به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
منافقین خلق؛ تروریسم با شناسنامه اجارهای
منافقین خلق، نه یک جریان سیاسی، که یک پروژه امنیتیِ اجنبیساخته بودند؛ پروژهای که از ترور کور مردم کوچه و بازار تا همپیمانی رسمی با دشمنِ متجاوز بعثی، هیچ خط قرمزی را نشناخت. آنان نشان دادند وقتی «وطن» مزاحم جاهطلبی شود، حذف میشود؛ حتی اگر به قیمت ریختهشدن خون هزاران ایرانی تمام شود. رجوی، نماد عینی خیانتی است که برای بقا، به هر آغوش ناپاکی پناه میبرد.
سلطنتطلبیِ بیعقل؛ وارث همان خیانت
امروز همان منطق، با ادبیاتی بزکشده بازتولید شده است. سلطنتطلبانی که عقل سیاسی را با توهم بازگشت عوض کردهاند، بهجای تکیه بر مردم، دست نیاز به سمت اتاقهای فکر بیگانه دراز کردهاند. «رضا ربعپهلوی» نه پروژه ملی دارد و نه پایگاه مردمی؛ سرمایهاش همان است که رجوی داشت: حمایت خارجی و نفرت از اراده ملت. وقتی کار به جایی میرسد که تحریم، فشار و حتی حمله به ایران را «فرصت» مینامند، دیگر نیازی به توضیح نیست؛ خیانت، خودش را معرفی میکند.
دو جریان، یک کارخانه
منافقِ دیروز و سلطنتطلبِ امروز، محصول یک کارخانهاند؛ کارخانهای که مواد اولیهاش «کینه از مردم»، «وابستگی به بیگانه» و «بیاعتقادی به ایران» است. تفاوت در لباس است، نه در ماهیت. هر دو، وقتی پای انتخاب میرسد، بیگانه را انتخاب میکنند و مردم را قربانی.
ملت؛ خط بطلان دائمی
اما تاریخ ایران یک پاسخ تکراری دارد: ملت. همان ملتی که ترور را تاب آورد، جنگ را ایستاد، تحریم را خنثی کرد و هر بار، محاسبات اتاقهای فکر خارجی را بر هم زد. این ملت، خوب میداند امنیت و استقلال، وارداتی نیست و با امضای فراریها به دست نمیآید.
خائن، همیشه بوده و هست؛ اما آنچه همیشگیتر است، بصیرت مردمی است که هر بار، دستپخت اجنبی را پس میزنند—چه نامش رجوی باشد، چه «رضا ربعپهلوی»



