دوشنبه 16 شهريور 1405 - Mon 07 Sep 2026
  • ناوهای آمریکا در تیررس بالستیک‌های ایرانی

  • هشدار قالیباف به وزیر جنگ آمریکا

  • بخوانید ایران هر چه قوی‌تر!

  • انهدام ۳ هسته‌ عملیاتی گروهک تروریستی-تکفیری در جنوب شرق کشور+ فیلم

  • سربازان ناو آمریکایی به پاتایا رفتند!

  • رقص اسب‌های وحشی زیر رنگین‌کمان / فیلم

  • بازگشت ۱۰ صیاد مفقودشدهٔ بندرلنگه‌ای

  • قیمت محصولات ایران‌خودرو و سایپا ۱۶ شهریور

  • پرسپولیس جایگزین استقلال شد!

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

  • وعده سرپرست تامین اجتماعی برای پرداخت بدهی‌ها

  • خاطرات رهبر شهید از شب ورود امام خمینی (ره) به تهران

  • 10 شهید و 7 زخمی در حملات وحشیانه اشغالگران به کفررمان در جنوب لبنان

  • قتل وحشیانه یک نفر در کمپ کی‌روش

  • چرا در روایت «حسن روحانی» آمریکا حذف شده است؟

  • آرامکو آتش گرفت+ فیلم

  • اقدامات تجاوزکارانه آمریکا عامل ناامنی در تنگه هرمز است

  • قیمت دلار امروز دوشنبه ۱۶ شهریور

  • پرسپولیس علیه استقلال تا دادگاه عالی ورزش CAS می‌رود

  • بورس سقف نمی‌شناسد؛ هجوم پول به بازار

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 421157
    تاریخ انتشار: 25/اسفند/1404 - 11:41

    شهامت بسیجی جوان برای باز کردن راه عملیات ثامن‌الائمه(ع)

    عملیات ثامن‌الائمه (ع) یکسال پس از آغاز تجاوز دشمن به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران انجام و با پیروزی کامل به پایان رسید و طومار وجود متجاوز از شرق کارون برچیده شد.

    شهامت بسیجی جوان برای باز کردن راه عملیات ثامن‌الائمه(ع)

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    سرتیپ «مسعود اخوان سلماسی» معاون «گردان ۱۶۳» «تیپ ۱» «لشکر ۷۷» در عملیات «ثامن الائمه(ع)» در خاطره‌ای روایت کرده است: عملیات ثامن‌الائمه (ع) یکسال پس از آغاز تجاوز دشمن به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران انجام و با پیروزی کامل به پایان رسید و طومار وجود متجاوز از شرق کارون برچیده شد.

    در آن زمان من معاون گردان ۱۶۳ پیاده از «تیپ ۱» بجنورد بودم که با ابلاغ از سوی نیروی زمینی از منطقه عملیاتی غرب به جنوب عزیمت و زیر امر یگان مادر قرار گرفته و آماده اجرای طرح عملیات ثامن الائمه (ع) شدیم.

    ارتش صدام شاید از ماه‌ها قبل یعنی از بدو ورود لشکر ۷۷ به منطقه از حمله نیروهای ما اطلاع داشت و هر روز در رادیوی خود که به زبان فارسی پخش می‌شد، ضمن هشدار دادن به لشکر ۷۷ پیاده و حتی فرماندهان آن که در بعضی مواقع آنان را به اسم صدا می‌زد، به صورت طنز دعوت به حمله می‌کرد.

    علاوه بر رزمندگان لشکر ۷۷ و جوانان پرشور بسیجی که در بین ایثارگران این لشکر ادغام شده بودند، اهالی منطقه نیز بی‌تابانه در انتظار آغاز یورش بر دشمن بعثی بودند تا قسمتی از جنایاتی که در ماه‌های نخست تجاوز توسط نیروهای متجاوز بر مردم بی‌گناه خوزستان روا شده بود، جبران شود.

    از طرفی فرماندهی و ستاد لشکر چه در طرح‌ریزی و چه در اجرا، ضمن محفوظ داشتن تمام نکات تاکتیکی و تکنیکی عملیات، از شتاب‌زدگی در هر شرایطی پرهیز می‌کرد.

    لذا گاهی در محافل سربازان صحبت از این بود که به دلیل وجود میادین زیاد مین، در اجرای عملیات تأخیر حاصل شده است و بر این تصور گروهی از آنان مبادرت به تهیه فهرستی کردند که در آن تعداد زیادی داوطلب از پرسنل آماده عبور از میادین مین برای پاکسازی بودند! جالب اینکه یکی از سربازان که از نظر جسمی سنگین بود ضمن یادداشت نام خود در فهرست داوطلبین به اینجانب مراجعه و درخواست کرد که از وی جهت انفجار مین ضد تانک استفاده شود!

    این رزمنده دلاور احساس می‌کرد، چون سنگین وزن است برای انفجار مین ضدتانک مناسب خواهد بود. اگرچه با حضور در جمع آنان توضیح لازم را پیرامون زمان شروع عملیات که باید شامل غافلگیری دشمن به هر نحو باشد، دادم و این فکر را که برای پاکسازی میادین مین چنین اعمالی انجام گیرد، شدیداً رد کردم؛ اما نکته‌ای که برای خودم و ذهنم مسئله‌انگیز بود، احساسات و شوق بی‌سابقه‌ای بود که در راه شهادت در ضمیر این فرزندان عزیز وجود داشت. بدون شک این بهترین و شگفت‌انگیزترین خاطره‌ای است که از آن زمان به خاطر دارم.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما