به کمپین آمریکایی برای محاصره هوایی ایران یکی از این موارد است که طی روزهای اخیر بحث و جدلهای بسیاری را، خصوصاً در داخل عراق، به راه انداخته است.
بروز اختلافات سیاسی در عراق
موج گستردهای از اعتراضهای مردمی، حوزوی و مقاومتی در عراق علیه تصمیم دولت الزیدی برای تبعیت از تحریمهای آمریکا و توقف پرواز هواپیماهای ایرانی شکل گرفته است؛ معترضان در بغداد، بصره و نجف خواستار ازسرگیری فوری پروازها و حفظ استقلال تصمیمگیری ملی در برابر فشارهای واشنگتن هستند.
پیش از الزیدی، سران دولتهای گذشته عراق تلاش میکردند با توجه به همسایگی با ایران، ضمن مدیریت فشارهای آمریکا، سطح مناسبات خود با تهران را حفظ کنند؛ اما با این رویکرد، به نظر میرسد دولت عراق در همان ابتدای مسیر با مشکلاتی از داخل خود این کشور مواجه شود.
قطعاً با این روش، بغداد با مشکلات متعددی در بخش حاکمیتی و مردمی خود مواجه خواهد شد. این رویکرد دولت عراق میتواند نشانهای از شکلگیری دولتی غیرمستقل و تحت فشار تلقی شود؛ مسئلهای که در ادامه میتواند به پاشنه آشیل دولت الزیدی تبدیل شده و ثبات سیاسی و فرآیند تصمیمگیری در این کشور را با چالشهای مختلفی مواجه کند. چنین وضعیتی همچنین میتواند زمینه حضور و دخالت دیگر بازیگران منطقهای در این کشور را نیز فراهم کند.عراق این روزها با توجه به مشکلات عربستان از سمت یمن، مورد توجه ریاض نیز قرار گرفته است. تجربه تاریخی نشان داده است که عربستان برای عراق ثبات سیاسی و امنیت نمیخواهد و به این کشور به عنوان یک رقیب منطقهای مینگرد.
مسئله رقابت ایران و آمریکا نیست!
این نوع رویکرد، به استقلال حاکمیتی عراق آسیب میزند؛ استقلالی که دولتهای پیشین عراق تلاش میکردند با هوشیاری و با وجود فشارهای خارجی، بهویژه در قبال همسایه بزرگی مانند ایران، آن را مدیریت کنند. عملکرد تکبعدی و شتابزده الزیدی میتواند این استقلال حاکمیتی را با خدشه جدی مواجه کند. در چنین شرایطی، مسئله صرفاً به یک تصمیم درباره روابط خارجی یا توقف چند پرواز محدود نمیشود؛ بلکه به نحوه اداره کشور و نسبت میان ملاحظات خارجی و الزامات داخلی بازمیگردد.
اگر دولت بغداد در تصمیمات خود بیش از آنکه ملاحظات همسایگی، منافع اقتصادی و حساسیتهای سیاسی و اجتماعی عراق را در نظر بگیرد، خود را با خواستههای واشنگتن تنظیم کند، طبیعی است که دامنه اختلافات از سطح روابط خارجی به داخل ساختار سیاسی عراق نیز کشیده شود؛ خصوصاً آنکه ساختار سیاسی عراق و نوع بافت جمعیتی و سیاسی آن با دولت لبنان و شرایط این کشور تفاوتهای جدی دارد.
از این منظر، تکرار الگوی لبنانی در عراق میتواند برای واشنگتن ابزاری برای اعمال فشار بر ایران باشد، اما همزمان برای خود بغداد نیز هزینههای سیاسی ایجاد کند. دولتی که تصمیماتش از سوی بخشهایی از جامعه عراق به عنوان نتیجه فشار خارجی تلقی شود، ناگزیر باید پاسخگوی شکافی باشد که میان سیاست رسمی خود و مطالبات جریانهای سیاسی، مردمی و مذهبی داخل کشور ایجاد شده است.
امریکا و رژیم صهیونی به دنبال حاکمیت با ثبات در عراق هستند؟
به همین دلیل، اگر بغداد با همین رویکرد پیش برود، با مشکلات متعددی در بخش حاکمیتی و مردمی خود مواجه خواهد شد؛ چراکه تلاش آمریکا برای ساختن یک دولت همسو در عراق، لزوماً به معنای شکلگیری دولتی باثبات نیست و ممکن است نتیجه معکوس آن، افزایش فشارهای داخلی بر دولت و پیچیدهتر شدن مناسبات سیاسی عراق باشد.
در نهایت، مسئله برای بغداد فقط انتخاب میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه مسئله اصلی، حفظ استقلال تصمیمگیری در شرایطی است که هر تصمیم خارجی میتواند مستقیماً بر موازنههای سیاسی و اجتماعی داخل عراق اثر بگذارد. تجربه لبنان نیز نشان میدهد که تبدیل دولتهای همسو با یک قدرت خارجی به ابزار پیشبرد سیاست منطقهای، الزاماً به حذف رقیب منجر نمیشود، اما میتواند خود دولت را در معرض فشارهای سیاسی و اجتماعی قرار دهد؛ موضوعی که در صورت تداوم این مسیر، میتواند برای دولت الزیدی به یک چالش جدی تبدیل شود.



