به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
«کریس ون هولن» نماینده مجلس سنای آمریکا اخیرا در نشست رسمی کمیته روابط خارجی این مجلس، با صراحت در نقد ساختارهای قدرت، در برابر حضور مارکو روبیو، وزیر خارجه دولت ترامپ، بیمحابا واقعیتی را گفت که بسیاری در درون ساختار قدرت، سالها ساکت از کنار آن گذشته بودند.
او با جملهای تکاندهنده و تاریخی دولت ترامپ را «فاسدترین دولت در تاریخ آمریکا» خواند؛ عبارتی که اعلام هشدار زوال رژیم آمریکاست. توصیفی که گویای یک بحران مقبولیت در نهادهای کلیدی قدرت آمریکاست.این افشاگری، تشریحی بر بیماری مزمن تمدنی است که نخبگان غربی خود سالهاست دربارهاش می گویند در حال فروپاشی است.در نگاهی عمیقتر، توصیف ون هولن از «فاسدترین دولت تاریخ»، پژواک مشترک بسیاری از اندیشمندان برجستۀ غربی است که این روزها بیش از هر زمان دیگری از «پایان عصر آمریکایی» سخن میگویند.
از نظریهپردازان مسائل ژئوپلیتیک تا محافل فکری در اروپا، همگی بر این باورند که اضمحلال قدرت آمریکا در حال وقوع است.

توصیف «فاسدترین دولت تاریخ» از زبان یک عضو کمیته روابط خارجی، انعکاس فروپاشی اعتماد میان نخبگان سیاسی و بنیانهای اخلاقی قدرت آمریکا نیز است.در جلسه کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، سخنان تند و افشاگرانه «کریس ون هولن» همچنین لایهای دیگر از ماهیت فاسد نظام سیاسی این رژیم را آشکار کرد؛ نظامی که به گفته بسیاری از تحلیلگران غربی، در حال فرورفتن در مرداب زوال و فروپاشی است.
«کریس ون هولن» نماینده مجلس سنای آمریکا با صراحت بیسابقهای از «دونالد ترامپ» به عنوان چهرهای یاد کرد که مرز میان سیاست و تجارت شخصی را از میان برداشته است؛ جایی که منافع ملی آمریکا در برابر منافع خانوادگی و مالی او رنگ باختهاند.تبدیل شدن سیاست خارجی آمریکا به کارتلی تجاری، نشان میدهد که منافع شرکتهای خانوادگی جایگزین منافع ملی شدهاند.
به گفتهی ون هولن، دولت ترامپ در مبادلهای پشتپرده، برخی از حساسترین فناوریهای نیمهرسانا و هوش مصنوعی را در اختیار امارات متحده عربی گذاشته است تا در عوض، میلیاردها دلار سرمایهگذاری مستقیم در شرکتهای خانوادگی او صورت گیرد. چنین ادعایی بیانگر ساختار عمیقاً آلودهای است که طی دهههای اخیر در درون قدرت آمریکا ریشه دوانده است.
به همین قرار، گَوین کریستوفر نیوسام، فرماندار کالیفرنیا نیز اخیرا گفته بود: «میدانید وجه اشتراک بسیاری از سفرهای سیاست خارجی آمریکا چیست؟ اعضای خانواده ترامپ زودتر از همه آنجا هستند تا فضا را آماده کنند؛ تا مسیر معامله برای برجها، زمینهای گلف، سرمایهگذاریها و ارزهای دیجیتال را هموار کنند».


آمریکا ادعای دموکراسی، حکومت قانون، شفافیت، اخلاق، حقوق بشر و ... دارد اما وقتی عالیترین مقام اجرایی، نهادهای بینالمللی را برای تضمین معاملات شخصی به کار گیرد، این شعارها رنگ می بازند.سیاست خارجی آمریکا به ابزاری برای کسب منافع شخصی بدل شده است.
این سناتور آمریکایی، از میدان گلفهای ترامپ در عربستان و ویتنام گرفته تا قراردادهای پرسود هتلهای او در خاورمیانه و حتی هواپیمای ۴۰۰ میلیون دلاری اهداشده از سوی قطر را از مصادیق این مسأله می داند. می توان گفت، همه اینها از پدیدهای حکایت دارد که میتوان آن را «خصوصیسازی سیاست خارجی» نامید.این انحلال اخلاقی، نشانهای از زوال درونی قدرت است.
گرچه ترامپ با سبک ویژهاش نماد آشکارتری از این سقوط اخلاقی است اما ریشه مشکل را باید در ساختار فاسد آمریکا جست.نظام لابیگری، نفوذ بیمهار کارتلهای اقتصادی، اتکای روزافزون احزاب به سرمایههای خصوصی، باعث شده قانونگذار به نماینده سرمایه تبدیل شود نه شهروند.در چنین فضایی، رؤسای جمهور تنها چهرۀ عریان همان روندی هستند که سالهاست در تار و پود نهادهای آمریکا رسوخ کرده است.شما زیادی از متفکران غربی، معتقدند آمریکا در حال فروپاشی است.
دلیل این موضوع را می توان غارت کشورها، کشتار وسیع انسانهای بیگناه در جهان، بحران اقتصادی، فرسایش اعتماد شهروندان، فروپاشی عدالت اجتماعی، تبدیل دموکراسی به نمایشی صوری و ... دانست.

افشاگریهای پیدرپی درباره فساد مقامات و ناکارآمدی دولتها، موجب کاهش شدید اعتماد عمومی در آمریکا شده است. براساس نظرسنجیهای مؤسسه «پیو» و دانشگاه «گالوپ»، سطح اعتماد مردم به کنگره و کاخ سفید در پایینترین میزان تاریخ معاصر قرار دارد.این شکاف میان مردم و نخبگان، به تعبیر اندیشکده «رَند»، یکی از شاخصهای کلیدی فروپاشی درونی قدرتهای بزرگ است.
از بیرون، آمریکا ادعای ابرقدرتی دارد و آشکارا فریاد قدرت سر می دهد. اما قدرت سخت، بدون مقبولیت و انسجام درونی، همچون بنایی است استوار بر شن. فساد ساختاری، نظام مالی بیمار، شکاف طبقاتی گسترده و نژادپرستی نهادی، همه نشانه هایی از زوال و فروپاشی از درون اند. مؤسسات مالی جهانی بارها هشدار دادهاند که رشد بدهی فدرال و مصرفزدگی بیپایه، مدل اقتصادی آمریکا را در مسیر ناپایداری قرار داده است.
اندیشمندان متعددی سالهاست هشدار دادهاند که جهان وارد دوران «پسا آمریکایی» شده است.ریاستجمهوری ترامپ علامت زوال است؛ نشانهای از آنکه سیستم دیگر توان بازتولید مقبولیت را ندارد. فسادهایی مانند معاملات پنهان با امارات یا معاهدات پرابهام اقتصادی، تنها بخش قابل رؤیت کوه یخاند.

اگر در هر تصمیم بزرگ سیاست خارجی، ردپای شرکتهای شخصی و منافع خانوادگی دیده شود، آمریکا دیگر به شرکتی بیمرز بدل میشود که سهامداران اصلیاش در اقلیت مطلق قرار دارند و اکثریت عظیم شهروندان فقط مصرفکنندهاند.در زیر سطح ظاهری آمریکا ، تضادهای درونی آن هر روز آشکارتر میشود؛ نابرابری، فساد، بیعدالتی و انحطاط اخلاقی.افشای ارتباطات مالی و سیاسی ترامپ با دولتهای خارجی تنها یکی از نشانههای فروپاشی در زیر پوست رژیم آمریکاست. نشانهای از بحرانی تمدنی است.



