دوشنبه 11 خرداد 1405 - Mon 01 Jun 2026
  • جشن قهرمانی آرسنال با حضور جمعیتی عظیم / عکس

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است + عکس

  • کریس مورفی: تنگه هرمز بسته خواهد ماند

  • بیانیه نمایندگان مجلس

  • ساعت دیدار تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران و مالی

  • تداوم جنایات در لبنان برای ایران قابل تحمل نیست

  • اسکورت ایر فورس وان توسط بمب‌افکن‌های هسته‌ای / فیلم

  • جزئیات آخرین پیشنهاد ارسالی آمریکا به ایران

  • دست یابی هکرهای ایرانی به حساب اینستاگرام جان اف. بنتیوگنا

  • هدف ما اتصال مستقیم «خانه به بازار» است

  • جشن تولد اسطوره فوتبال ایران در لس آنجلس /فیلم

  • عبور ۱۵ فروند کشتی با مجوز س‍‍پاه از تنگه هرمز

  • مناظر شگفت‌انگیز از پارک ملی یلواستون / عکس

  • ۴۰۰ سهمیه حج ایران چطور سوخت؟

  • انهدام شبکه بزرگ قاچاق سوخت در اصفهان+ فیلم

  • طوفان و دیواری از گرد و خاک هاربین چین / فیلم

  • اطلاعی درباره توقیف نفتکش توسط فرانسه نداریم

  • حادثه تیراندازی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین

  • تروریست‌های موساد به جان هم افتادند

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 425381
    تاریخ انتشار: 29/ارديبهشت/1405 - 20:55

    ما هنوز در صف آن لبخند ایستاده‌ایم

    کاش بودید، حضور مردم را می‌دیدید. یقین دارم لبخندی از آن لبخندهای شیرین که قند را در دلمان آب می‌کرد روی صورتتان می‌نشست.

     ما هنوز در صف آن لبخند ایستاده‌ایم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از مهر

    سلام «آقا». می‌خواهم نامه بنویسم به شما. حرف بزنم. می‌خواهم مقصد نامه‌ام را مثل همیشه بنویسم «فلسطین جنوبی». ما که دستمان به آن بالا نمی‌رسد. می‌خواهم دل خوش کنم به خوشی‌های روزگار. شاید به دستتان رسید و خواندید. از شما که چیزی کم نمی‌شود. شما آقای مایی. آقا را از هر طرف بخوانی آقاست. شما رفته‌اید و نیستید ولی ما با شما نجوا نکنیم، می‌پوسیم. ما خمینی ندیده‌ها، با شما به دنیا آمدیم و با شما بزرگ شدیم.... از هر سو برویم، آخر به شما می‌رسیم. رود اگر چه جاری است، لیکن مسیر دریا را بلد است. می‌پیچد و می‌خمد تا دست به دریا دهد. آه! چه لذتی دارد شما را داشتن. قلب به دلیلی باید بزند. «خامنه ای» دلیل زندگی ما بود و هست.

    راستی این شب ها نیستید ببینید همان مردمی که همیشه کنارشان بودید چه ها که نمی‌کنند. کاش بودید.... کاش بودید حضور ٧٠ و اندی شبِ مردم را می‌دیدید. یقین دارم لبخندی از آن لبخندهای شیرین که قند را در دلمان آب می‌کرد روی صورتتان می‌نشست.

    من اصلاً مراقب نیستم غلو نکنم. آن زمان که بودید خودی و بیخودی و نخودی‌ها یک عمر مارا زدند که چرا درمورد شما اغراق می‌کنیم... اینبار مشکلم قصور زبان در مدح شماست. قربان خستگی‌تان بشوم آقا...

    حالا که نیستید راحت تر می‌توانیم از شما بگوییم. از آن حرف‌هایی بزنیم که زمان حضورتان در این دنیا نمی‌گذاشتید درمورد آن بگویند. راحت‌تر می‌توانیم از اقتدارتان قلم بزنیم و برای غربتتان گریه کنیم ای مقتدرِ مظلوم زمانه.

    بیشتر دلمان برایتان تنگ می‌شود. برای دیدارهای روز چهارشنبه که سالی یکبار بشود ساعت‌ها صف بکشیم و منتظر بمانیم و با سوز دل شعار بدهیم ای پسر فاطمه(س) منتظر تو هستیم.... ما خودمان را تا ابد بدهکار شما می‌دانیم.

    خوش به حال شهدا. دم رفتن، راحت بود نوشتن. ای خوشا صفحه، خاک باشد و جوهرِ قلم، خون. تا بتوانیم دوباره در حسینیه بهشت کنارتان سینه بزنیم...

    لحظه‌ای است لحظه عاشقی...

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما