به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
همزمان با پایان مدت ۶۰ روزه تفاهمنامه اسلام آباد، برخی چهرهها و تشکلهای اصلاحطلب بار دیگر بر مذاکره مستقیم با آمریکا بهعنوان راهکاری برای عبور از چالشها تأکید میکنند؛ مواضعی که بررسی اظهارات سالهای گذشته نشان میدهد سابقه آن به یک مقطع زمانی خاص محدود نیست و با ادبیات مختلف تکرار شده است.محمد سلامتی، فعال سیاسی اصلاحطلب، درباره مذاکره مستقیم با آمریکا گفته است: «اینکه مذاکره مستقیم با آمریکا شود، اشکالی ندارد.» علی شکوریراد نیز پیشتر با صراحت بیشتری بر این رویکرد تأکید کرده و گفته بود: «چارهای جز مذاکره مستقیم با آمریکا نداریم.»
عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت اصلاحات، نیز از جمله چهرههایی بوده که خواستار آغاز مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا شده بود. ابراهیم اصغرزاده نیز با تأکید بر اولویت جلوگیری از جنگ، مذاکره مستقیم با آمریکا را یکی از مسیرهای تحقق این هدف دانسته است.این رویکرد در سطح تشکیلاتی نیز سابقه داشته است.
جبهه اصلاحات ایران در بیانیهای در مردادماه سال گذشته، در قالب پیشنهادهایی درباره سیاست خارجی، خواستار «آغاز مذاکرات مستقیم با ایالات متحده آمریکا» شده بود. در این پیشنهادها، مذاکره مستقیم در کنار موضوعاتی از جمله تعلیق داوطلبانه غنیسازی و پذیرش نظارت آژانس، در مقابل رفع کامل تحریمها مطرح شده بود.
در میان دیپلماتهای نزدیک به این جریان نیز مواضع مشابهی مطرح شده است. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین، در مهرماه ۱۴۰۴، «مذاکرات مستقیم و چندوجهی» درباره مسائل مورد اختلاف ایران و آمریکا را «چاره کار» توصیف کرده و گفته بود این مذاکرات میتواند از موضع قدرت انجام شود.
تأکید دوباره بر مذاکره مستقیم
در جدیدترین اظهارات نیز موضوع مذاکره مستقیم در نشست فعالان سیاسی با رئیسجمهور مطرح شد.علی مطهری درباره گفتوگوی مستقیم میان محمدباقر قالیباف و جیدی ونس اظهار کرد که نباید مانع چنین گفتوگویی شد. محمود واعظی، رئیس دفتر دولت روحانی، نیز با تأکید بر مذاکره مستقیم به جای مذاکره با واسطه، گفته است: «میانجیها سهم خود را از مذاکره برمیدارند؛ بهترین مسیر مذاکره مستقیم است.»
محمد قوچانی نیز درباره موضع رئیسجمهور نسبت به این موضوع اظهار کرده است که پزشکیان در اینباره اظهارنظر مشخصی نکرده و ضرورتی هم ندارد که رئیسجمهور در برابر هر دیدگاهی موضعگیری کند. وی در عین حال گفته است اگر در مسیر نهایی مذاکرات اطمینان حاصل شود که امکان دستیابی به نتیجه وجود دارد، احتمالاً رئیسجمهور با این مسئله مشکلی نخواهد داشت.قوچانی همچنین با اشاره به سازوکار تصمیمگیری در این حوزه تأکید کرده است که تصمیم درباره چنین موضوعی بر عهده شورای عالی امنیت ملی است و هر تصمیمی در این شورا به تصویب خواهد رسید. وی ابراز امیدواری کرده که این راهبرد در دوره جدید شورای عالی امنیت ملی نیز ادامه پیدا کند.
مذاکره مستقیم بدون تضمین؛ تکرار یک خطای راهبردی
در مقابل، منتقدان مذاکره مستقیم معتقدند با توجه به ذات آمریکا و بدعهدی های مکرر آنها، صرف تغییر شکل مذاکرات، نمیتواند بهعنوان یک راهکار جدید و قابل اتکا مطرح شود.علیرضا تسلیمی در اینباره به خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس گفت: طرح دوباره مذاکره مستقیم، بدون ارائه توضیح روشن درباره تجربههای گذشته، بیش از آنکه یک ابتکار تازه باشد، یادآور همان مسیر آزمودهشدهای است که پیشتر هزینههایی برای کشور به همراه داشته است.
وی افزود: تجربه گفتوگوهای مستقیم در دوره مذاکرات محمدجواد ظریف و جان کری نشان داد که صرف مذاکره با طرف آمریکایی، تضمینکننده نتیجه نیست و اگر مذاکرات با ضمانت اجرایی، راستیآزمایی دقیق و سازوکار مؤثر برای مقابله با بدعهدی همراه نباشد، میتواند به تکرار یک خطای راهبردی منجر شود.تسلیمی تأکید کرد: اصرار بر مذاکره مستقیم، بدون پاسخ به این پرسش اساسی که «تضمین واقعی کجاست؟»، بیشتر از آنکه یک راهحل عملی باشد، تکیه بر مسیری است که تجربه گذشته نقاط ضعف آن را آشکار کرده است.وی گفت: دیپلماسی زمانی میتواند تأمینکننده منافع ملی باشد که از موضع اقتدار، با پشتوانه توان داخلی و بر مبنای محاسبه دقیق منافع کشور دنبال شود، نه بر پایه خوشبینی نسبت به طرفی که سابقه نقض تعهداتش محل بحث بوده است.
مسئله اصلی مذاکره، تضمین پایبندی آمریکا به تعهدات است
مهدی تقوی کارشناس مسائل سیاسی نیز با تأکید بر اینکه مسئله اصلی در مواجهه با آمریکا، مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکره نیست، گفت: اصل مسئله این است که آیا آمریکا اساساً طرف قابل اعتمادی برای گفتوگو و توافق است یا خیر. وقتی یک طرف سابقه خروج از توافق، نقض تعهدات و اعمال فشار علیه ملت ایران را در کارنامه خود دارد، تغییر شکل مذاکره از غیرمستقیم به مستقیم نمیتواند این بیاعتمادی را برطرف کند.وی افزود: نباید اجازه داد دعوا بر سر تاکتیک مذاکره، اصل مسئله را به حاشیه ببرد. چه پیام از طریق میانجی منتقل شود و چه نماینده دو کشور مستقیماً مقابل یکدیگر بنشینند، اگر طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نباشد، نتیجه تغییری نمیکند.
بنابراین بحث اصلی باید این باشد که چه تضمینی برای جلوگیری از تکرار بدعهدیهای آمریکا وجود دارد.
مذاکره مستقیم از نظر افکار عمومی قابل پذیرش نیست
بسیاری از تحلیلگران نیز معتقدند که برای ملتی که در جریان تجاوز نظامی، فرزندان و غیرنظامیان خود را از دست داده، نمیتوان بهسادگی از گفتوگوی مستقیم با عامل یا حامی این تجاوز سخن گفت. وقتی تصاویر کودکان شهید ایرانی در افکار عمومی باقی مانده است، تبدیل مذاکره مستقیم به یک مطالبه سیاسی، بدون توجه به این واقعیت، از نظر افکار عمومی قابل پذیرش نیست.
این بخش از تحلیلگران تاکید دارند اینکه برخی تلاش میکنند مسئله را به انتخاب میان مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم تقلیل دهند، در واقع صورت مسئله را عوض میکند. مسئله این است که آمریکا باید ابتدا اعتماد از دسترفته را با اقدام عملی بازسازی کند، نه اینکه ایران صرفاً با تغییر میز مذاکره، بیاعتمادی خود را کنار بگذارد.



