به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
همزمان با افزایش توجه تحلیلگران به پیامدهای جنگ رمضان و تاثیر آن بر الگوهای امنیتی منطقه، بررسی تازهای درباره وضعیت جنوب شرق ایران ابعاد پیچیدهتری از تهدیدات مرزی و کنش گروههای مسلح را آشکار کرده است.
این ارزیابی نشان میدهد که پایداری امنیت در این پهنه تنها به عوامل هویتی و منطقهای وابسته نیست، چنین شرایطی ضرورت بازخوانی چندلایه تحولات جنوب شرق را برجسته میکند.از اینرو، انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد نشستی تخصصی با حضور ویدا یاقوتی، مدیر گروه افپاک پژوهشکده مطالعات پیشرفته در خاورمیانه برگزار کرد تا ابعاد مختلف تحولات امنیتی در جنوب شرق ایران، زمینههای شکلگیری و کنشگری گروههای مسلح غیردولتی و پیامدهای آن برای ثبات و امنیت کشور مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.یاقوتی با اشاره به ادبیات امنیتی توضیح داد که ائتلاف میان گروههای مسلح غیردولتی تنها مبتنی بر همسویی ایدئولوژیک نیست، بلکه همگرایی در منافع عملیاتی، نیاز به افزایش ظرفیت، اشتراک منابع و کاهش هزینههای بقا از عوامل اصلی شکلگیری چنین ائتلافهایی به شمار میآید. او تاکید کرد که در شرق ایران، تروریستهای تجزیهطلب بهسبب نبود ساختارمندی و ثبات، برخلاف وههای فعال در غرب کشور، بیشتر به همکاری با یکدیگر یا با بازیگران خارجی گرایش دارند.
وی در ادامه با اشاره به عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر شکلگیری این گروهها بیان کرد که ضعف توسعه اقتصادی و نابرابری اجتماعی در استانهایی مانند سیستان و بلوچستان از مهمترین زمینههای فعالیت گروههای مسلح است، هرچند این نابرابریها بیشتر نقش زمینهساز جذب نیرو دارند تا علت اصلی کنشگری خشونتآمیز. یاقوتی افزود جغرافیای مرزی باز با پاکستان و افغانستان ـ که خود با بیثباتی مواجهاند ـ کنترل مرزها را دشوار کرده و مسیرهای قاچاق مواد مخدر، سوخت و انسان به تأمین مالی این گروهها کمک میکند.
در ادامه یاقوتی با اشاره به عوامل هویتی و امنیتی تاکید کرد که انگیزههای هویتی، قومی و مذهبی تنها بخشی از ماجراست و عوامل دیگری مانند اقتصاد غیررسمی، شبکههای قاچاق، وضعیت سرزمینی، راهبردهای عملیاتی و متغیرهایی چون انسجام داخلی و هویت ملی نیز نقش تعیینکننده در رفتار و ظرفیت این گروهها دارند.
وی افزود تحلیل دقیق این گروهها نیازمند توجه همزمان به شش لایه است: وضعیت ساختاری داخلی، جغرافیا و مرزها، عاملیت گروههای غیردولتی، رقابتهای منطقهای و خارجی، سرمایه اجتماعی و هویت ملی، و همچنین زمان و اولویتبندیها. او توضیح داد بسیاری از تحلیلها تنها بر یکی از این متغیرها تمرکز دارند، در حالیکه نتیجه نهایی محصول همافزایی یا خنثیسازی متقابل این عوامل است.
او گفت افزودن متغیرهای داخلی همچون ناسیونالیسم و انسجام ملی میتواند معادله را تغییر دهد؛ همانطور که تجربه ایران در جنگ تحمیلی نشان داد انسجام ملی مانع تأثیرگذاری عوامل خارجی میشود. یاقوتی ادامه داد این همان «تابآوری» است که تابعی از شرایط اجتماعی، اقتصادی، ظرفیت دولت و هویت جمعی است.
این پژوهشگر سپس با اشاره به نقش نیروهای خارجی و «ائتلافهای پنهان» اظهار کرد هرچند نقش این نیروها مهم است، اما موانع داخلی همچون انسجام سرزمینی و هویت ملی در برابر آنها قرار میگیرد. او تأکید کرد کشورهایی که از هویت ملی قوی برخوردارند کمتر در معرض تجزیه قرار میگیرند و نمونه سوریه نیز تأییدی بر این گزاره است.
به گفته او در ایران، تنوع قومی همراه با هویت تاریخی مشترک نوعی «ناسیونالیسم دفاعی» ایجاد کرده که هزینه همکاری با گروههای تجزیهطلب را بالا میبرد. بنابراین احتمال بیثباتی گسترده و تجزیه بسیار پایین است، اما احتمال فشار و ناامنی محدود همچنان در سطح متوسط باقی میماند.وی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش متغیر زمان پرداخت و گفت این متغیر نشان میدهد که شرق ایران هنوز به کانون بحران تبدیل نشده زیرا اولویت دشمنان در حال حاضر بر جنوب و غرب کشور متمرکز است و فعالسازی جبهه شرق نیازمند هزینههای بالا و بسترسازی تدریجی است. او وضعیت موجود را نوعی «تعلیق» توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن ظرفیتهای بیثباتساز وجود دارند اما هنوز فعال نشدهاند.
یاقوتی هشدار داد که در صورت شکلگیری بحران در شرق، پیامدهایی همچون ناامنی مرزی، اختلال در پروژههای توسعهای، افزایش هزینههای امنیتی، کاهش سرمایهگذاری، گسترش قاچاق و افزایش ریسک بینالمللی شدن بحران محتمل خواهد بود.
در ادامه این پژوهشگر مجموعهای از راهکارها را مطرح کرد، از جمله توجه دائمی به توسعه اقتصادی و زیرساختها، تقویت حکمرانی محلی و مشارکت نخبگان بومی، کنترل هوشمند مرزها با استفاده از فناوریهای نوین، افزایش همکاری امنیتی با پاکستان، مبارزه با شبکههای مالی غیرقانونی، اقدامات فرهنگی ـ اجتماعی و تفکیک میان مطالبات مدنی و فعالیتهای خشونتآمیز.
او تأکید کرد مرزهای طولانی و دشواری کنترل آنها، همراه با نقش قبایل فرامرزی و همپوشانی فرهنگی مناطق مرزی، ضرورت هوشیاری بیشتر را یادآور میشود.در پایان یاقوتی خاطرنشان کرد همانطور که قبایل و ایلات کردستان با وجود تفاوتها خود را بخشی از ایران میدانند، بلوچستان نیز پیوندی عمیق با تاریخ ایران دارد و هویت تاریخی این منطقه بیانگر پیوند ناگسستنی آن با سرزمین ایران است.



