به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
در ماهی که گذشت، خبرهایی مبنیبر قتل سه تن از منتقدان و مخالفان رضا پهلوی در خارج کشور منتشر شد که توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
هرچند دستگاه تبلیغاتی و جریان رسانهای سلطنتطلب سعی میکند با عدم پرداختن به این موضوع، به نوعی از کنار این قتلها گذر کند؛ اما از آنجایی که این سه قتل بهصورت پیدرپی در یک فاصله کوتاه رخ دادهاند، این احتمال وجود دارد که افرادی بیشتری هم قربانیِ مخالفت با رضا پهلوی شوند.
.png)
اولین قربانی که بیش از دو مورد بعدی نامش در شبکههای اجتماعی به گردش در آمد، «مسعود مسجودی» نام دارد؛ وی قبل مرگ، در صفحه شخصیاش درباره آغاز یک روند حقوقی برای شناسایی فرقه پهلوی بهعنوان یک نهاد تروریستی در کانادا نوشته بود.
.png)
وی در این متن ضمن اشاره به اعمالی همچون «سرقت، جعل، تهدید جانی و حیثیتی، انتشار سازمانی و گسترده جعلیات و دروغپردازی علیه جمهوری اسلامی از سوی جریان پهلوی، توضیح داده است: «این پرونده بهطور ویژه به خشونت سیاسی و جرائم سازمانیافته از سوی دفتر و ارتش سایبری پهلوی میپردازد. در این راستا، از دادگاه خواستهام که فرمانی در راستای بررسی و شناختهشدن فرقه پهلوی بهعنوان نهادی تروریستی در کانادا صادر کند».
اما «مسعود مسجودی» پیش از آنکه در دادگاه موفق شود، به طرز مشکوکی جانش را از دست داده و در شمار یکی قربانیان مختالفت با رضا پهلوی قرار گرفته است.
.png)
دومین مورد نیز «محسن احمدیپور» است که برخی رسانهها و گروهها، از جمله انجمن خانوادههای جانباخته پرواز ۷۵۲، از پیدا شدن جنازهاش در کانادا او از چهرههای نزدیک به حامد اسماعیلیون و از منتقدان سرسخت رضا پهلوی بود که بارها مورد تهدید قرار گرفته بود، خبر دادهاند.
در میان قربانیان اخیر، سومین شخص نیز «مرتضی صادقی» نام دارد که بهخاطر عدم نصب پرچم شیروخورشیدِ سلطنتطلبان در رستورانش، در هامبورگ و با ضربات چاقو به قتل رسید.

صادقی اهل هرات بود و حدود ۳۰ سال پیش به آلمان مهاجرت کرده بود. رستورانت او از مراکز شناختهشده غذاهای ایرانی و افغانستانی در هامبورگ بهشمار میرفت.
گفته شده که ضارب، یک ایرانی متواری است که با سلاح سرد و فحاشی قصد داشت «مرتضی صادقی» را وادار کند که پرچم شیروخورشید را درون رستوران خود نصب کند؛ اما با مخالفت صادقی روبهرو شده است و بر همین اساس فضا متشنج شده و ضارب ایرانیالاصل با سلاح سرد به وی حمله کرده و با ضربات متعدد صادقی را به قتل رسانده است.
گفتنی است که ویدئوهایی هم در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد سلطنتطلبان به فروشگاهها و رستورانهایی در شهرهای مختلف در کشورهای غربی میروند و با لحنی تهدیدآمیز، از صاحبان این فروشگاهها و رستورانها میخواهند تا پرچم شیروخورشید را در مغازههایشان نصب کنند.
در یکی از موارد، فرد سلطنتطلب وارد فروشگاه میشود و به فروشنده میگوید: «اگر این پرچم را نصب نکنی، خودمان میدانیم چهکار کنیم!».
در یک مورد دیگر نیز میبینیم که چند تن از عناصر پهلوی با صاحب یک رستوران ایرانی در وین به مشاجره میپردازند و ضمن فحاشی به صاحب رستوران، او را بازخواست میکنند که چرا پرچم شیروخورشید را جلوی رستورانش نصب نکرده است!
درواقع مجموع این رفتارها و اقدامات از سوی سلطنتطلبها نشان میدهد که شعارهایی با مفهوم دموکراسی که رضا پهلوی بارها در اظهاراتش از آن سخن گفته مدعی دموکراسیخواهی شده، صرفاً یک نمایش برای جلب نظر افکار عمومی؛ چراکه اگر کسی بهطور جدی با رضا پهلوی مخالفت کند و با جریان سلطنتطلب همراه نشود، با تهدیدات جدی مواجه خواهد شد.
مهدی خلجی، فعال سیاسی و رسانهای اپوزیسیون درباره جریان پهلوی گفته است: «در تاریخ سیاسی معاصر، ما یک گروه نداشتیم که اینقدر از زبان جنسی برای حمله به مخالفان خود استفاده کند. هر اتفاقی برای من بیافتد، مسئولش را فرح پهلوی و رضا پهلوی میدانم؛ به دلیل اینکه هوادارانشان به من فحش جنسی داده و من را تهدید جانی میکنند.
من واقعاً نگران هستم؛ زیرا روزانه در معرض تهدید اینها هستم. حدود ۶ سال است که فاشیزم پهلوی ۲۴ ساعته من را آماج حملات ناجوانمردانه و غیرانسانی خود قرار داده است! من قربانی «توحش پهلوی» هستم و زندگی من از این بابت مختل شده و نمیدانم به چه کسی پناه ببرم. من تنها کسی نیستم که قربانیِ اینها هستم؛ [حامیان پهلوی] مدام قربانی میگیرند».

البته این روش ـ حذف رقبا و مخالفین ـ در میان پهلویها سابقه تاریخی نیز دارد که میتوان بهصورت مختصر به آن اشاره کرد.
محمدقلی مجد، استاد دانشگاه پنسیلوانیا، مینویسد: «تیمورتاش، سردار اسعد، فیروز و مدرس از سرشناسترین قربانیان این حکومت بودند که در زندان رضاخان به طرز فجیعی جان باختند. اشخاصی مثل تقیزاده، دادگر و رهنما هم که قدری خوششانستر بودند، تبعید شدند. افرادی نیز مثل علی دشتی در بیمارستان زندان به تدریج تحلیل رفتند». (محمدقلی مجد، رضاشاه و بریتانیا، صفحه ۹۹.)
همچنین، یرواند آبراهامیان، مورخ ایرانیآمریکایی خاورمیانه و استاد تاریخ در کالج باروخ و مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه نیویورک، در کتاب «تاریخ ایران مدرن» مینویسد: «نمایندگان و دیگر سیاستمداران منتقد [رضا] شاه، عاقبت دلخراشی داشتند. مثلاً ساموئل حیم، نماینده یهودی، به جرم «خیانت» اعدام شد. میرزاده عشقی، شاعر سرشناس، سوسیالیست و سردبیر نشریه قرن بیستم، در روز روشن هدف گلوله قرار گرفت. کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتی، نیز به همین سرنوشت [ضرب گلوله] دچار شد. محمد فرخی یزدی، نماینده مجلس و سردبیر پیشین روزنامه سوسیالیستی طوفان، ناگهان در بیمارستان زندان درگذشت. سیدحسن مدرس که رهبری حزب اعتدالی را از بهبهانی بر عهده گرفته بود، به روستایی دورافتاده در خراسان [کاشمر] تبعید شد و در آنجا بهطور ناگهانی درگذشت و شایع بود که مرگ مدرس بر اثر خفگی بوده است».




