به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
جدال علی کریمی با جریان سلطنتطلب و بهویژه رضا پهلوی، که زمانی کریمی از حامیان و مبلغان آن به شمار میرفت، همچنان ادامه دارد و هر روز وارد مرحله تازهای میشود. نزاعی که ابتدا میان کریمی و برخی چهرهها و مشاوران نزدیک به پهلوی شکل گرفت، اکنون به رویارویی مستقیمتر او با شخص رضا پهلوی رسیده است.آغاز این مناقشه را میتوان در اظهارات تند «ایرج مصداقی»، از چهرههای نزدیک به جریان پهلوی، جستوجو کرد؛ جایی که وی با حمله شدید به کریمی، او را فردی «ابله و بیشعور» توصیف کرد و مدعی شد که هر جا حضور داشته، آنجا را به آشوب کشانده است.
از آن زمان، اختلافات میان دو طرف نهتنها فروکش نکرد، بلکه به سلسلهای از حملات متقابل در فضای مجازی تبدیل شد.کریمی در نخستین واکنشها، با ادبیاتی تند به سلطنتطلبان حمله کرد و پس از آن، دامنه انتقادات خود را مستقیماً متوجه رضا پهلوی کرد. یکی از محورهای اصلی این حملات نیز موضوع هزینههای مالی و فعالیتهای سازمانیافته در شبکههای اجتماعی برای تقویت تصویر پهلوی بود.

البته ادعای وجود حسابهای جعلی و فعالیتهای سازمانیافته در فضای مجازی برای حمایت از رضا پهلوی، موضوعی نیست که برای نخستینبار از سوی کریمی مطرح شده باشد. پیشتر نیز گزارشهایی در رسانههای خارجی درباره فعالیت شبکههایی از حسابهای فارسیزبان و تلاش برای تقویت محتوای حامی پهلوی منتشر شده بود. از این منظر، ورود کریمی به این موضوع بیش از آنکه پردهای کاملاً تازه از پشت صحنه این جریان کنار بزند، نشاندهنده تغییر موضع فردی است که تا مدتها در صف حامیان همین جریان قرار داشت.با این حال، اهمیت موضع اخیر کریمی در جای دیگری است؛
او اکنون همان جریانی را هدف قرار میدهد که زمانی برای آن تبلیغ میکرد و از مخاطبان و بهویژه جوانان میخواست به حمایت از رضا پهلوی بپردازند. به بیان دیگر، تغییر موضع کریمی صرفاً یک اختلاف شخصی با چند چهره سلطنتطلب نیست، بلکه نمونهای قابل تأمل از شکافها و تناقضات در میان جریانهای خارجنشین مخالف جمهوری اسلامی است؛ جریانهایی که در بزنگاههای مختلف با یکدیگر ائتلاف کردهاند، اما در نخستین مرحله اختلاف، به افشاگری، تخریب و هتاکی علیه یکدیگر روی آوردهاند.

کریمی در تازهترین واکنش خود به حملات سلطنتطلبان، در صفحه اینستاگرامش نوشت: «منو با کسی که پول توجیبی از مادرش میگیره و زمان انقلاب مردم ایران کاسبی میکنه، مقایسه نکنید.» او در ادامه نیز با کنایه گفت: «نون بابا و بابابزرگم را نمیخورم.»فارغ از ادبیات و ادعاهای مطرحشده از سوی طرفین، آنچه در این منازعه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، چرخش سریع مواضع و تبدیلشدن اختلافات درونی به نزاعی علنی و فرسایشی است. کسانی که زمانی تلاش میکردند خود را در قامت یک جریان واحد و منسجم سیاسی معرفی کنند، اکنون بخش قابل توجهی از توان خود را صرف تخریب یکدیگر کردهاند.
تناقض مهمتر آنجاست که بسیاری از همین چهرهها در مقاطع گذشته، با استفاده از نفوذ رسانهای و فضای مجازی، جوانان را به حضور خیابانی و همراهی با پروژههای سیاسی خود دعوت میکردند؛ اما امروز همان نیروها در مقابل یکدیگر صفآرایی کرده و یکدیگر را با شدیدترین تعابیر خطاب قرار میدهند.

از این منظر، دعوای کریمی و پهلوی را میتوان فراتر از یک اختلاف شخصی یا مجادله در شبکههای اجتماعی دید؛ این منازعه تصویری از بیثباتی ائتلافهای سیاسی خارج از کشور و شکنندگی اتحادهایی است که بیش از آنکه بر مبنای یک برنامه روشن و مشترک شکل گرفته باشند، بر پایه مخالفت با یکدیگر بنا شدهاند.علی کریمی امروز به رضا پهلوی میتازد، در حالی که تا همین چندی پیش از او حمایت میکرد؛ تغییری که بیش از هر چیز این پرسش را برجسته میکند: جریانی که حتی در میان نزدیکترین حامیان سابق خود نیز چنین شکافهای عمیقی دارد، چگونه میتواند مدعی ارائه تصویری منسجم از آینده سیاسی ایران باشد؟



