جمعه 09 مرداد 1405 - Fri 31 Jul 2026
  • سناتور آمریکایی با شلوارک در دیدار با نتانیاهو / فیلم

  • هشدار عراقچی به بلغارستان

  • بازداشت عامل انتشار فیلم ضرب‌ و جرح دختر جوان / فیلم

  • حاشیه‌ مراسم یادبود زنده‌یاد اکبر عبدی / عکس

  • تغییر استراتژی جنگی ایران با تقارن تشدید «افقی» و «عمودی»

  • خروج دو میلیون و ۳۷۶ هزار زائر اربعین از مرزها

  • موج مخالفت نخبگان اردنی با حضور ارتش آمریکا

  • جدول پخش فیلم‌های آخر هفته تلویزیون

  • یک کشتی ایرانی خط محاصرۀ آمریکا را شکست

  • کلاس‌ خط عماد برای ترامپ + فیلم

  • رکوردشکنی قصاب غزه در کسب تنفر مردم آمریکا + عکس

  • سه پاسدار مدافع وطن زنجانی به شهادت رسیدند

  • جزئیات حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به دو مجموعه خوابگاهی در اهواز

  • پشت پرده گرانی عجیب قطعات خودرو چیست؟

  • قیمت گوشی همراه پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵

  • دفن خودروها در کولاک برف آرژانتین / فیلم

  • آغاز فصل جدید نقل و انتقالات و چالش‌های استقلال با حضور رامین رضائیان

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۸ مرداد

  • چریک‌های چمران، از لبنان تا ایران + عکس

  • نجف اشرف میزبان میلیون‌ها زائر / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 425381
    تاریخ انتشار: 29/ارديبهشت/1405 - 20:55

    ما هنوز در صف آن لبخند ایستاده‌ایم

    کاش بودید، حضور مردم را می‌دیدید. یقین دارم لبخندی از آن لبخندهای شیرین که قند را در دلمان آب می‌کرد روی صورتتان می‌نشست.

     ما هنوز در صف آن لبخند ایستاده‌ایم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از مهر

    سلام «آقا». می‌خواهم نامه بنویسم به شما. حرف بزنم. می‌خواهم مقصد نامه‌ام را مثل همیشه بنویسم «فلسطین جنوبی». ما که دستمان به آن بالا نمی‌رسد. می‌خواهم دل خوش کنم به خوشی‌های روزگار. شاید به دستتان رسید و خواندید. از شما که چیزی کم نمی‌شود. شما آقای مایی. آقا را از هر طرف بخوانی آقاست. شما رفته‌اید و نیستید ولی ما با شما نجوا نکنیم، می‌پوسیم. ما خمینی ندیده‌ها، با شما به دنیا آمدیم و با شما بزرگ شدیم.... از هر سو برویم، آخر به شما می‌رسیم. رود اگر چه جاری است، لیکن مسیر دریا را بلد است. می‌پیچد و می‌خمد تا دست به دریا دهد. آه! چه لذتی دارد شما را داشتن. قلب به دلیلی باید بزند. «خامنه ای» دلیل زندگی ما بود و هست.

    راستی این شب ها نیستید ببینید همان مردمی که همیشه کنارشان بودید چه ها که نمی‌کنند. کاش بودید.... کاش بودید حضور ٧٠ و اندی شبِ مردم را می‌دیدید. یقین دارم لبخندی از آن لبخندهای شیرین که قند را در دلمان آب می‌کرد روی صورتتان می‌نشست.

    من اصلاً مراقب نیستم غلو نکنم. آن زمان که بودید خودی و بیخودی و نخودی‌ها یک عمر مارا زدند که چرا درمورد شما اغراق می‌کنیم... اینبار مشکلم قصور زبان در مدح شماست. قربان خستگی‌تان بشوم آقا...

    حالا که نیستید راحت تر می‌توانیم از شما بگوییم. از آن حرف‌هایی بزنیم که زمان حضورتان در این دنیا نمی‌گذاشتید درمورد آن بگویند. راحت‌تر می‌توانیم از اقتدارتان قلم بزنیم و برای غربتتان گریه کنیم ای مقتدرِ مظلوم زمانه.

    بیشتر دلمان برایتان تنگ می‌شود. برای دیدارهای روز چهارشنبه که سالی یکبار بشود ساعت‌ها صف بکشیم و منتظر بمانیم و با سوز دل شعار بدهیم ای پسر فاطمه(س) منتظر تو هستیم.... ما خودمان را تا ابد بدهکار شما می‌دانیم.

    خوش به حال شهدا. دم رفتن، راحت بود نوشتن. ای خوشا صفحه، خاک باشد و جوهرِ قلم، خون. تا بتوانیم دوباره در حسینیه بهشت کنارتان سینه بزنیم...

    لحظه‌ای است لحظه عاشقی...

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما