شنبه 24 مرداد 1405 - Sat 15 Aug 2026
  • ترامپ از حمله به کوبا عقب‌نشینی کرد!

  • محاصره دریایی علیه ملت ایران ۱۰۰ روزه شد

  • خسارات زلزلۀ ۷.۷ ریشتری در اندونزی /فیلم

  • ایران؛ روایت ایستادگی و سربلندی / عکس

  • حمله یمن به مواضع مزدوران عربستان در لحج و مأرب

  • اقیانوس در قاب برترین عکاسان جهان / عکس

  • سه خلبان ایرانی توسط قطر به اسارت درآمده‌اند

  • حمله برق‌آسای گاوغوک به یک سار / فیلم

  • واکنش کاپیتان استقلال به اختلافش بارضاییان

  • قیمت خودرو های داخلی امروز شنبه ۲۴ مرداد

  • مترو تهران تا چه زمانی رایگان است؟

  • واکنش روسیه به گزافه‌گویی ترامپ درباره تنگه‌هرمز

  • خاطرات رهبر شهید از همزیستی صمیمانه با مردم بلوچ

  • نقش ایران و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

  • دو حمله هوایی شدید به شهرک دیرالزهرانی لبنان + فیلم

  • چرا ستادکل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با هم ادغام شدند؟

  • قیمت نفت امروز شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

  • دومین خرید گران پرسپولیس را بشناسید

  • بازی عجیب قلعه‌نویی و مهدی تاج

  • ایران و تاجیکستان پای قرارداد نفتی بلندمدت

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 431060
    تاریخ انتشار: 24/مرداد/1405 - 10:39

    بوی تعفن راز جنایتی را فاش کرد

    پیگیری بوی تعفن از سوی همسایه‌ها راز جنایتی را در محله نواب فاش کرد که چندین ماه از وقوع آن گذشته بود و حالا مرد معتاد در جریان تحقیقات پلیسی دستگیر شده و به اقدام خود برای قتل اعتراف کرده است.

    بوی تعفن راز جنایتی را فاش کرد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل ازایسنا ،

    بوی تعفن شدید در یک مجتمع مسکونی و تماس ساکنان ساختمان با پلیس، پرده از راز یک جنایت بعد از یک ماه را برداشت و دادسرای جنایی تهران از کشف یک جسد در محله نواب و دستگیری قاتل خبر داد.

    محسن اختیاری، بازپرس ویژه قتل شعبه یک دادسرای امور جنایی تهران، درباره این پرونده می‌گوید: «مدتی پیش در پی کشف یک جسد در لای پتو در خانه، پرونده‌ای در دادسرای جنایی تشکیل شد.

    موضوع از این قرار بود که در پی شکایت همسایه‌های یک ساختمان مسکونی در محله نواب، موضوع تحت پیگیری پلیس و آتش نشانی قرار گرفت و مشخص شد منبع بوی بد در این ساختمان، جسد فردی است که در لای پتو پیچیده شده است.

    در وهله اول از وضعیت جسد مشخص شد زمان زیادی از مرگ گذشته و به نظر می‌رسید پیکر متعلق به یک مرد باشد که در همان ساختمان زندگی می‌کرده، اما با انتقال جسد به پزشکی قانونی، مشخص شد پیکر متعلق به یک زن ۳۸ ساله است.

    در معاینات پزشکی قانونی محرز شد که این زن به علت برخورد ضربات چاقو و در نهایت خفگی جانش را از دست داده و زمان مرگ نیز مربوط به زمستان گذشته بود، اما به علت سردی هوا کسی متوجه نشده بود و حالا بوی جسد در روزهای گرم سال در ساختمان پیچیده بود.

    با انجام تحقیقات به این نتیجه رسیدیم این زن به همراه یک مرد در این واحد مسکونی زندگی می کرده است و از آنجایی که به گفته همسایه ها این مرد مدت ها بود که به واحد مراجعه نکرده بود و اسباب منزل نیز جا به جا نشده بود، این مرد به عنوان متهم اول تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.

    سرانجام بعد از شناسایی متهم، قاتل توسط پلیس آگاهی دستگیر و به جرم خود اعتراف کرد و انگیزه قتل را یک موضوع شخصی عنوان کرد.»

    عصبانی شدم و خفه اش کردم

    این قاتل که ۴۰ سال دارد، درباره نحوه آشنایی خود با مقتول و روز حادثه می‌گوید: «حدود دو سه سال پیش مریضی رو به بیمارستان ایران که برای مریضای اعصاب و روان است، بردم و اونجا با این خانم (مقتول) که مریض همین بیمارستان بود آشنا شدم و همین آشنایی باعث شد که مدتی بعد تصمیم بگیریم با هم زندگی کنیم.

    با پول ارثی که به این زن رسیده بود خونه ای تو نواب اجاره کردیم و زندگی می کردیم اما مریضی این خانم یک وقتایی تشدید می شد و همین باعث می شد دعوامون بشه حتی چندبار من و خانوادم و تهدید کرده بود که رو صورتمون اسید می پاشه، روز آخر من خواب بودم که یک دفعه صورتم سوخت، اول فکرکردم روم اسید ریخته اما فهمیدم آب جوش بوده و دوباره تهدیدم کرد که دفعه بعد اسید روم می پاشه، منم عصبانی شدم و دعوامون شد.

    اول با یک چاقوی کوچیک به سینش ضربه زدم که نمرد و فقط زخمی شد، اما بعد انداختمش زمین و با دستام گلوشو فشار دادم بعد چشمم به شال خودش افتاد و با همون خفش کردم.

    بعد از اینکه مطمئن شدم مرده، جنازشو لای پتو پیچیدم و تا فردا صبح بالای جنازش مواد کشیدم و باهاش حرف میزدم.

    صبح روز بعد میخواستم خودمو بکشم و روی پل رفتم تا خودمو پایین بندازم، اما زنگ زدم به یکی از رفیقام که بگم جریان چیه و اون بهم گفت شاید از روی پل بپری، نمیری و فقط ناقص میشی که اینجوری خیلی بدتره، من هم منصرف شدم و زندگی عادیمو ادامه دادم و حتی سرکارمم می رفتم و منتظر پلیس بودم، یعنی فرار نکردم و میدونستم که دستگیر می شم.

    تا اینکه چندماه گذشت که از پلیس آگاهی زنگ زدن و گفتن چندتا سوال دارن که من فهمیدم جریان چیه و خود معرف خودمو تحویل دادم.»

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما