جمعه 17 مهر 1405 - Fri 09 Oct 2026
  • میزان خسارات حمله ایران به پایگاه بوهرینگ در کویت / فیلم

  • نیروی دریایی سپاه در مسیر اقتدار پابرجاست/ پیروزی میوه صبر، استقامت و جانفشانی‌ است

  • بن سلمان ۷۷ بر یک به ایران باخت

  • سردار ابن‌الرضا: «میدان» حرف آخر را می‌زند

  • مسابقه عکس مسافرتی گالری هنرمند ۲۰۲۶

  • هشدار فرمانده حنظله به امارات: بیش از این با آتش بازی نکنید

  • این پروتئین‌های گیاهی پرخاصیت را از دست ندهید!

  • اولین تصویر از شهید فراجا در نصرت آباد

  • هدیه‌ای که دنیا و آخرت مادر شهید را ضمانت کرد

  • شروع خروج نیروهای مزدور سعودی از شهر تعز

  • انفجار، فرودگاه ریاض را بست

  • ویپ، بستر مصرف مواد مخدر جدید

  • قدرت نظامی آمریکا؛ برتری مطلق یا قدرت مشروط؟

  • مکانیزم فشار تنگه هرمز بر پوست و گوشت ترامپ

  • ادعای ترامپ درباره ایران، آمریکا را بهم ریخت

  • تأثیرات قدرتمند یک بازی در درمان کودکان

  • عربستان هتل‌های مکه را برای زائران حج گران‌تر کرد

  • شهادت مامور فراجا در حمله تروریستی به گشت انتظامی زاهدان

  • جزئیاتی از پرونده محسن بابائیان؛ کسی که با خودرو حافظان امنیت را زیر گرفت

  • احتمال شنیده شدن صدای انفجار در سیریک

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 422354
    تاریخ انتشار: 21/فروردين/1405 - 00:08

    شاعران در غم چهلمین شب شهادت رهبر شهید سرودند

    برخی از شاعران برای چهلمین شبی که مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، سرودند و این روزها را در تاریخ ثبت کردند.

    شاعران در غم چهلمین شب شهادت رهبر شهید سرودند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،

    جمعی از شاعران ایران، در سوگ چهلمین روز شهادت مقام معظم رهبری، احساسات خود را در قالب کلمات بیان و این روحیه را در تاریخ ثبت کردند. در ادامه به چند شعر که برای این روز سروده شده است، می‌پردازیم:

     
    افشین علا
     
    ز داغ تو برخاست هرسو فغان‌ها/ رسید آه عشاق تا کهکشان‌ها
     
    چهل شب گذشت و ندیدیم رویت/ در اندوه و تشویش و هول و تکان‌ها
     
    من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان/ من اینجا اسیر و تو در بیکران‌ها
     
    پناهم تو بودی نخواهد رسیدن/ به تار عبای تو این سایبان‌ها
     
    بمیرم برایت که با دست زخمی/ رخی داشتی سرخ چون ارغوان‌ها
     
    در اوج سیادت فقیری گزیدی/ به رغم فلان تیره و خاندان‌ها
     
    بمیرم برایت که نشناختندت/ به غیر از شهیدان و عرش‌آشیان‌ها
     
    نه‌تنها تو را کشت خصم حرامی/ خودی نیز کشتت به تیغ و سنان‌ها
     
    نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون/ تو را پیش از این کشت زخم زبان‌ها
     
    شریکند در قتلت ای جان عاشق/ فلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها
     
    همانان که از ظلمشان خشم مردم/ به ناگه بدل شد به آتشفشان‌ها
     
    همانان که تزویر و بی‌عرضه‌گی‌شان/ زد آتش دمادم به روح و روان‌ها
     
    شریکان قدرت حریصان ثروت/ سهیمان هلدینگ‌ها و دکان‌ها
     
    تو را کشت جولان بی‌عرضه‌گی‌ها/ تو را کشت کم‌کاری ناتوان‌ها
     
    چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد/ شرر بر کنام هُژَبر زمان‌ها؟
     
    که داد این جسارت به قاتل که آید/ پی کشتن اسوۀ قهرمان‌ها؟
     
    پی کشتن رادمردی مجاهد/ که تاریخ گوید از او داستان‌ها
     
    یلی شرزه و روبه‌رویش رجزخوان/ بسی پنبه در کسوت پهلوان‌ها
     
    لبانش دعاگوی ملت، ولیکن/ به دشنام او باز هر سو دهان‌ها
     
    به جای مقامات خاطی به سویش/ کشیدند بس تیر کین از کمان‌ها
     
    چپاولگران، خود مصون از قضاوت/ ولی رهبر، آماج حدس و گمان‌ها
     
    چه رندان به نام جناح سیاسی/ پی ساز و برگ از دل سازمان‌ها
     
    زغن‌ها و زاغان که کردند با هم/ بهار وطن را شبیه خزان‌ها
     
    همانان که جای رجز پیش دشمن/ ز تسلیم گفتند چون نوحه‌خوان‌ها
     
    پی نفی آموزه‌های بلیغت/ نوشتند فهرست سود و زیان‌ها
     
    نیندوختند از تو زاد معانی/ نیاموختند از تو طرز بیان‌ها
     
    بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان/ گروهی دل‌آزرده زین حکمران‌ها
     
    جفا از چپ و راست دیدی ولیکن/ روادار بودی به اینها و آن‌ها
     
    چه شیادها در پی کاخ‌سازی/ چو شدادها نزد بی‌خانمان‌ها
     
    پسرها و دامادها و رفیقان/ که با رانت خوردند خون جوان‌ها
     
    چه بسیار کوتوله‌ رفتند بالا/ به هر دولت از پلۀ نردبان‌ها
     
    کسانی که دادند دریای ثروت/ به افراد کوچکتر از استکان‌ها
     
    رئیسان اخمو، مدیران فاسد/ که از خلق بر لب رساندند جان‌ها
     
    در این خون شریکند زاهدنمایان/ که شد برملا فسقشان در نهان‌ها
     
    چه نوکیسه‌گانی که با پول مردم/ رسیدند از خاک تا آسمان‌ها
     
    به چشمت خلیدند بس هرزه‌خاران/ گلویت فشردند بس استخوان‌ها
     
    بسا نورچشمی که گمنام و نادان/ رسیدند یک‌یک به نام و نشان‌ها
     
    شریکند در خونت ای پیر عاشق/ رفیقان مردود در امتحان‌ها
     
    شریکند در خونت آن هم‌رکابان/ که دادند در دست دشمن، عنان‌ها
     
    من از قاتلانت ننالم که گشتی/ شهید قلم‌ها شهید زبان‌ها
     
    محمدحسین مهدویان
     
    غم او معنی غم را عوض کرد/ شعار اهل عالم را عوض کرد
     
    غمی که پر شد از شوری حماسی/ نگاه ما به ماتم را عوض کرد
     
    حساب اهل دنیا را به هم ریخت/ چنانکه زلزله، بم را عوض کرد
     
    چهل روز است داغی در دل ماست/ که جای زخم و مرهم را عوض کرد
     
    ببین از چشممان سیلی‌ست جاری/ که نام اشک نم نم را عوض کرد
     
    مگر که می‌شود با سایۀ جنگ/ مسیر نسل رستم را عوض کرد؟
     
    مگر که می‌شود با یک تلنگر/ شکوه کوه محکم را عوض کرد؟
     
    کمیم اما خداوندی که با ماست/ خودش معنای این کم را عوض کرد
     
    پس از او پرچمش دست من و توست/ علمداران پرچم را عوض کرد
     
    قاسم صرافان
     
    چهل شب، چهل شب، چهل شب شهامت/ چهل شب، به چله، فقط تیر غیرت
     
    چهل شب اذا جاء... انا فتحنا.../ چهل شب توکل، توسل، تولا
     
    چهل شب، دلیرانه در قلب میدان/ یکی پشت لانچر، یکی در خیابان
     
    چهل شب وطن، گشت یک جان و یک تن/ زن و مرد، گُردآفرید و تهمتن
     
    چهل شب وطن، عشق، ایمان، خدا شد/ وطن دشت غیرت، وطن کربلا شد
     
    چهل شب عزای تو، شد انتقامت/ وطن گشت مبعوث، مبعوث نامت
     
    چهل شب گذشت و تو بودی و دیدی/ چه مردانی از مردمت، آفریدی
     
    به پای دلیران، سرِ دیو خم شد/ به پابوس ایران، تل‌آویو خم شد
     
    جهان دید آزادگان جهانیم/ غیوریم، کوهیم، فخر زمانیم
     
    کنون با شهیدان به میدان نظر کن/ به پرچم، به مردم، به ایران نظر کن
     
    به قله، ببین مردمانی که گفتی/ همان شد، همان شد، همانی که گفتی
     
    ناصر دوستی
     
    رقتی و قُرعه بر این شور مُجسّم اُفتاد/ بر لب من گُذرِ روضه و هم دَم اُفتاد
     
    باز چون ابر بهاری شدم و باریدم/ باز از چشم ترم اشک دمادم اُفتاد
     
    جگرم سوخت و بر زخم عمیق جگرم/ اشک جاری شده در قالب مرهم اُفتاد
     
    زبر لب نام تو را زمزمه کردم هرشب/ که به چشمم گُذر چشمه زمزم اُفتاد
     
    آه از داغ عظیمت کمر کوه شکست!/ روی ابروی اَبَرمردِ وطن خم اُفتاد
     
    و چهل روز عزای تو چهل سال گذشت!/ از غم تو ز نفس کوه وطن هم اُفتاد
     
    مرد میدان، دمِ معراج تو معنا شد و بعد/ تن خاکیّ تو در خطّ مُقدّم اُفتاد
     
    هیچ عهدی سر از آن مُشت گره کرده نبود/ دم زد از «لاتَهِنوا» عهد تو مُحکم اُفتاد
     
    باز تقویم دلم رَخت عزا بر تن کرد/ که دلم در رمضان یاد مُحرّم اُفتاد
     
    تنم از داغ تو لرزید و ترک خورد دلم/ داغ جانسوزتر از آنچه که در بَم اُفتاد
     
    داغ تو با دلم ای یار سفر کرده چه کرد!/ قرعه قسمت من بعد تو بر غم اُفتاد
     
    «وَ اذا زُلزلت الارض» حرم هم لرزید / لرزه بر جان حُسینیّه اعظم اُفتاد
     
    بستی اِحرام در این خانه دلت مُحرِم شد/ در حریم حرمش نام تو مَحرَم اُفتاد
     
    سوگ عُظمای تو را خواند حماسه نه عزا!/ گُذر هرکه بر این حلقه ماتم اُفتاد
     
    برگ در برگ «چهل برگ» غزل بارانیست/ روی هر برگه این تذکره شبنم اُفتاد
     
    «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»/ فرصتِ از تو سرودن که به دستم اُفتاد
     
    «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»/ که به دست پسرت بعد تو پرچم اُفتاد
     
    «مُحتشم» را چه سراسیمه به بیتت آورد/ باز این شور عظیمی که در عالم اُفتاد
     
    ُمنتقم می‌رسد از راه که خونخواهی ها/ همه بر عُهده آن حضرت قائم(عج) اُفتاد
     
    سجاد سامانی
     
    نامش بلند باد که مانند دلبرش/ لب تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش
     
    یادآور دمی‌ست که فرق علی شکافت/ گویا حسین بر سر نی می‌رود سرش
     
    فرعونیان ز مشت گره کرده‌اش ملول/ لرزید کاخ ظلم ز الله اکبرش
     
    نیکان روزگار و دلیران کارزار/ پیوسته‌اند از همه دنیا به لشکرش
     
    سروی که سروها همه تعظیم می‌کنند/ چون چشم می‌برند به قد صنوبرش
     
    یاری کز او نمونه‌ی دیگر ندیده‌ایم/ واحسرتا اگر که نبینیم دیگرش
     
    خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ/ می‌نویسد از این خون به دفترش
     
    باید فرزدقی بنویسد قصیده‌ای/ من کیستم که شعر بگویم به محضرش؟
     
    کو محتشم که مرثیه‌ای تازه سر کند؟/ دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش
     
    آن پیر می‌فروش که مست حسین بود/ ای کاش ساغری زده بودم به ساغرش
     
    روزی در این مقام چو روز حسین نیست شامی/ شبیه شام غریبان خواهرش
     
    ما وارثان خون گلویی بریده‌ایم/ جان‌ها فدای عطر ضریح معطرش
     
    وین ملتی که خامنه‌ای بود امید او/ اینک دوباره خامنه‌ای باد رهبرش

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما