به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
در «تذکرةالاولیا»، عطار نیشابوری روایتهایی از زندگی عارفان بزرگ نقل میکند که هر یک آیینهای از سلوک و بریدن از دنیاست. در حکایت پیش رو، او از رابعه عدویه میگوید؛ زنی عارف که با «کوتاهی امل» و دلکندن از نعمت و اندوه دنیا، راه حضور دائمی در پیشگاه حق را برگزید.
روزه تنها امساک از نان نیست، که بریدن دل از هر آن چیزی است که انسان را از مقصود بازمیدارد.در این حکایت از «تذکرةالاولیا»، عطار نیشابوری نقل میکند که رابعه عدویه هفت شبانهروز روزه بود و شبها را نیز به نماز میگذراند. هنگام افطار، چند بار بهگونهای پیش آمد که نتوانست غذا بخورد؛ ظرف غذا ریخت، چراغ خاموش شد و کوزه شکست. رابعه نالید که چرا چنین میشود. آوازی شنید که اگر بخواهد، نعمت دنیا به او داده میشود، اما در آن صورت اندوه فراق الهی از دلش میرود؛ زیرا دل، جای جمع شدن همزمان دنیا و خدا نیست.
کوتاهی امل (رابعۀ عدویه)
نقل است که یک بار هفت شبانهروز به روزه بود و هیچ نخورده بود و به شب، هیچ نخفته بود. همه شب به نماز مشغول بود. گرسنگی از حد بگذشت. کسی به در خانه اندرآمد و کاسهای خوردنی بیاورد. رابعه بستد و برفت تا چراغ بیاورد.
چون بازآمد، گربه آن کاسه بریخته بود. گفت بروم و کوزهای بیاورم و روزه بگشایم. چون کوزه بیاورد، چراغ مرده بود. قصد کرد تا در تاریکی آب بازخورد. کوزه از دستش بیفتاد و بشکست.
رابعه بنالید و آهی برآورد که بیم بود که نیم خانه بسوزد. گفت: «الهی این چیست که با من بیچاره میکنی؟»
آوازی شنود که: «هان! اگر میخواهی تا نعمت جمله دنیا وقف تو کنم امّا اندوه خویش از دلت وابرم که اندوه و نعمت دنیا هر دو در یک دل جمع نیاید. ای رابعه! تو را مرادی است و ما را مرادی. ما و مراد تو هر دو در یک دل جمع نیاییم.»
گفت: «چون این خطاب بشنودم چنان دل از دنیا منقطع گردانیدم و امل کوتاه کردم که سی سال است چنان نماز کردم که هر نمازی که گزاردم چنان دانستم که این واپسین نمازهای من خواهد بود و چنان از خلق سربریده گشتم که چون روز بود از بیم آنکه نباید که کسی مرا از او به خود مشغول کند. گفتم خداوندا! به خودم مشغول گردان تا مرا از تو مشغول نکنند.»



