به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل ازفارس ،
وضعیت آمریکا در برابر ایران در شرایط حاکم در محیط بین الملل هم تاثیرگذار است و نظم جهانی را نیز تغییر میدهد. این موضوع در ادبیات مقامات اروپایی به خوبی دیده میشود. صدراعظم آلمان درباره واقعیت بینالمللی میگوید، ایران در حال تحقیر آمریکا هستند.
فریدریش مرتس بیان میکند: « ایران در حال تحقیر ایالات متحده هست؛ ایالات متحده استراتژی منسجمی برای خروج از جنگ با ایران ندارد.» صدراعظم آلمان گفت: «در حال حاضر نمیبینم که آمریکاییها چه راهبرد خروجی را انتخاب خواهند کرد، بهویژه در شرایطی که ایرانیها بهوضوح بسیار ماهرانه مذاکره میکنند—یا به همان اندازه ماهرانه از مذاکره خودداری میکنند.»
این ادبیات فردریش مرتس را در برابر ادبیات توهین آمیز وی در جنگ ۱۲ روزه قرار دهید. زمانی که مرتس در تایید جنگ اسرائیل علیه ایران این حملات را "کار کثیف" نامید که غرب و متحدانش انجام ندادند اما اسرائیل حاضر به انجام آن شد.

صدراعظم آلمان در این سخنان گفته بود: «من فقط میتوانم بگویم: نهایت احترام را دارم که ارتش اسرائیل، رهبری سیاسی اسرائیل، این شجاعت را داشتهاند که این کار را انجام دهند.»حالا اما با مدیریت تنگه هرمز و جنگ آمریکا توسط ایران مرتس نه رژیم صهیونی بلکه آمریکا را در این زمینه به شدت مستأصل و تحقیر شده توصیف میکند.
دستکم صدراعظم آلمان نشان داده در اظهار نظر سیاسی با کسی تعارف ندارد.البته اظهارات مرتس یک پیش زمینه سیاسی دیگری دارد و آن نمایان ساختن اختلافات آمریکا و اروپا خصوصا بر سر اوکراین است.
مرتس همچنین اشاره کرد که این جنگ برای آلمان هزینه زیادی داشته و قدرت اقتصادی این کشور را تحت تاثیر قرار داده است.این بدان مفهوم است که آلمان نیز که حتی به طور صریح از حمله به ایران حمایت میکرد، حالا با عملکرد ایران به وضوح بیان میکند که اروپا تحت تأثیر جنگ علیه ایران قرار گرفته و قدرتهای اول قاره سبز دچار افول جدی شدهاند و خود را تحت فشار توصیف میکنند.
اظهارات اخیر فریدریش مرتس را باید فراتر از یک تغییر موضع تاکتیکی ارزیابی کرد؛ او که زمانی جنگ اسرائیل علیه ایران را اقدامی شجاعانه و «کار کثیف» مورد نیاز غرب مینامید، اکنون به ناچار تصویر آمریکای مستأصل و تحقیرشده را بازتاب میدهد.
این چرخش محاسباتی، ریشه در دو واقعیت دارد: نخست، موفقیت ایران در مدیریت تنگه هرمز و تغییر معادلات قدرت به گونهای که حتی متحدان سنتی واشنگتن نیز درماندگی راهبردی آن را علنی میکنند.دوم، هزینههای سنگین جنگ بر اقتصاد آلمان که به قول مرتس، قدرت صنعتی این کشور را تضعیف کرده است.
بعد از جنگ روسیه و اوکراین این جنگ دومین ضربه مهلک به اقتصاد و صنعت اروپاست.به عبارت روشنتر، اروپا -از جمله آلمان که زمانی از حامیان صریح حمله به ایران بود- اکنون خود را تحت فشار و در موضعی افولیافته توصیف میکند و این افول را با زبان تحقیر آمریکا به جای دفاع از آن، بر زبان میآورد. این تغییر ادبیات، هشداری روشن به واشنگتن و تلآویو است که محاسبات قدیمی درباره «هزینه نبودن جنگ با ایران» عملاً فروپاشیده است



